
نتایج جستجو
Search this site
660 results found with an empty search
- اتحادیه اروپا 10 میلیون یورو برای حمایت از کودکان افغان اختصاص داد
Photo: EU in Afghanistan / UNICEF via X صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) اعلام کرده است که اتحادیه اروپا برای حمایت از کودکان افغان 10 میلیون یورو کمک مالی اختصاص داده است. یونیسف گفته است که افزایش بازگشت مهاجران افغان از پاکستان و ایران فشار زیادی بر خدمات حمایتی وارد کرده و این کمکها به برنامه «کودکان افغان در حال حرکت» اختصاص مییابد؛ برنامهای که کودکان بازگشتکننده از کشورهای همسایه را تحت پوشش قرار میدهد. براساس اعلامیه یونیسف، این نهاد در سه سال آینده برای 180 هزار کودک و خانواده خدمات ارائه خواهد کرد که همچنین شامل مراقبت فوری از کودکان جداشده از خانواده است. یونیسف تأکید کرده است که این کمکها در گذرگاههای مرزی اسلامقلعه، میلک، اسپینبولدک و تورخم با راهحلهای بلندمدت مبتنی بر جامعه پیوند داده میشوند تا خانوادهها بتوانند زندگی خود را دوباره بسازند و خطر مهاجرتهای ناایمن کاهش یابد. این نهاد افزود که تنها در سال گذشته به 14 هزار کودک جداشده از خانوادههایشان در افغانستان کمک کرده است.
- سازمان بینالمللی مهاجرت از بیش از پنجهزار زن بازگشته حمایت کرده است
Photo: IOM Afghanistan / UN Migration سازمان بینالمللی مهاجرت اعلام کرده است که در ده ماه گذشته از پنجهزار و 627 زن افغان که از پاکستان بازگشتهاند، حمایت کرده است. این نهاد روز دوشنبه (3 سنبله) گفت که زنان بازگشتکننده در بخشهای سلامت، مشاوره و بازسازی زندگی کمک دریافت کردهاند. این کمکها با همکاری بخش زنان سازمان ملل فراهم شده است. این در حالی است که در ماههای اخیر ایران و پاکستان صدها هزار مهاجر افغان، از جمله زنان و دختران را بهگونه اجباری به افغانستان بازگرداندهاند؛ کشوری که در آن آموزش دختران ممنوع است و طالبان زنان را از حضور در بیشتر عرصههای اجتماعی و شغلی محروم کردهاند. کارشناسان سازمان ملل هشدار دادهاند که بازگشت زنان و دختران به افغانستان، آنان را بیش از پیش در معرض خطر و محدودیتهای سخت طالبان قرار میدهد.
- در دو رویداد ترافیکی در بلخ و بدخشان شش تن بهشمول یک زن و کودک کشته شدند
Social Media در دو رویداد جداگانه ترافیکی در ولایتهای بلخ و بدخشان، دستکم شش نفر بهشمول یک زن و یک کودک جان باختند و نُه تن دیگر زخمی شدند. فرماندهی امنیه طالبان در بدخشان روز گذشته (2 سنبله) در خبرنامهای گفته است که در ولسوالی کوهستان، سه تن بهشمول یک زن، یک مرد و یک کودک جان باختهاند. در این رویداد پنج تن دیگر زخمی شدهاند و دلیل حادثه خرابی جاده عنوان شده است. در رویدادی دیگر، در مسیر حیرتان–مزارشریف، سه تن جان باخته و چهار تن دیگر زخمی شدهاند. جزئیات بیشتری از این رویداد منتشر نشده است. این حوادث در حالی رخ میدهد که دو روز پیش نیز در پی یک رویداد ترافیکی در ولایت بغلان، 24 تن زخمی شدند و هفته گذشته آتشسوزی یک موتر 580 در هرات به جان باختن 79 نفر انجامید.
- حمله هوایی اسرائیل به یک شفاخانه در غزه 14 تن به شمول چهار خبرنگار را کشت
Photo: Mahmud Hams / AFP via Getty, published by The New Arab در حمله هوایی اسرائیل به شفاخانه «ناصر» در جنوب غزه، دستکم 14 نفر بهشمول چهار خبرنگار کشته شدند. الجزیره به نقل از دفتر رسانهای غزه گزارش داده که «حسام المصری، محمد سلامه، مریم ابودقه و معاذ ابوطه» چهار خبرنگاریاند که روز دوشنبه (3 سنبله) در این حمله جان باختند. محمد سلامه بهعنوان عکاس با الجزیره کار میکرد. رویترز نیز نوشته که حسام المصری بهعنوان تصویربردار با این خبرگزاری همکاری داشت و در این حمله کشته شد. حاتم خالد، عکاس دیگر رویترز، نیز زخمی شده است. به گزارش الجزیره، مریم ابودقه خبرنگار آزاد بود و با رسانههایی چون ایندیپندنت عربی و آسوشیتدپرس همکاری داشت. معاذ ابوطه هم با شبکه انبیسی کار میکرد. با کشتهشدن این چهار نفر، شمار خبرنگارانی که از آغاز جنگ غزه جان باختهاند، از 200 تن گذشت؛ آماری که این جنگ را به مرگبارترین جنگ معاصر برای خبرنگاران بدل کرده است. ارتش اسرائیل تاکنون در این باره واکنشی نشان نداده است. گفتنی است که یک هفته پیش نیز یک خبرنگار الجزیره در غزه هدف حمله ارتش اسرائیل قرار گرفته بود.
- سازمان ملل: صلح پایدار بدون حضور زنان ممکن نیست
Photo: Reuters / via VOA News بخش زنان سازمان ملل متحد میگوید که جنگ عواقب ویرانگری بر زنان و دختران دارد، اما زنان در کشورهای مختلف توانستهاند جنبشهای صلح را رهبری کنند و پس از درگیریها نقش مهمی در بازسازی جوامع ایفا کنند. این سازمان روز یکشنبه (دوم سنبله) در صفحه ایکس خود نوشته است که برای رسیدن به صلح پایدار و برابری، زنان بیشتری باید در روندهای تصمیمگیری و مذاکرات حضور داشته باشند. در پیام این نهاد تأکید شده است: «جهان به صلح نیاز دارد و صلح به زنان.» این در حالی است که زنان در افغانستانِ زیر سلطه طالبان از ابتداییترین حقوق خود محروم اند. در چهار سال گذشته، آنان از تمام عرصههای اجتماعی و سیاسی کنار گذاشته شده و صدایشان از ساختارهای تصمیمگیری حذف شده است.
- آوارگی صدها خانواده افغان در پارک اسلامآباد
Photo: Akhtar Soomro / Reuters صدها خانواده افغان پس از فشارهای دولت پاکستان و اخراج از خانههای کرایی توسط صاحبخانهها، ناچار شدهاند به پارک ارجنتینا اسلامآباد پناه بیاورند. این خانوادهها اکنون در شرایط دشوار و غیربهداشتی زندگی میکنند و با آیندهای نامعلوم روبهرو هستند. به گزارش رسانههای پاکستان، حدود 300 خانواده افغان در این پارک پس از تغییر سیاستهای ایالات متحده و کشورهای غربی در قبال مهاجران و افزایش فشارهای دولت پاکستان، در بلاتکلیفی بهسر میبرند. در میان آنان زنان پولیس پیشین افغانستان نیز حضور دارند که میگویند پس از تهدید و خشونت طالبان مجبور به فرار از کشور شدهاند. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داده است که مهاجران افغان همزمان با بارشهای شدید، زیر خیمههای پلاستیکی در پارک اسلامآباد روزگار میگذرانند. رویترز به نقل از سامیه، زن 26 سالهای که سه هفته پیش زایمان کرده، نوشته است: «وقتی پسرم هفت روزه بود به اینجا آمدم. اکنون 22 روز است که در این پارک زندگی میکنیم. پسرم مریض بود اما دکتری برای درمان وجود نداشت.» ساهره بابر، زن باردار دیگر در این پارک، گفته است: «اگر فرزندم در این شرایط به دنیا بیاید، چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد؟» او افزوده است که پولیس پاکستان به صاحبخانهشان دستور داده خانوادهاش را تنها به دلیل افغان بودن بیرون کند. به گفته منابع، پولیس اسلامآباد بارها از این خانوادهها خواسته است که پارک را ترک کنند، در غیر آن با اخراج و بازداشت روبهرو خواهند شد. این پناهجویان میگویند زیر تهدید و بیخانمانی قرار دارند و بازگشت به افغانستان برایشان بهمعنای خطر مرگ است. در همین حال، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد (UNHCR) وضعیت این خانوادهها را «مخاطرهآمیز» توصیف کرده و خواستار ایجاد مکانیزم ثبتنام در پاکستان شده است. این نهاد تأکید کرده است که هیچ مهاجری نباید به کشوری بازگردانده شود که جان او در آن در خطر است. گفتنی است که بر اساس گزارشها، تنها از سال 2023 تاکنون بیش از یک میلیون مهاجر افغان از پاکستان اخراج شدهاند؛ بیش از 200 هزار تن از آنان پس از ماه اپریل سال جاری. همزمان ایران نیز برنامه اخراج بیش از یک میلیون مهاجر دیگر را در دست دارد؛ روندی که سازمانهای امدادرسان آن را بزرگترین بحران بازگشت پناهندگان از زمان بازگشت طالبان به قدرت توصیف میکنند.
- یک کودک در انفجار مرمی هاوان منفجر نشده در میدان وردک جان باخت
Social Media در نتیجه انفجار یک مرمی هاوان منفجر نشده در ولسوالی چک ولایت میدان وردک، یک کودک جان باخته و چهار کودک دیگر زخمی شدند. این رویداد روز شنبه (اول سنبله) در روستای کوز خوات رخ داده است. به گفته اداره مبارزه با حوادث طبیعی طالبان، انفجار زمانی صورت گرفت که کودکان پس از پایان مکتب در راه بازگشت به خانه بودند. در همین حال، منابع صحی تأیید کردهاند که زخمیها به مراکز درمانی منتقل شدهاند و وضعیت برخی از آنها وخیم است. این در حالی است که افغانستان همچنان یکی از آسیبپذیرترین کشورها در برابر ماینها و مهمات منفجر نشده به شمار میرود. بر اساس آمار کمیته بینالمللی صلیب سرخ، تنها در سال 2024 دستکم 564 تن در کشور بر اثر انفجار این مواد جان باختهاند که 434 تن آنها کودک بودهاند.
- زنان افغانستان زیر محدودیتهای طالبان، در آرزوی ترک کشور هستند
Photo: Omer Abrar / AFP, via RFI زنان و دختران افغان زیر حاکمیت طالبان با محدودیتهای شدید روبهرو اند؛ آنها از آموزش و کار محروم شده و بسیاری تنها آرزوی ترک کشور را در سر دارند. رادیو بینالمللی فرانسه (rfi) روز یکشنبه (دوم سنبله) گزارش داده که شیلا نوری، بنیانگذار سازمان زنان افغان در فرانسه، پس از چهار سال توانسته برای نخستینبار به افغانستان سفر کند. او در این سفر از 15 ولایت دیدار کرده و با زنان، دختران و مردان درباره وضعیت زندگی و مشکلات روانی آنها گفتوگو داشته است. به گفته نوری، دختران از سن 13 سالگی از رفتن به مکتب بازماندهاند و بسیاری از زنان و دختران در وضعیت روانی بدی قرار دارند. او میگوید دسترسی زنان به کار، مراکز تفریحی و خدمات صحی نیز بسیار محدود شده است. نوری همچنان گفته است کودکان نیز زیر فشار هستند و بسیاری مجبورند برای کمک به خانواده در خیابانها کار کنند. او افزود که تلاش برای خارج شدن از کشور با دشواریهای زیادی همراه است؛ گرفتن پاسپورت و ویزا هم پرهزینه و هم سخت است. در همین حال، بسیاری از افغانها امیدوارند جامعه جهانی با افزایش فشار بر طالبان، زمینه بازگشت زنان به آموزش و کار را فراهم سازد.
- طالبان دو تن از جمله یک زن را در غزنی شلاق زدند
Social Media طالبان در ولایت غزنی یک زن و یک مرد را به اتهام «رابطه خارج از ازدواج» شلاق زدهاند. براساس خبرنامهی دادگاه عالی این گروه که روز شنبه (اول سنبله) منتشر شده است، این دو فرد در ولسوالی چغتوی محاکمه و هر یک به سه ماه زندان و 30 ضربه شلاق محکوم شدهاند. این در حالی است که همزمان با چهارمین سالروز بازگشت طالبان به قدرت، نهادهای بینالمللی از جمله سازمان عفو بینالملل بار دیگر خواستار توقف فوری مجازاتهای بدنی توسط این گروه شدهاند. طالبان از زمان تسلط مجدد بر افغانستان در سال 2021، بارها دهها زن و مرد را در انظار عمومی به اتهامات مختلف شلاق زدهاند؛ روندی که با محکومیت گستردهی جهانی مواجه شده اما طالبان همچنان آن را با عنوان «اجرای شریعت» توجیه میکنند.
- جنگ طالبان با آموزش دختران
Image sources: AFP, via Al Jazeera & Wikipedia نویسنده: تمیم عطایی - خبرنگار افغان در تبعید از بستن مکاتب تا مسدود کردن مدارس دینی دخترانه در هیچ نقطهای از جهان معاصر، جز افغانستانِ زیر سلطه طالبان، آموزش با چنین دشمنی همهجانبه و بیامان روبهرو نشده است. از روز سقوط کابل در 15 آگست 2021، طالبان بهگونهای سیستماتیک و مرحلهبهمرحله دروازههای آموزش را بر روی دختران بستند: نخست مکاتب متوسطه و لیسه، سپس دانشگاهها، و اکنون حتی مدارس دینی دخترانه که خودشان روزگاری بهعنوان «بدیل شرعی» آموزش مدرن معرفی کرده بودند. این روند نشان میدهد که سیاست طالبان نه فقط محدودسازی آموزش مدرن، بلکه حذف مطلق دانش و خاموشساختن هر شکلی از سواد و آگاهی برای زنان است. آنها بهتدریج تمام منافذ ممکن برای دسترسی دختران به دانش را بستهاند تا هیچ روزنهای برای پرورش اندیشه مستقل باقی نماند. بر اساس گزارش «العربیه فارسی»، هفته گذشته ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، در نشست کابینه در قندهار فرمان داد تا تمامی مدارس دینی دخترانه تعطیل شود. دلیل او حیرتآور و در عین حال تکاندهنده بود: در این مدارس، در کنار قرآن و حدیث، مضامینی چون ساینس، ریاضی و زبان نیز تدریس میشد؛ دانشهایی که رهبر طالبان آن را برای دختران افغان «خطرناک» خواند. این موضعگیری نهتنها میزان تعصب و دشمنی طالبان با آموزش دختران را آشکار میسازد، بلکه بیانگر وحشتی عمیقتر است: طالبان بیش از هر چیز از دانشی میترسند که میتواند به پرسشگری، توانمندسازی و رهایی منجر شود. بستن دروازههای مکاتب و دانشگاهها کافی نبود؛ حتی آموزش محدود دینی نیز باید چنان خالی از هر عنصر دانشی باشد که زن افغان در نهایت فقط ابزاری برای اطاعت و تولید نسل باقی بمانند. ایدئولوژیسازی بهجای آموزش طالبان و مرگ آموزش آزاد در افغانستان طالبان فقط مکاتب را نبستهاند؛ آنها در پی تغییر کامل ماهیت آموزشاند. این گروه با بازنویسی کتابهای درسی، حذف علوم اجتماعی و طبیعی، و جایگزینکردن آن با تفاسیر افراطی دینی، آموزش را به ابزار تحکیم ایدئولوژی خود بدل کردهاند. در مدارس موسوم به «جهادی»، کودکان به جای ریاضی و کیمیا، شعارهای انتحاری و آموزههای جنگی میآموزند. این مراکز آموزشی به پادگانهای کوچک تبدیل شدهاند که به جای تربیت شهروندان، جنگجویان مطیع میسازند. برای دختران، وضعیت حتی وخیمتر است. در مدارس دینی به آنان القا میشود که «زن تنها برای اطاعت و تولید نسل آفریده شده است». چنین شستوشوی مغزی، آزادی و هویت دختران را از ریشه نابود میکند. در واقع، مدارس طالبان دیگر نهاد آموزشی نیستند؛ آنها کارخانههای شستوشوی مغزیاند که در آن اندیشه، پرسشگری و آزادی فکری سرکوب میشود. نتیجهی چنین روندی، تربیت نسلی است که نه خلاق و پرسشگر، بلکه اسیر ایدئولوژی و چرخهی خشونت خواهد . دشمنی پایدار طالبان با آموزش زنان چهار سال گذشته بهروشنی نشان داده است که طالبان نه صرفاً با شکل یا ساختار آموزش، بلکه با اصل موجودیت زن در عرصه دانش و جامعه سر ستیز دارند. در جهانبینی طالبانی، زن نه انسان مستقل با حقوق ذاتی، بلکه ابزاری برای تولید نسل، خدمتگزاری و اطاعت از مرد تعریف میشود. این دشمنی چنان عمیق است که حتی پذیرش همه قیود و شرایط سختگیرانه نیز نتوانسته برای دختران دریچهای به آموزش بگشاید. آنان حاضر شدند حجاب کامل اسلامی را رعایت کنند، در صنفهای جداگانه بنشینند، و تحت نظارت مستقیم معلمان و مدیران طالبانی درس بخوانند؛ با این حال، باز هم راه ورودشان به مکتب و دانشگاه بسته ماند. این واقعیت نشان میدهد که مسئله طالبان نه «شکل» آموزش، بلکه اصل «حق دانستن» برای زنان است. در نظام طالبانی، زن از همه عرصههای حیات اجتماعی حذف شده است: از آموزش، که کلید آگاهی و توانمندسازی است؛ از کار و اقتصاد، که امکان استقلال مالی و مشارکت در تولید را میدهد؛ از سیاست و تصمیمگیری، که میتواند صدای آنان را به ساختار قدرت برساند؛ و حتی از حق ساده سفر بدون محرم، که استقلال فردی را تضمین میکند. در میان همه این محدودیتها، آموزش به نماد اصلی حذف سیستماتیک زن بدل شده است. طالبان دریافتهاند که دانایی بزرگترین تهدید برای بقای ایدئولوژیشان است؛ زیرا زنی که میخواند و میآموزد، دیگر نمیتواند مطیع محض بماند. از همینرو، جنگ طالبان با آموزش زنان در واقع جنگ با اندیشه، پرسشگری و آزادی است. تناقض آشکار طالبان تصمیم اخیر ملا هبتالله برای بستن مدارس دینی دخترانه، بار دیگر تناقض عمیق طالبان را برملا ساخت. این گروه در چهار سال گذشته بارها مدعی شده بودند که با آموزش «اسلامی و مطابق شریعت» برای دختران مخالفتی ندارند و صرفاً با «آموزش غربی و غیردینی» مشکل دارند. حتی تعطیلی مکاتب و دانشگاهها را با این بهانه توجیه میکردند که بهجای آن، زمینهی تحصیل اسلامی برای دختران فراهم خواهد شد. اکنون اما واقعیت آشکار شده است: طالبان حتی همان بدیل خودساخته را نیز تحمل نکردند. فرمان بستن مدارس دینی دخترانه نشان میدهد که مشکل این گروه نه در نوع یا محتوای آموزش، بلکه در اصل آموزش زنان است. به عبارت دیگر، طالبان با هر شکلی از دانشآموزی زنان – چه مدرن و چه دینی – سر ستیز دارند. این تناقض آشکار، مشروعیتزدایی بزرگی از ادعاهای طالبان است. آنها با این اقدام نشان دادند که وعدههایشان چیزی جز تاکتیکهای فریبنده برای آرامکردن افکار عمومی نبوده است. تصمیم به ممنوعیت کامل حتی آموزش دینی برای دختران ثابت میکند که طالبان اساساً زن باسواد را خطری برای بقای ایدئولوژی خود میدانند. در حقیقت، برای طالبان زن باید در همان جایگاه سنتی و محدود باقی بماند: در چهاردیواری خانه، مطیع مرد، و بینیاز از هر نوع دانشی که بتواند به استقلال فکری و اجتماعی او بینجامد. بستن مدارس دینی دخترانه آخرین پرده این نمایش تناقضآلود است که برهنه میسازد: طالبان هرگز به آموزش زنان باور نداشتهاند و نخواهند دا روزنهای در دل تاریکی گرچه این تصمیم ضربهای تازه بر حق آموزش دختران افغان است، اما در دل خود یک نکته مثبت نیز دارد: دختران دیگر از خطر شستوشوی مغزی طالبانی در این مدارس در امان خواهند بود. این فرصت هرچند محدود، میتواند خانوادهها و دختران را به سوی راههای بدیل – کورسهای مخفی، آموزشهای آنلاین و ابتکارات جامعه مدنی – سوق دهد. در نتیجه، بستن مدارس دینی دخترانه بخشی از یک سیاست گستردهتر است: پاککردن زنان از جامعه افغانستان. با ممنوعیت مکتب، دانشگاه و حالا مدرسه دینی، طالبان نیمی از جمعیت کشور را محکوم به بیسوادی و انزوا ساختهاند. اما تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی توان خاموشکردن عطش دانستن را ندارد. دختران افغان با وجود تهدید و سرکوب، در کلاسهای مخفی و آنلاین به آموزش ادامه میدهند. طالبان میتوانند دروازهها را ببندند، اما نمیتوانند اشتیاق دانستن را نابود کنند.









