کمکهای بشردوستانه؛ از اهدای نهادهای بینالمللی تا سفره اقارب طالبان

شب برای شفیقه با یک نگرانی همیشگی به پایان میرسد؛ فردا برای فرزندانش چه خواهد آورد؟
در خانهای که سفرهاش از نان خالی است، وعده کمکهای بشردوستانه برای او بیشتر شبیه یک امید دور است تا چیزی که واقعاً به خانهاش برسد.
شفیقه، یکی از زنان بیسرپرست در ولایت زابل، میگوید بارها شاهد ورود کمکهای بشردوستانه به منطقهشان بوده، اما خودش و بسیاری از زنان نیازمند دیگر از این کمکها سهمی نگرفتهاند.
او به زننیوز میگوید «ما در سفره نان نداریم. در قریه ما کمک آوردند و گفتند هر کس شهیدی داشته باشد که به خاطر جهاد با جمهوری شهید شده باشد، به او کمک میدهیم. من زیاد فریاد کردم، اما به من کمک ندادند.»
شفیقه تنها نیست. شماری از زنان بیوه و سرپرست خانواده در مناطق مختلف افغانستان میگویند که در حالی با فقر، گرسنگی و بیکاری دستوپنجه نرم میکنند که کمکهای در نظر گرفتهشده برای خانوادههای نیازمند به دست آنان نمیرسد.
نادیه، باشنده ولایت بغلان، میگوید «مثل من صدها بیوهزن و نانآور است که از کمک محروم شده، نام ما را نوشته میکنند، اما کمک را طالبان به قوم و اقارب خود میدهند.»
در کندز نیز زلیخا، باشنده این ولایت، روایت مشابهی دارد. او میگوید که در سال جاری بارها شاهد ورود کمکهای بشردوستانه به منطقهشان بوده، اما حتی یک بار نیز از این کمکها بهرهمند نشده است.
زلیخا میگوید «بیش از ده بار در همین سال در منطقه ما کمک آوردند، ولی یک بار هم مرا کمک ندادند. گفتند این کمک به شما نمیرسد. نام و تذکره مرا ثبت کردند، ولی کمک را خودشان میخورند.»
برای زنانی مانند شفیقه، نادیه و زلیخا، کمکهای بشردوستانه تنها یک بسته مواد غذایی یا مقداری پول نیست. گاهی همین کمک میتواند غذای چند روز یک خانواده، هزینه درمان یک کودک یا نان شب یک مادر و فرزندانش را تأمین کند. اما آنان میگویند حتی زمانی که کمکها به روستاهایشان میرسد، بهدلیل نحوه انتخاب دریافتکنندگان، دستشان از آن کوتاه میماند.
این روایتها در حالی مطرح میشوند که افغانستان همچنان با یکی از گستردهترین بحرانهای بشری جهان روبهرو است و میلیونها تن برای تأمین نیازهای اولیه زندگی به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند.
زننیوز برای بررسی این ادعاها با شماری از منابع محلی و افرادی که در روند سروی و توزیع کمکهای بشردوستانه کار کردهاند، گفتوگو کرده است.
یکی از این منابع که بهدلیل نگرانیهای امنیتی با نام مستعار «ثاقب» معرفی میشود، کارمند بخش سروی و توزیع یک نهاد بینالمللی است.
او میگوید فشار طالبان بر روند کمکرسانی تنها هنگام توزیع آغاز نمیشود، بلکه گاهی از مرحله انتخاب محل اجرای پروژه و تهیه فهرست دریافتکنندگان وجود دارد.
ثاقب به زننیوز میگوید «طالبان در فراه میگویند شما زمانی میتوانید پروژه خود را عملی کنید که در مناطق ما تطبیق شود و بیشتر اقارب ما شامل لیست کمک گردند.»
بهگفته او، مخالفت با این خواستهها میتواند باعث توقف پروژه یا جلوگیری از فعالیت نهادهای کمکرسان شود.
او از یک مورد مشخص در رابطه با کمکرسانی به مهاجران بازگشته از ایران یاد میکند و میگوید «ما توزیع کمک برای مهاجران بازگشته از ایران داشتیم، ولی طالبان نگذاشتند این کمک در یکی از ولسوالیهای فارسیزبانها توزیع کنیم. گفتند این کمک را برای مردم ولسوالی پشترود باید توزیع کنید. وقتی ما خواستیم مخالفت کنیم، گفتند پروژه را متوقف میکنیم و ناچار شدیم طبق میل طالبان پیش برویم.»
روایتهای مشابهی از هرات نیز به زننیوز رسیده است.
منابع آگاه میگویند در یکی از برنامههای اخیر کمکرسانی، قرار بود برای 321 خانواده بازگشته از ایران و پاکستان کمکهای بشردوستانه توزیع شود، اما بهگفته آنان، شمار زیادی از دریافتکنندگان از خانوادهها و اقارب افراد وابسته به طالبان بودهاند.
یکی از منابع آگاه میگوید «طالبان کارهای خود را میخواهند سفیدنمایی کنند، ولی در عمل چیز دیگری است. کمک هلال احمر فقط برای خانوادهها و اقارب طالب توزیع شد.»
این منبع همچنان مدعی است که در روند انتخاب دریافتکنندگان کمکها، وابستگیهای قومی و زبانی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
از سوی هم، در واکنش به این ادعاها، منابعی از میان طالبان در ولایتهای خوست و بلخ، در گفتوگو با خبرنگار زننیوز، اصل اختصاص کمکها به خانوادههای اعضای طالبان را تأیید کرده و آن را «حق» آنان دانستهاند.
یکی از این منابع گفته است «در جمهوریت شما و دیگر مردم خود را سیر کردید، حالا نوبت به طالب رسیده. چرا شما و دیگر مردم بخل میکنید؟ این حق اقارب ما، طالبان، است و باید کمکها به خانوادههای طالب توزیع شود، چون به وطن خدمت میکند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که براساس اصول کمکرسانی بشردوستانه، کمکها باید بر مبنای نیاز افراد و بدون تبعیض قومی، جنسیتی یا وابستگی سیاسی توزیع شوند.
در شرایطی که افغانستان با بحران اقتصادی، بیکاری و فقر گسترده روبهرو است، زنان سرپرست خانواده و کودکان از آسیبپذیرترین گروهها به شمار میروند.
محرومماندن این خانوادهها از کمکهای حیاتی، در حالی که افراد نزدیک به قدرت از این منابع بهرهمند میشوند، میتواند پیامدهای سنگینی برای خانوادههای فقیر داشته باشد.






