top of page

بیش از دو میلیون باشنده هرات؛ گروگان فرمان‌های 67 کارمند ادارهٔ امر به معروف طالبان

  • Ariahn Raya
  • Nov 17
  • 2 min read
Image: AFP via 8Am newspaper
Image: AFP

شهر بیش از دو میلیون نفوسِ هرات این روزها چهره‌ای از نگرانی، خفگی و ناامیدی به خود گرفته است؛ شهری که به‌گفته‌ی باشندگانش، زندگی در آن زیر سایهٔ فرمان‌های پی‌درپی اداره امر به معروف طالبان، هر روز تنگ‌تر و تاریک‌تر می‌شود.


تنها 67 کارمند این اداره عملاً نبض اجتماعی میلیون‌ها شهروند را در دست گرفته‌اند و با ممنوعیت موسیقی، محدودیت‌های تحصیلی، تعیین پوشش و حتی «اندازه‌گیری ریش»، حریم شخصی مردم را زیر فشار سنگین دستورات خود قرار داده‌اند.


باشندگان هرات می‌گویند این شهر تاریخی که روزگاری مرکز فرهنگ، هنر و تجارت بود، اکنون به «قفس» بدل شده است؛ قفسی که هر روز میله‌های آن قطورتر می‌شود.


«این‌ها نه دین را می‌شناسند، نه انسان را؛ فقط فرمان صادر می‌کنند.»


شهلا و مرسل، دو دختر باشنده هرات، در گفت‌وگو با زن‌نیوز می‌گویند فضای اجتماعی به‌شدت خشن و غیرقابل پیش‌بینی شده است.


مرسل می‌گوید: «نه فقط ما دختران؛ همهٔ مردم در دام فرمان‌های انسان‌ستیز این گروه گیر مانده‌اند.»


شهلا نیز با صدایی بغض‌آلود می‌افزاید: «طالبان زندگی را برای مردم قفس ساخته‌اند. نفس کشیدن هم دشوار است.»


این دختران می‌گویند مأموران امر به معروف «نه سواد اسلامی دارند و نه تجربهٔ مدیریتی»، اما عملاً بر زندگی میلیون‌ها شهروند حکم می‌رانند.


عالمان دین: «این فرمان‌ها هیچ ریشهٔ اسلامی ندارد»


در همین حال، بلال فیضی، عالِم دین، در واکنش به این تصمیم‌ها می‌گوید: «در هیچ کجای اسلام چنین دستورهایی وجود ندارد. آنچه امروز در هرات اجرا می‌شود، تفسیرهای خودسرانه و بی‌پایه است. دین برای عدالت آمده است، نه برای بازی با سرنوشت مردم.»


به گفتهٔ او، بسیاری از فرمان‌های صادرشده، ارتباطی با اصول و منابع معتبر اسلامی ندارد و باعث بدنام‌شدن دین در نگاه مردم شده است.


شهروندان: «از ریش ما تا لباس ما؛ همه چیز زیر کنترل است»


فرید احمد جمال، یکی از باشندگان هرات، از نظارت‌های افراطی و عجیب مأموران امر به معروف می‌گوید: «قبلاً فقط می‌گفتند ریش بگذارید؛ حالا ریش‌های ما را اندازه می‌کنند. حتی برای لباس‌پوشیدن ما طرح و نقشه می‌کشند.»


به گفتهٔ او، مردم هرات هر روز با فهرست تازه‌ای از ممنوعیت‌ها و اجبارها روبه‌رو می‌شوند و جایی برای اعتراض یا حتی سؤال‌کردن باقی نمانده است.

 
 
bottom of page