top of page

پانزدهم آگوست؛ روزی که جمهوریت سقوط کرد و انسانیت به اسارت رفت

  • Writer: Zan News
    Zan News
  • Aug 15
  • 2 min read
Sent to Zan TV
Sent to Zan TV

نویسنده: تمیم عطایی – خبرنگار افغان در تبعید


سقوط یک پرچم، فروپاشی یک ملت

پانزدهم آگوست 2021 فقط سقوط کابل نبود؛ روزی بود که امید و آینده‌ یک ملت در هم شکست. با فرار اشرف غنی و فروپاشی جمهوریت، جاده های کابل از صدای آزادی تهی شد و پرچم سفید طالبان بر فراز شهری برافراشته شد که زمانی نماد مبارزه برای حقوق بشر، دموکراسی و برابری جنسیتی بود.


در کمتر از چند ساعت، چهره‌ زن از دیوارها پاک شد، صدای خنده‌ کودکان خاموش گردید، و مکتب‌ها به سکوت اجباری فرو رفتند. کابل، که زمانی میزبان نشست‌های جهانی درباره زنان و صلح بود، به زندانی در حصار ایدئولوژی بدل شد.


سقوط یا معامله؟

این فروپاشی، نه تنها نتیجه‌ی ضعف ساختار سیاسی و فساد نظام پیشین بود، بلکه نشانه‌ای از یک معامله پنهان در سطح منطقه‌ای و جهانی بود. شواهد حاکی از آن است که:

  • طالبان بدون درگیری وارد کابل شدند.

  • سلسله‌مراتب نظامی به نیروها دستور عقب‌نشینی داد.

  • میدان هوایی کابل به صحنه فرار مقام‌های دولتی و سیاسیون بدل شد.

  • مردم، بی‌پناه و حیران، بازگشت به عصر تاریکی را تماشا کردند.


زنان؛ نخستین قربانیان ایدئولوژی طالبان

فروپاشی جمهوریت، نخستین و شدیدترین ضربه را به زنان افغانستان وارد کرد.

طی هفته‌های نخست:

  • مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم بسته شد.

  • زنان از کار، ورزش، هنر و حتی حضور در پارک‌ها محروم شدند.

  • فعالان زن بازداشت، شکنجه ،تجاوز یا ناپدید شدند.


فرار مغزها؛ مهاجرتی از سر اجبار

پس از سقوط، موج بی‌سابقه‌ای از مهاجرت نخبگان، دانشگاهیان، خبرنگاران و فعالان مدنی آغاز شد:

  • هزاران افغان در ماه‌های نخست از کشور خارج شدند.

  • دانشگاه‌ها بدون استاد و مراکز علمی بدون متخصص ماندند.

  • رسانه‌های آزاد تعطیل یا تحت کنترل طالبان درآمدند.


میدان هوایی کابل، که به صحنه‌ای از آویختن انسان‌ها به هواپیماها تبدیل شد، نماد ناامیدی مطلق شد.


پروژه تطهیر طالبان؛ خیانت به حقیقت

هم‌زمان با شعله‌ور شدن بحران انسانی، برخی از دولت‌ها و چهره‌های بین‌المللی تلاش کردند طالبان را «نرمال» جلوه دهند:

  • برگزاری کنفرانس‌های صلح نمایشی با طالبان.

  • سفر چهره‌های خارجی مانند شرل بنارد که افغانستان را برای زنان «امن» توصیف کرد.

  • انتشار ویدئوهای تبلیغاتی از سوی توریست‌ها.


این تلاش‌ها، با سکوت مرگبار نهادهای بین‌المللی، عملاً به مشروعیت‌بخشی یک حکومت سرکوبگر انجامید.


نظام آموزشی؛ مهندسی نسل مطیع

طالبان آموزش را به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی افراطی خود بدل کرده‌اند:

  • حذف مضامین علمی مانند فیزیک، کیمیا و علوم اجتماعی یا تغییر محتوای آنها بر اساس قرائت افراطی از شریعت.

  • بستن مکاتب دخترانه و اخراج معلمان زن.

  • ترویج یک نسل بی‌پرسش، بی‌زن، و مطیع ساختار امارت.


مهاجران؛ قربانیان دوباره

میلیون‌ها افغان پس از سقوط، در کشورهای همسایه و اروپا با بحران جدیدی مواجه شدند:

  • اخراج اجباری و تبعیض در ایران ، پاکستان و ترکیه.

  • سرکوب صداها و فعالیت‌های مدنی در ترکیه.

  • بلاتکلیفی سال‌ها در پرونده‌های پناهندگی اروپا.

  • بی‌سرنوشتی هزاران همکار افغان نیروهای بین‌المللی که در آمریکا رها شدند.


نتیجه‌گیری: حافظه جمعی را زنده نگه داریم

پانزدهم آگوست باید به عنوان روزی ثبت شود که نه تنها یک نظام سیاسی، بلکه ارزش‌های انسانی در افغانستان سقوط کرد. فراموشی این روز، خیانت به نسل‌های آینده است.


طالبان شاید پرچم خود را بر بام ارگ افراشته باشند، اما در دل هزاران زن و مرد، جمهوریت، آموزش و آرزوی آزادی هنوز زنده است.

 
 
bottom of page