نان یا شلاق؛ وقتی زندهماندن برای زنان نیمروز جرم میشود
- Ariahn Raya
- Feb 4
- 2 min read

در نیمروز، جایی که فقر ریشههایش را تا مغز استخوان مردم دوانده است، زنان و دختران برای زندهماندن ناچارند دست نیاز به سوی رهگذران دراز کنند.
اما آنچه کمتر دیده میشود، این است که زیر حاکمیت طالبان، همین تلاش برای بقا نیز برای زنان جرم تلقی میشود.
روایتهای تکاندهندهٔ زنان شهر زرنج نشان میدهد که طالبان نهتنها فقر را درک نمیکنند، بلکه به آن با شلاق، بازداشت و محاکمههای صحرایی پاسخ میدهند؛ محاکمههایی که در آن نه قانونی و نه صدایی برای دفاع وجود دارد.
شکیلا، زنی که کودک نوزادش را در آغوش گرفته و روی جادههای زرنج گدایی میکند، با چشمانی سرخ از گریه به زننیوز میگوید:
«ما از روی ناداری لب سرک میآییم… نانآور ندارم؛ شوهرم سالها پیش کشته شد. اما طالبان هر شب ما را به حوزه میبرند و لتوکوب میکنند که گدایی نکنیم.»
شکیلا با صدایی لرزان میافزاید: «حتی بارها با ما رفتارهای غیر اخلاقی کردند… گفتنش هم سخت است. ما صدا نداریم و کسی شکایت ما را نمیشنود.»
لیلی، دختر دیگری از نیمروز، میگوید برای تأمین لقمهٔ نان خانوادهاش ناچار به گدایی است، اما طالبان به این بیپناهی با بازداشت و خشونت پاسخ میدهند:
«حداقل هفتهای یکبار بازداشت میشوم. طالبان وقتی ما را روی سرک میبینند، میگیرند، ریشخند میزنند و لتوکوب میکنند.»
عذرا، زن دیگری از نیمروز که نانآور پنج عضو خانواده است، میگوید وقتی در خانههای مردم کاری پیدا نمیکند، ناچار به گدایی میشود؛ اما گدایی در حکومت طالبان برای او به معنای حکم مرگ اجتماعی است:
«بهصورت صحرایی محاکمهمان میکنند. هر کس هرطور دلش شد، با ما رفتار میکند. نمیدانند ما نان نیاز داریم.»
این روایتها نشان میدهد که سیاستهای طالبان در حذف زنان از جامعه وارد مرحلهای تازه و خطرناک شده است؛ مرحلهای که در آن «محرومیت اقتصادی» زنان را به «گدایی اجباری» میکشاند و همان گدایی بهانهای میشود برای بازداشت، شکنجه و محاکمههای صحرایی. چرخهای از سرکوب که امروز در نیمروز به اوج خود رسیدهاست.
داستان مادرانی که برای لقمهٔ نان تحقیر میشوند، لتوکوب میشوند و در سکوت میسوزند، تنها روایتهای شخصی نیست، بلکه سندی روشن از یک جنایت ساختاری علیه زنان است.
زنان نیمروز با صدایی که میلرزد اما خاموش نشده، به جهان میگویند: «ما نان میخواهیم، نه شلاق. ما عدالت میخواهیم، نه محکمهٔ صحرایی. ما امنیت میخواهیم، نه ریشخند و تحقیر.»



