بیوهزنان غور: «نمیدانیم کودکانمان را چگونه سیر کنیم»
- Ariahn Raya
- 1 day ago
- 2 min read

شب که میشود، خانه تاریک و بیامکانات برای سلیمه تنها چهار دیوار نیست؛ جاییست که او باید با نگرانی از گرسنگی کودکانش و با اشک و گریه، شب را به صبح برساند.
سه ماه از مرگ شوهرش میگذرد. او میگوید شوهرش بیمار بود و توان زیادی برای کار نداشت، اما تا زمانی که زنده بود، دستکم برای کودکانشان نانی پیدا میکرد. اکنون سلیمه مانده است و چند کودک و سفرهای که به گفته او، بسیاری از شبها خالی است.
سلیمه به زننیوز میگوید: «زندگی سخت شده، هیچ چیزی برای خوردن نداریم. اگر گدایی کنیم عیب و گناه است، اگر در خانه بنشینم این طفلکهای خود را چطور سیر کنم.»
او میگوید پس از مرگ شوهرش، هیچ حمایت مؤثری از سوی اداره طالبان یا نهادهای کمکرسان دریافت نکرده است؛ در حالی که شاید گرسنه خوابیدن خودش را تحمل کند، اما دیدن کودکان گرسنه برایش درد دیگری است.
بیبی ریحانه، باشنده ولسوالی ساغر غور، نیز پس از مرگ شوهرش سرپرستی شش کودک را به تنهایی بر عهده دارد.
او میگوید گاهی باشندگان روستا یک نان خشک، مقداری گندم یا آرد به خانوادهاش کمک میکنند، اما این کمکها دوامدار نیست.
بیبی ریحانه میگوید: «زندگی زن بیوه و یتیمدار بسیار سخت است. هیچ نهاد و دولتی با ما کمک نمیکند. من حیران ماندهام که اطفالم را چطور از مرگ نجات دهم.»
به گفته او، کودکانش روزبهروز لاغرتر و ضعیفتر میشوند و خودش نیز گاهی شب را گرسنه به صبح میرساند.
او میافزاید: «حاضرم هر کاری کنم تا اطفالم از بین نرود. مجبورم به هر طریق شده غذا برابر کنم، ولی سخت شده.»
گلافروز، زن بیوه دیگری در غور، برای تأمین هزینههای خانوادهاش قالین میبافد. او از صبح تا شب کار میکند، اما میگوید درآمد ماهانهاش با وجود ساعتهای طولانی کار، به چهار هزار افغانی هم نمیرسد.
گلافروز میگوید: «تا وقتی سرپرست باشد، همه چیز را شوهر یا برادر و پدر برابر میکند، ولی وقتی کسی را نداشتی، میفهمی زندگی برای یک زن و نانآور چقدر سخت است.»
این زنان میگویند پس از مرگ شوهرانشان، نه تنها همسر خود، بلکه نانآور اصلی خانواده را نیز از دست دادهاند و اکنون در شرایطی مسئولیت تأمین زندگی کودکانشان را بر دوش دارند که فرصتهای کار و حمایت برای آنان محدود است.
آنان از اداره طالبان و نهادهای کمکرسان میخواهند خانوادههای بیسرپرست را فراموش نکنند و برای زنان بیوه زمینه کار و حمایت دوامدار فراهم کنند.
در غور، پشت هر دار قالین و هر سفره خالی، داستان مادری است که با دستهای خسته برای زنده ماندن کودکانش تلاش میکند.
این زنان میگویند صدقه نمیخواهند؛ میخواهند فرزندانشان گرسنه نمانند و خودشان فرصت داشته باشند با عزت زندگی کنند.






