سازمان ملل کجاست؟ خانواده دختری که به دست طالبان شکنجه و کشته شد، در ایران در آستانه اخراجاند
- Maryam Naiby
- Jul 16
- 3 min read

دو سال پس از قتل دلخراش مارینا سادات ازسوی طالبان در کابل، خانواده او هنوز در گرداب تهدید، آوارگی و بیپناهی دستوپا میزنند. برادر مارینا در گفتوگوی تازه با زننیوز، روایتی تکاندهنده از رنج مداوم خانوادهاش بازگو میکند؛ خانوادهای که ابتدا توسط طالبان سرکوب و شکنجه شد و اکنون در آستانه اخراج اجباری از ایران قرار دارد.
مارینا سادات، دانشجوی 23 سالهای بود که در دسامبر سال 2023، تنها به دلیل آنچه طالبان «حجاب نامناسب» عنوان کردند، توسط مأموران امر به معروف و نهی از منکر این گروه در دشت برچی کابل بازداشت شد. خانواده مارینا 21 روز تمام به دنبال او بودند تا آنکه جسد شکنجهشدهاش در داخل بوجی در کنار جوی آبی در ولسوالی پغمان کابل پیدا شد. آثار شلاق، لتوکوب، خفگی و شکنجه بر بدن نحیف و بیجان مارینا، حکایت از ظلمی داشت که طالبان بر او روا داشتند.

پدر و مادر مارینا سادات پس از قتل دخترشان به دلیل دادخواهی و اعتراض علیه طالبان، توسط این گروه بازداشت و زندانی شدند. برادر مارینا به زننیوز گفت: «پدر و مادرم هفت ماه کامل در زندان طالبان در پلچرخی کابل بودند. در زندان بارها لتوکوب و شکنجه شدند و حتی شوک برقی به آنها داده شد که هنوز آثار روانی و جسمی آن شکنجهها بر بدن و ذهنشان باقی مانده است.»
او افزود طالبان در جریان بازجوییها بارها به آنها گفته بودند: «چرا دخترتان در خانه نماند و چرا به دانشگاه میرفت؟ چرا دخترتان ازدواج نکرد و چرا با اعتراض و دادخواهی، آبروی ما [طالبان] را بردید؟»
پس از هفت ماه بازداشت، طالبان پدر و مادر مارینا را به شرط سکوت و با ضمانت پولی آزاد کردند. برادر مارینا میگوید: «طالبان به ما هشدار دادند که اگر دوباره صدایمان بلند شود، این بار همه ما را از بین خواهند برد.»
پس از این تهدیدات، خانواده مارینا مجبور شدند در اوایل اسد 1403 افغانستان را ترک کنند. آنها با دشواری زیاد از مرز عبور کرده و وارد ایران شدند. برادر مارینا در اینباره میگوید: «هرچند به صورت قانونی وارد ایران شدیم، اما برای عبور از مرز مجبور شدیم به سربازان مرزی افغانستان رشوه بدهیم. در تمام مسیر نگران بودیم که مبدا باز زیر تعقیب طالبان باشیم.»
اکنون در تهران، خانواده مارینا در شرایطی بحرانی زندگی میکنند؛ تحت فقر شدید، بدون اقامت قانونی، بدون حق تحصیل و کار، و در تهدید مداوم بازداشت و اخراج. برادر مارینا میگوید: «بعد از پایان اعتبار ویزا، بارها به وزارت مهاجرین ایران در تهران رفتیم، اما درخواست ما برای پناهندگی رد شد. گفتند اگر 5 هزار دالر بدهیم و ضامن رسمی داشته باشیم، شاید بتوانیم اقامت موقت بگیریم. ما نه چنین پولی داشتیم، نه کسی را که ضمانتمان کند. ما خانوادهای زخمی، بیپناه و داغداریم که حتی پول نان شبمان را با سختی تهیه میکنیم. بارها توسط پلیس ایران بازداشت شدیم و تنها با التماس و پرداخت رشوه توانستیم آزاد شویم.»
خانواده مارینا میگویند بارها به دفتر سازمان ملل متحد (UNHCR) در تهران مراجعه کردهاند، اما با بیتوجهی و تحقیر مواجه شدهاند. برادر مارینا میگوید: «کارکنان محلی سازمان ملل به ما گفتند هیچ کشوری حاضر نیست شما افغانها تروریست را بپذیرد و درخواست پناهندگی ما را رد کردند.»
بزرگترین نگرانی خانواده مارینا اکنون اخراج اجباری از ایران است؛ برادر مارینا میگوید: «اگر به افغانستان برگردیم، طالبان ما را خواهد کشت. ما نه جایی داریم، نه پناهی. اگر جهان به فریاد ما پاسخ ندهد و پیش از آنکه اخراج شویم، مجبور به خودکشی و خودسوزی خواهیم شد. این یک فاجعه خواهد بود.»
خانواده مارینا از جامعه جهانی، سازمان ملل و کشورهای اروپایی میخواهند که صدای آنها باشند و مانع اخراج اجباریشان شوند. آنها همچنین از رسانههای آزاد و فعالان افغان میخواهند که سکوت نکنند و به این فریاد دادخواهی پاسخ دهند.



