top of page

تاوان خون مردان بر دوش دختران؛ قربانیان خاموش رسم «بد دادن» در افغانستان

Ariahn Raya
4 minutes ago
4 min read
Symbolic image: AI-generated / Zan TV
Symbolic image: AI-generated / Zan TV

پنج سال پیش، وقتی شیرین تنها 15 سال داشت، لباس و چادر عروسی بر تنش کردند؛ اما آن روز برای او آغاز یک زندگی مشترک نبود، بلکه آغاز سال‌هایی از رنج، تحقیر و محرومیت بود.


او در بدل خونی که برادرش در آن دست داشت، به خانواده مقتول «بد» داده شد؛ بی‌آن‌که خودش در آن قتل نقشی داشته باشد.


شیرین اکنون 20 ساله است. او می‌گوید در تمام این پنج سال، در خانه‌ای زندگی کرده که او را نه به‌عنوان همسر، بلکه به‌عنوان تاوان یک قتل می‌شناسند. اعضای خانواده شوهرش تحقیرش می‌کنند و به او می‌گویند که هیچ ارزشی ندارد.


شیرین می‌گوید: «من 20 ساله هستم و من را به خاطر این‌که برادرم در یک خون دست داشت، به بد دادند. فعلاً این خانواده می‌گویند تو هیچ ارزشی نداری، تو فقط یک کنیز هستی. من هر روز شکنجه می‌شوم؛ پنج سال است که این وضعیت را تحمل می‌کنم.»


شیرین تنها نیست. در بخش‌هایی از افغانستان هنوز دخترانی هستند که نه به انتخاب خود، بلکه برای پایان دادن به دشمنی، پرداخت تاوان یک قتل یا حفظ آنچه برخی خانواده‌ها «عزت» می‌دانند، به خانواده طرف مقابل سپرده می‌شوند؛ رسمی که به «بد دادن» معروف است.


در این رسم، جرمی که یک مرد مرتکب شده، می‌تواند سرنوشت دختری را برای تمام عمر تغییر دهد؛ دختری که نه در قتل نقشی داشته و نه در منازعه میان دو خانواده، اما بهای آن را با از دست دادن آزادی، کرامت و آینده‌اش می‌پردازد.


از گذشته‌های دور، زمانی که میان دو خانواده جنگ یا منازعه‌ای رخ می‌داد و فردی در این درگیری کشته می‌شد، بزرگان محل از طریق جرگه تلاش می‌کردند دشمنی را پایان دهند. در برخی مناطق، یکی از شیوه‌های حل این منازعات، دادن دختر یا خواهر خانواده فردی بود که مرتکب قتل شده بود، به خانواده مقتول. این رسم که «بد دادن» نامیده می‌شود، گاهی دختران کم‌سن‌وسال را نیز قربانی می‌کند.


شیرین می‌گوید در این خانواده نه به‌عنوان یک همسر، بلکه به‌عنوان مجرمی دیده می‌شود که باید تاوان جرم برادرش را بدهد.


او می‌گوید: «این رسم بدی است. برادرم مشکل داشت، ولی آزاد است و زندگی می‌کند؛ من تا زنده باشم در این خانه و به جرم او زندانی هستم.»


شیرین زمانی که 15 سال داشت، وارد زندگی مشترکی شد که به گفته خودش هیچ شناختی از آن نداشت. او می‌گوید برایش مراسم عروسی برگزار نشد و تنها ملا نکاح او را خواند.


به گفته شیرین، شوهرش حدود 40 سال سن دارد و پیش از او نیز یک همسر و شش فرزند داشته است.


او می‌گوید: «من خیلی چیزها را نمی‌دانستم. برایم محفل نگرفتند؛ فقط ملا نکاح کرد و رفت. بعد از آن شب به من گفتند باید به خانه شوهرت بروی. شوهرم از من بزرگ‌تر است، یک زن و شش اولاد دارد.»


شیرین می‌گوید در این خانه هیچ‌گاه احساس نکرده است که از جایگاه و کرامت یک همسر برخوردار باشد و بیشتر با او مانند فردی مجرم رفتار شده است.


رسم «بد دادن» در سراسر افغانستان رایج نیست، اما در برخی مناطق، از جمله بخش‌هایی از هلمند و کندهار، هنوز در مواردی برای حل‌وفصل منازعات خانوادگی و قومی مورد استفاده قرار می‌گیرد.


در بخش‌هایی از جنوب و جنوب‌غرب افغانستان، بسیاری از اختلافات و دشمنی‌های خانوادگی و قومی از طریق جرگه‌ها حل‌وفصل می‌شوند. در برخی موارد، زنان و دختران به‌عنوان بخشی از توافق یا تاوان یک جرم به خانواده طرف مقابل داده می‌شوند.


بزرگان قومی در هلمند می‌گویند مشکلات اقتصادی، تلاش برای پایان دادن به دشمنی‌ها و نبود آگاهی از عواملی است که باعث ادامه این رسم شده است.


نورالله، یکی از بزرگان قومی در هلمند، به زن‌نیوز می‌گوید: «مشکلات اقتصادی، ختم یک دشمنی و نبود معلومات و آگاهی باعث می‌شود مردم دختر یا خواهرشان را به بد بدهند.»


او می‌افزاید که برخی خانواده‌ها هنوز «بد دادن» را راهی برای حفظ عزت خانواده یا پایان دادن به دشمنی می‌دانند؛ تصمیمی که در نهایت زنان و دختران بهای آن را می‌پردازند.


زینب، زن دیگری در کندهار، نیز قربانی همین رسم شده است.


به گفته او، در سال 2023 میان پدرش و برادر شوهر کنونی‌اش درگیری رخ داد که در نتیجه آن، برادر شوهرش کشته شد. پس از این رویداد، جرگه‌ای قومی برای حل منازعه تشکیل شد و تصمیم گرفت زینب به برادر مرد کشته‌شده داده شود.


زینب می‌گوید: «وقتی پدرم با برادر شوهر من درگیر شد، پدرم با چاقو زد و او را کشت. به همین خاطر مردم و قوم جرگه گرفتند و مرا به برادر کسی که کشته شده بود، دادند.»


او می‌گوید پس از این ازدواج، حتی حق رفتن به خانه پدرش و دیدار با بستگانش را نیز از دست داده است.


زینب می‌گوید: «وقتی این ازدواج صورت گرفت، حق رفتن به خانه پدرم از من گرفته شد. شوهرم گفت حق نداری به خانه پدرت یا دیگر قوم و خویشت بروی.»


متخصصان روانی می‌گویند ازدواج‌های اجباری و زندگی در شرایطی که اختیار و کرامت فرد نادیده گرفته می‌شود، می‌تواند پیامدهای جدی روانی برای زنان و دختران داشته باشد؛ پیامدهایی که ممکن است بر فرزندان آنان نیز تأثیر بگذارد.


شهلا نعیمی، متخصص روانی، می‌گوید زنانی که برخلاف میل خود مجبور به ازدواج می‌شوند، ممکن است با مشکلات جدی روحی و روانی روبه‌رو شوند.


او می‌گوید: «اگر زن برخلاف خواست خودش به عقد درآید، درگیر مشکلات روحی می‌شود. زنان و دختران زیادی مراجعه می‌کنند که علت مشکلات‌شان همین است و حتی برخی به مشکلات شدید روانی می‌رسند.»


به گفته او، آسیب تنها به زن محدود نمی‌شود، بلکه فرزندان چنین خانواده‌هایی نیز از پیامدهای این وضعیت متأثر می‌شوند.


نعیمی می‌افزاید: «بدتر از این قضیه این است که فرزندانی که از چنین پدر و مادرهایی متولد می‌شوند، با توجه به بی‌احترامی و بی‌ارزشی‌ای که به مادر صورت می‌گیرد، متأثر می‌شوند و یک نسل با مشکلات روانی بزرگ می‌شود؛ زیرا نظم خانواده از هم پاشیده است.»


با وجود ادامه این رسم در برخی مناطق افغانستان، آمار دقیقی از شمار زنانی که در سال‌های گذشته از طریق «بد دادن» به ازدواج مجبور شده‌اند، وجود ندارد.


با این حال، طالبان می‌گویند اداره این گروه با نکاح اجباری مخالفت دارد و به خانواده‌ها اجازه نمی‌دهد دختران را برخلاف میل‌شان به ازدواج مجبور کنند.


اما روایت زنانی مانند شیرین و زینب نشان می‌دهد که برای قربانیان «بد دادن»، مسئله تنها یک ازدواج اجباری نیست؛ آنان سال‌ها بهای جرمی را می‌پردازند که خود مرتکب نشده‌اند.


شیرین اکنون 20 ساله است و پنج سال از زندگی‌اش را در خانه‌ای گذرانده که او را مسئول جرمی می‌دانند که برادرش مرتکب شده است.


برای او و زنانی مانند زینب، «بد دادن» پایان یک دشمنی میان مردان نیست؛ آغاز مجازاتی است که زنان و دختران سال‌ها با آن زندگی می‌کنند.

 
 
bottom of page