top of page

چهار سالگی کابوس دختران افغانستان؛ از ازدواج اجباری تا همبستری اجباری طالبان

  • Ariahn Raya
  • Aug 13
  • 3 min read
ree

با گذشت چهار سال از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، زندگی هزاران دختر به کابوسی تاریک تبدیل شده است؛ کابوسی که با بسته شدن دروازه‌های آموزش و تحصیل آغاز و در ازدواج‌های اجباری به نقطه‌ای دردناک، اما ناتمام رسیده است.


میلیون‌ها دختر جوان که تا چهار سال پیش در دانشگاه‌ها، مکتب‌ها و مرکزهای آموزشی با همدیگر از رویاهای دخترانه‌شان سخن می‌گفتند، اکنون در سکوت اشک می‌ریزند و نگران زندگی‌ای هستند که با اجبار همراه است.


این دختران که تا دیروز شاگردان ممتاز، دانشجویان پرتلاش یا دختران پرامید بودند، اکنون در چهار دیواری خانه حبس شده‌اند و از همین حصار خانگی به دام ازدواج‌هایی افتاده‌اند که انتخاب خودشان نبوده است.


فرشته (نام مستعار)، دختر 17 ساله و باشنده ولایت هرات، در پی ممنوعیت رفتن دختران به مکتب، نه‌تنها خانه‌نشین بلکه به دام ازدواج اجباری گرفتار شده است. او در صحبت با زن‌نیوز چنین می‌گوید:

«از وقتی که مکتب بسته شد، همه چیز تغییر کرد. اول فقط ناراحتی از درس نخواندن بود، اما بعد از چند ماه، خانواده‌ام گفتند که دیگر دلیلی برای ماندن در خانه نیست و باید شوهر کنم. من نمی‌خواستم، اما کسی نپرسید. مرا به زور به مردی دادند که 45 سال سن دارد. واقعا نمی‌توانم با این فرد زندگی کنم، اما چه فایده؛ سه سال از ازدواج و آغاز بدبختی من می‌گذرد.»


مانند فرشته، ده‌ها دختر دیگر در غور، بادغیس، فراه و سایر ولایت‌های کشور روایت‌های مشابهی دارند. آن‌ها قربانی فشارهای خانوادگی، محرومیت از آموزش و شرایط اجتماعی‌ای هستند که از دیدگاه طالبان، زن یا دختر بودن مساوی با خاموشی، بردگی و اطاعت از مردان است.


از فشار طالبان تا فشارهای اجتماعی و خانوادگی

جامعه سنتی که اکنون بیش از هر زمان دیگر در سایه طالبان محافظه‌کار شده، فرصت تصمیم‌گیری را از دختران سلب کرده است. خانواده‌هایی که زمانی برای دختران‌شان رویاهای بزرگی در سر داشتند، اکنون تنها به فکر «آینده‌ای امن» در قالب ازدواج آنان هستند.


زهره، باشنده ولایت بادغیس و مادر چهار دختر، به زن‌نیوز چنین می‌گوید:

«از وقتی مکتب‌ها بسته شد، دختران من بیکار در خانه ماندند. وقتی یک دختر در خانه بماند و کاری نداشته باشد، نگاه مردم و زبان همه برای حرف زدن پشت یک دختر جوان باز می‌شود. همه می‌گویند دختر فلانی کلان شده، باید شوهر کند. ما هم مجبور شدیم دو دختر خود را به شوهر بدهیم؛ هرچند خوشحال نبودند، اما پدرشان به زور آن‌ها را داد. پدرشان گفت حرف مردم بی‌آبرویی می‌آورد.»


ازدواج اجباری برای دختران محروم از تحصیل و آموزش، پایان محرومیت نیست؛ بلکه آغاز دور تازه‌ای از خشونت است. بسیاری از آن‌ها به خانه‌هایی می‌روند که در آن، حق سخن گفتن، تصمیم‌گیری و حتی سهم‌گرفتن در امور زندگی از آنان سلب می‌شود.


اکثر این دختران کم‌سن‌وسالی هستند که سیاست زن‌ستیزانه و تک‌جنسیتی طالبان، آن‌ها را مجبور ساخته تا مادر شوند، در حالی‌که خود هنوز کودک‌اند.


نازیلا، دختر 16 ساله و باشنده ولایت غور، که به گفته خودش به اجبار از سوی خانواده‌اش به عقد یک تاجر هراتی درآمده، با صدایی گریه‌آلود از سختی‌های روزگارش سخن می‌گوید:

«من هیچ دوست نداشتم ازدواج کنم. به خدا شرم است، تمام هم‌سن‌وسال‌های من در قریه‌مان به من می‌خندند که مادر شدم. فعلاً یک دختر شش‌ماهه دارم، ولی خدا کند پدرش مثل من او را به‌خاطر نام و آبرویش نفروشد. من تا صنف شش درس خوانده بودم که طالبان آمدند، بعد پدرم تصمیم گرفت مرا به یک تاجر هراتی به 40 لک افغانی بدهد.»


نازیلا، همان‌گونه که اشک‌هایش را با گوشه‌ای از روسری زردش پاک می‌کرد، گفت:

«مرا پدرم فروخت؛ حالا هم آبرویش بجاست و هم پولدار شده، اما نمی‌داند که دخترش، که هنوز کودک است، را به دوزخ انداخته. از دردی که من می‌کشم، او چه می‌داند.»


فریادهای بی‌صدا در پس دیوارها

عذرا، دختر 17 ساله و باشنده ولایت فراه، در یک پیام صوتی به خبرنگار زن‌نیوز روایت وحشتناکی را بیان کرده است:

«من فقط می‌خواستم درس بخوانم و معلم شوم. حالا شب‌ها گریه می‌کنم، چون حتی اجازه ندارم کتاب‌هایم را ببینم. شوهرم می‌گوید زن به کتاب چه کار دارد؟ من نمی‌خواستم ازدواج کنم، اما شوهرم که طالب است به پدرم گفته بود یا خودت را می‌کشم یا دخترت را به من می‌دهی. ‌شب یک ملا و دو طالب به خانه ما آمدند و مرا به نکاح طالب درآوردند. همان شب با من همبستر شد. مگر جرم ما چیست؟ فقط به‌خاطر این‌که دختر هستیم؟»


نازیلا، عذرا، زهره و فرشته تنها قربانیان ممنوعیت‌های طالبان نیستند؛ بلکه در چهار سال حکومت‌داری این گروه، میلیون‌ها زن و دختر از حقوق اساسی‌شان محروم شده و دچار بیماری‌های روانی، ازدواج‌های اجباری، زندان از سوی طالبان و حتی خودکشی شده‌اند.


در کشوری که طالبان برای زنان حتی حق راه رفتن تنها در کوچه را محدود کرده‌اند، آرزوهای دخترانه یکی‌یکی خاموش می‌شوند.

 
 
bottom of page