top of page

Photo: AP
روز جهانی معلولین، اما زنان معلول در افغانستان شب ها را با شکم گرسنه صبح می کنند
۱۳ قوس ۱۴۰۳
آریان رایا
سوم دسامبر روز جهانی معلولین است، اما شماری زیادی از خانم ها و دختران دارای معلولیت در افغانستان از دشواریها و مشکلات مضاعف زندگی شان شکایت داشته، میگویند که در وضعیت بدی به سر می برند.
این خانم ها با شکایت از پرداخت نشدن معاشات و امتیاز های سهساله شان از سوی وزارت شهدا و معلولین تحت کنترول طالبان، میگویند پس از قطع معاشات شان درد از دست دادن اعضای بدن را فراموش، اما درد و غم گرسنگی، فقر و مشکلات اقتصادی را بر دوش خستهای شان میکشند.
کبرا 19 ساله یک تن از قربانیان جنگ که در گوشهای از شهر کابل بر روی ویلچر کهنه ای نشسته است، میگوید پس از قطع معاش و امتیاز معلولیت اش از سوی حکومت طالبان، مجبور شده تا برای سیر کردن شکم خود و خانواده اش از بام تا شام دست گدایی را پیش مردم دراز کند.
وی می گوید که باشنده اصلی ولسوالی قلعه ذال ولایت کندز است، اما آتش فقر خانواده اش را مجبور ساخته تا به کابل پناه بیارود. " تقریبا 9 سال پیش وقتی من از مکتب به خانه آمدم یک دفعه صدای وحشت ناک شد، دوباره هیچ چیزی را نفهمیدم، به زمین خوردم، من حتی درد را حس نکردم، اما روبروی من یک پای افتاده بود، دیگر ضعف کرده بودم، من را به شفاخانه مرکزی کندز بردند و امروز به این وضعیت قرار دارم."
کبرا با انگشت اشاره به سمت پاهایش اشاره کرده و با گلوی پر از بغض می گوید" یک پای من به صورت کلی قطع شده بود و پای دوم من هم بسیار آسیب دیده بود، داکتران قطع کردند، من که چیزی را ندیدم، اما مردم می گویند که طالبان یک رنجر اردوی ملی را با راکت زده بود که از بخت بد من هم هدف قرار گرفتم."
کبرا، تنها قربانی جنگ نیست که فقر اقتصادی پایش را روی سرک های کابل کشیده، تا دست گدایی را پیش مردم دراز کند، بلکه پریما، قربانی دیگریست که 14 ساله پیش در پی برخورد مرمی هاوان طالبان بر خانه شان نه تنها معلول، بلکه تمامی اعضای خانواده اش را نیز از دست داده است.
وی میگوید باشنده اصلی ولایت فاریاب است و اکنون در یک تکاوی کرایه ای در شهر هرات زندگی می کند، اما از مدت پنج ماه به این سو موفق به پرداخت کرایه خانه اش نشده است.
پریما وضعیت زندگی اش را این گونه بیان می کند، " تقریبا چهارده سال پیش روز شنبه بود ما داخل خانه خود نشسته بودیم، که یک بار همه خانه ما چپه شد، من هیچ چیزی را نمی دیدم، زیر خاک ها گم شده بودم، پدر، سه برادر و چهار خواهرم و مادرم همه یک جای شهید شد، من را همسایه ها از زیر خاک بیرون کرده و تا یک سال همسایه ام خدمت من را کرده است."
با شروع این صحبت بار دیگر غم از دست دادن اعضای خانواده و اعضای بدن برای پریما تازه شده و با اشک و اندوه میگوید، ده سال پیش به دلیل نداشتن سرپرست مجبور شده تا همرای یک مرد کهن سال 68 ساله ازدواج نماید، اما اکنون سیاه بختی بار دیگر به سراغ اش آمده است.
"من که کسی را نداشتم، با یک مرد که زن اش مرده بود، مجبور شدم ازدواج کنم، شوهرم هیچ کار کرده نمی تواند، یک دخترک شش ساله دارم، من را کمک می کند تا روی ویلچرم حرکت کنم و هر روز گدایی می کنم، یک بچه 8 ساله داشتم او هم مریض شد و مرد، روز 50 تا 100 افغانی گدایی مردم می دهد."
خدیجه خانم دیگریست که در پی رویداد ترافیکی پای چپاش را از دست داده است و اکنون در سرک های هرات مجبور به گدایی شده است. وی میگوید هرچند معاش سالانه معلولیت اش اندک است، اما در صورت پرداخت شدن وی را از گدایی نجات می دهد.
خدیجه که خود را در چادری آبی رنگ پیچانده تا چهره اش هویدا نشود، با صدای گرفته و درد آلود اش میگوید هر ازگاهی شب ها را با شکم گرسنه صبح می کند." اگر مجبور نباشم، چرا بیایم گدایی کنم، خورد بودم وقتی به بادغیس می رفتیم، موتر چپه شد و پایم زخمی شد، مشکلات اقتصادی داشتیم تداوی کرده نتوانستیم و آخر داکتر ها پایم را قطع کرد، خیلی وقت شده که کسی کمک نکرده و ما شام چیزی برای خوردن نداشتیم، بدون نان خواب شدم و صبح دوباره به گدایی آمدم."
وی با اشک و گریه به صحبت اش ادامه داده و میافزاید"زندگی خیلی سخت است، با معلول کسی ازدواج نمی کند که این ناتوان است، نان آور خانه هم من ندارم، پدرم فوت شده، معاش ما را هم حکومت نصف کرده امسال یازده هزار افغانی داده، من چطور دوازده ماه را با یازده هزار افغانی سپری کنم؟"
گفتنی است که پرداخت نشدن امتیاز و حقوق افراد دارای معلولیت نه تنها زندگی را به کام زنان دارای معلولیت تلخ ساخته است، بلکه شماری زیادی از معلولین نظامی و ملکی با سقوط نظام جمهوریت و روی کار آمدن طالبان از این حق قانونی شان محروم و یا هم نیم آن را در سال جاری دریافت نکرده اند.
تازهترین مطالب
گزارش های خبری

03:07

03:31

02:40

02:24

02:50

03:51

02:21

02:50
ما را دنبال کنید
bottom of page