«حجاب داشتیم؛ باز هم هدف خشونت قرار گرفتیم»؛ روایت معترضان هرات از سرکوب طالبان
- Ariahn Raya
- 23 hours ago
- 3 min read

«طالب با قنداق تفنگ به سرم زد. بیهوش شدم و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.»
این بخشی از روایت نازیه، یکی از دختران معترض هرات است؛ دختری که میگوید برای مطالبه حق کار، تحصیل و آزادی به خیابان رفت، اما با خشونت نیروهای طالبان روبهرو شد و با سر خونآلود و زخمی به خانه برگشت.
صبح سهشنبه (9 جون) شماری از زنان و مردان در منطقه جبرئیل هرات گردهم آمدند تا در اعتراض به بازداشت زنان و آنچه رفتار خشونتآمیز مأموران امر به معروف طالبان گفته میشود، صدای اعتراض خود را بلند کنند.
معترضان میگویند نه خواستار امتیاز ویژهای بودند و نه شعار سیاسی سر دادند؛ آنان تنها سه واژه را فریاد زدند: «کار، تحصیل و آزادی». اما طالبان همین خواست ساده را نیز تحمل نتوانستند و با فیر تفنگ و لتوکوب پاسخ دادند.
به گفته شاهدان، پاسخ طالبان به این خواستهها نه گفتوگو، بلکه سرکوب بوده است.
نازیه که در این تجمع حضور داشت، به زننیوز میگوید از شب قبل، از طریق شبکههای اجتماعی از فراخوان اعتراض آگاه شده بود.
او صبح زود همراه با یکی از دوستانش راهی محل تجمع شد. به گفته او، طالبان از همان آغاز مسیرها را بسته بودند و تلاش میکردند مانع تجمع مردم شوند.
نازیه میگوید:
«وقتی جمعیت بیشتر شد و شعارهای کار، تحصیل و آزادی بلند شد، طالبان شروع به لتوکوب مردم کردند. یک طالب به من گفت: “تو دختر هستی و حجاب نمیخواهی؟” بعد با قنداق تفنگ به سرم زد. وقتی چشم باز کردم، در یک خانه بودم و چند دختر دیگر روی صورتم آب میپاشیدند. سرم خونآلود بود و توان راه رفتن نداشتم. بعد دروازه تکتک شد و دخترها شروع کردند به فرار. ما از دروازه دیگر همان خانه فرار کردیم. دوستم با یک دختر دیگر به من کمک کردند و داخل سهچرخ سوار شدم. تا خانه رفتم، خون زیادی از سرم رفت.»
روایت نازیه تنها یکی از دهها روایت مشابه است؛ روایت زنانی که میگویند برای مطالبه ابتداییترین حقوق انسانی خود با خشونت روبهرو شدهاند.
سوریا، یکی دیگر از اشتراککنندگان این اعتراض، در گفتوگو با زننیوز میگوید لحظاتی پس از آغاز شعارها، نیروهای طالبان به سوی مردم یورش بردند.
او میگوید:
«ما فقط برای حق خود آمده بودیم. اما طالبان بهجای شنیدن صدای ما، با فیر تفنگ پاسخ دادند. من با چشمهای خود دیدم که زنان زخمی شدند. مردم فرار میکردند و هیچکس احساس امنیت نمیکرد.»
به گفته او، با بیشتر شدن شمار معترضان، موترهای بیشتری از نیروهای امنیتی و استخبارات طالبان به محل رسیدند و بازداشتها آغاز شد.
عایشه، یکی دیگر از زنان حاضر در تجمع، رفتار طالبان را «وحشیانه» توصیف میکند. او میگوید نیروهای طالبان در آغاز با چوب، شلاق و قنداق تفنگ مردم را لتوکوب کردند و میخواستند تجمع را پراکنده سازند. اما، وقتی طالبان نتوانستند اعتراض را متوقف کنند، به استفاده از سلاح روی آوردند.
او میگوید:
«ما حجاب داشتیم، اما باز هم هدف خشونت قرار گرفتیم. آن روز برای طالبان مهم نبود که زنان چه پوشیدهاند؛ مهم این بود که چرا صدای اعتراض بلند کردهاند.»
روایت این زنان، تصویری از واقعیتی را ترسیم میکند که بسیاری از زنان افغانستان در نزدیک به پنج سال گذشته تجربه کردهاند؛ واقعیتی که در آن حق آموزش، حق کار و حتی حق حضور در فضای عمومی، با وجود لباس و حجاب اسلامی، به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شده است.
اعتراض روز سهشنبه در هرات بخشی از مقاومت مدنی در برابر سیاستهای طالبان است؛ سیاستهایی که منتقدان آن را نمونه آشکار تبعیض و زنستیزی ساختاری میدانند.
زنانی که در جبرئیل هرات به خیابان آمدند، میگویند خواسته آنان چیزی فراتر از حقوق اولیه انسانی نیست؛ حقوقی که به باور آنان، طالبان همچنان از به رسمیت شناختن آن خودداری میکنند.



