top of page

زایشگاه هرات؛ روایت مادرانی که با جنازه نوزادان‌شان بازمی‌گردند

  • Ariahn Raya
  • 1 hour ago
  • 3 min read
Image: © Omar Sobhani / Reuters
Image: © Omar Sobhani / Reuters

صفورا هرگز فرصت نیافت صدای گریه نخستین فرزندش را بشنود.


او با هزاران امید وارد زایشگاه شفاخانه حوزوی هرات شد؛ جایی که قرار بود آغاز زندگی فرزندش باشد، اما به پایان یک رؤیا بدل شد.


صفورای 21 ساله می‌گوید آرزو داشت صاحب پسری شود که روزی در کنار پدر معلولش بایستد؛ اما آن آرزو در میان ازدحام بیماران، کمبود امکانات و رسیدگی‌نشدن به‌موقع داکتران به خاک سپرده شد.


او می‌گوید: «کاش داکتر می‌بود. نامش شفاخانه است، اما امکانات و خدماتی وجود ندارد. طفلکم به دنیا آمد، اما جان داد. با صد امید آمدم، اما با جنازه فرزندم برمی‌گردم؛ چون داکتر بسیار کم است و هیچ رسیدگی‌ای نمی‌شود.»


در راهروهای زایشگاه هرات، روایت صفورا استثنا نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت روزمره زنانی است که برای نجات جان خود و نوزادان‌شان به این مرکز مراجعه می‌کنند.


آزیتا، زن دیگری که نوزادش را از دست داده است، می‌گوید گرمای شدید و نبود ابتدایی‌ترین امکانات سرمایشی باعث مرگ دختر تازه‌متولدشده‌اش شده است.


او می‌گوید: «هرچند مرگ و زندگی دست خدا است، اما اتاق‌ها پر از مریض بود. حتی یک پنکه هم وجود نداشت و هوا بسیار گرم بود. دخترکم به همین دلیل از بین رفت.»


روبیکا نیز هرگز فرصت نیافت نفس‌کشیدن فرزندش را ببیند.


او کمبود داکتران و قابله‌های متخصص را علت مرگ نوزادش می‌داند.


او می‌گوید: «مریض‌ها زیاد اند، اما داکتر نداریم. وقتی پوهنتون‌ها بسته باشند، داکتر از مسجد و مدرسه ساخته نمی‌شود. طفلکم پیش از آن‌که به دنیا بیاید، به‌دلیل نبود داکتر جان داد.»


زایشگاهی که دیگر گنجایش زندگی را ندارد
Image: © Kobra Akbari / AFP
Image: © Kobra Akbari / AFP

براساس معلومات ارائه‌شده از سوی کارکنان صحی این مرکز، روزانه بین 200 تا 250 زن برای ولادت یا دریافت خدمات نسایی و ولادی به شفاخانه حوزوی هرات مراجعه می‌کنند؛ درحالی‌که ظرفیت رسمی این بخش تنها 100 بستر است.


یکی از داکتران این شفاخانه که به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی نخواست نامش فاش شود، می‌گوید گاهی دو بیمار در یک بستر بستری می‌شوند و شماری از زنان مجبورند ساعت‌ها روی زمین یا بیرون از اتاق‌ها منتظر بمانند.


او می‌گوید: «ما صد بستر داریم، اما شمار ولادت‌ها در برخی روزها به 120 مورد می‌رسد. امکانات کافی وجود ندارد. وقتی روزانه تا 250 مریض مراجعه می‌کنند، دیگر توان پاسخ‌گویی از بین می‌رود.»


به گفته این داکتر، ماهانه نزدیک به سه هزار نوزاد در این زایشگاه متولد می‌شوند. اما آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، آمار مرگ‌ومیر نوزادان است.


او می‌گوید به‌طور میانگین روزانه حدود 20 نوزاد پس از تولد جان می‌بازند و نزدیک به 80 نوزاد دیگر مرده متولد می‌شوند؛ آماری که به گفته او، عمق بحران در یکی از بزرگ‌ترین مراکز صحی غرب افغانستان را نشان می‌دهد.


جان‌باختن نوزادان؛ بهای سنگین حذف دختران از آموزش





© AFP
© AFP

این فاجعه در حالی در هرات رخ می‌دهد که طالبان در نزدیک به پنج سال گذشته، دروازه‌های پوهنتون‌ها را به روی هزاران دختر و زن افغانستان بسته‌اند؛ دخترانی که بسیاری از آنان قرار بود داکتر، قابله، نرس و متخصصان آیندهٔ نظام صحی کشور باشند.


افغانستان از گذشته نیز با کمبود شدید کارکنان صحی زن روبه‌رو بوده است؛ کمبودی که در بخش نسایی و ولادی اهمیت حیاتی دارد. اما محدودیت‌های آموزشی طالبان، مسیر تربیت نسل جدید داکتران و قابله‌ها را نیز متوقف کرده است.


امروز، در زایشگاه هرات، پیامد این سیاست‌ها را می‌توان در چهره مادرانی دید که کودکان‌شان را از دست داده‌اند و در صدای خسته داکترانی شنید که با کمترین امکانات در برابر انبوه بیماران ایستاده‌اند.


وقتی دختران از صنف‌های درسی و پوهنتون‌ها حذف می‌شوند، بحران تنها در محیط‌های آموزشی باقی نمی‌ماند؛ بلکه سال‌ها بعد در اتاق‌های ولادت، بخش‌های عاجل و بر بالین بیمارانی ظاهر می‌شود که دیگر داکتری برای رسیدگی به آنان وجود ندارد.


میان گریه و سکوت

در زایشگاه هرات، هر روز ده‌ها کودک چشم به جهان می‌گشایند؛ اما برای شمار دیگری، زندگی پیش از آغاز پایان می‌یابد.


برای صفورا، آزیتا و روبیکا، آمارها معنایی ندارند. آنان فرزندان‌شان را با عدد نمی‌شمارند.


پشت هر رقم، کودکی قرار دارد که قرار بود بزرگ شود، راه برود، سخن بگوید و آینده‌ای داشته باشد؛ اما در میان کمبود امکانات، ازدحام بیماران و فروپاشی تدریجی نظام آموزشی و صحی افغانستان، هرگز فرصت زندگی نیافت.

 
 
bottom of page