بیش از 60 درصد زنان بازگشته از ایران با بحران شدید روانی مواجهاند
- Ariahn Raya
- Aug 23
- 3 min read

«پایان زندگی شاید بهتر از زندان خانگی باشد»
یافتههای تازهی زننیوز نشان میدهد که بیش از 60 درصد زنان و دخترانی که در سه ماه گذشته بهگونه اجباری از ایران اخراج و به افغانستان بازگشتهاند، دچار مشکلات شدید روحی و روانی شدهاند.
این نتایج بر اساس یک تحقیق میدانی بهدست آمده که در آن با 200 زن و دختر بازگشته در سه ولایت مرزی کشور، از جمله فراه، هرات و نیمروز، مصاحبههای مستقیم صورت گرفته است. در هر یک از این ولایات، حدود 67 تن از زنان بازگشته مورد پرسش قرار گرفتهاند.
زنانی که به پرسشهای زننیوز پاسخ دادهاند، اغلب از احساس بیپناهی، اندوه شدید، اضطراب، افکار خودکشی و نداشتن انگیزه برای ادامهی زندگی سخن گفتهاند.
یافتهها نشان میدهد که این مشکلات روانی بلافاصله پس از اخراج آغاز شده و با گذشت هفتهها نهتنها کاهش نیافته، بلکه در بیشتر موارد تشدید نیز شده است.
گلثوم، دختر 22 سالهای در نیمروز که دوباره به کشور برگشته، میگوید:
«در ایران با وجود سختیها، آیندهای برای خودم تصور میکردم، اما حالا در خانهای هستم که حتی اجازه بیرون رفتن ندارم. هر روز فکر میکنم این زندگی به چه درد میخورد، سه بار تصمیم گرفتم خودکشی کنم اما موفق نشدم، پایان زندگی شاید بهتر از زندان خانگی باشد.»
در میان کسانی که با آنها مصاحبه شده، دختران نوجوان و جوان بیش از دیگران در معرض آسیبهای روانی قرار دارند.
داکتران در کلینیکهای هرات و فراه نیز تأیید میکنند که بیشتر مراجعهکنندگانِ دچار مشکلات روانی را دختران 14 تا 27 ساله تشکیل میدهند. به گفتهی آنان، این دختران با علایمی چون افسردگی شدید، بیخوابی، اضطراب مزمن، اختلال هویت و افکار خودکشی به مراکز صحی مراجعه میکنند.
دکتر زرمینه، روانشناس در هرات، میگوید:
«افزایش این مراجعان نگرانکننده است. ما در سه ماه گذشته با موجی از دختران روبهرو شدیم که زندگیشان پس از بازگشت دچار فروپاشی کامل شده است. آنها آیندهای برای خود نمیبینند، چون مکتب، کار و آزادیشان را از دست دادهاند.»
براساس دادههای این تحقیق، دلایل اصلی وخامت وضعیت روانی زنان بازگشته عبارتاند از:
بازگشت اجباری و بدون آمادگی به کشوری ناامن و بیثبات
نبود امکانات حمایتی، اقتصادی و روانی پس از بازگشت
سیاستهای محدودکننده طالبان که آزادیهای فردی زنان را به شدت محدود کرده است
مرضیه، دانشآموزی که تا صنف دهم را در ایران درس خوانده و پس از اخراج اجباری اکنون در فراه زندگی میکند، به زننیوز میگوید:
«در ایران درس میخواندم و رؤیاهایی برای فردایم داشتم، اما حالا حتی اجازهی بیرون رفتن از خانه را هم ندارم. فقط شبها به این فکر میکنم که چطور خودم را خلاص کنم و به زندگیام پایان دهم.»
براساس دادههای این تحقیق، بیشتر مصاحبهشوندهها یا انگیزهی خودکشی داشتهاند یا اقدام به آن کردهاند، که خوشبختانه با کمک اعضای خانواده یا دوستانشان نجات یافتهاند.
فریده محمدی، زن میانسالی که از ایران اخراج شده و اکنون همراه با شوهر معلولش در هرات زندگی میکند، میگوید تا کنون چهار بار اقدام به خودکشی کرده است، اما موفق به پایان زندگیاش نشده است.
او میافزاید:
«من چهار بار به خدا قسم است خواستم خود را بکشم، از این زندگی خسته شدم، با هر چه به دستم میرسد میخواهم از این زندگی خلاص شوم، چون هیچ چیزی ندارم، برایم کار نیست، کودکانم نان و غذا میخواهد، شوهرم کار کرده نمیتواند از کجا کنم، سرپناه نداریم.»
زننیوز در این تحقیق با دقت روشمند، از طریق مصاحبههای رو در رو، پرسشنامههای ساختاریافته و تحلیل روانشناسی تجربی با همکاری مشاوران متخصص، دادهها را گردآوری کرده است.
آمار اصلی تحقیق
از میان 200 زن بازگشته:
بیش از %60 (یعنی 165 نفر) بهطور مستقیم از تجربهی اختلالات روانی سخن گفتهاند.
18% (یعنی 36 نفر) حداقل یکبار اقدام به خودزنی یا خودکشی داشتهاند.
93% (یعنی 186 نفر) گفتهاند که پس از بازگشت، حس امید به آینده را بهطور کامل از دست دادهاند.

با وجود هشدارهای متخصصان، تاکنون هیچ نهاد دولتی یا غیردولتی برنامهی جامع رواندرمانی، مشاوره یا توانمندسازی برای این قشر آسیبپذیر راهاندازی نکرده است.
این گزارش، صدای زنانی است که به فراموشی سپرده شدهاند؛ زنانی که اگرچه از مرز عبور کردهاند، اما با درد، تنهایی و اضطرابی مرزی زندگی میکنند. زنانی که برای نجات، تنها نفس میکشند.



