
نتایج جستجو
Search this site
660 results found with an empty search
- پس از انتقادها، امیرخان متقی در دهلی نو ناچار به برگزاری نشست خبری با حضور خبرنگاران زن شد
Image Source: sidhant/X پس از واکنشهای شدید به رفتار زنستیزانه طالبان در دهلی نو، امیرخان متقی، وزیر خارجه این گروه، امروز (20 میزان) ناچار شد در سفارت افغانستان کنفرانس خبری تازهای با حضور خبرنگاران زن برگزار کند. طالبان در نشست خبری نخست در روز جمعه (18 میزان) از ورود خبرنگاران زن جلوگیری کرده بودند؛ اقدامی که با خشم رسانهها، فعالان حقوق زن و سیاستمداران هند روبهرو شد. در پی این اعتراضها، وزارت خارجه هند از هیأت طالبان خواست تا نشستی تازه با حضور برابر خبرنگاران زن و مرد برگزار کنند. پیشتر، سخنگوی این وزارت اعلام کرده بود که کنفرانس نخست در ساختمان سفارت افغانستان و خارج از صلاحیت هند برگزار شده است. در نشست امروز، متقی ضمن پاسخ به خبرنگاران زن، به تنشهای مرزی با پاکستان نیز پرداخت. او مدعی شد که در حملات شب گذشته طالبان بر پاسگاههای مرزی، 58 سرباز پاکستانی کشته شدهاند. متقی همچنین کشتهشدن 9 عضو طالبان را تأیید کرد. اما در مقابل، رسانههای پاکستانی گزارش دادند که ارتش این کشور 19 پاسگاه طالبان را تصرف کرده است. طالبان نیز مدعی تصرف 25 پاسگاه مرزی شدهاند. منابع محلی میگویند ارتش پاکستان بامداد امروز پاسگاههای طالبان در هلمند و پکتیکا را هدف حمله هوایی قرار داده است.
- رویا سادات برنده جایزه جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو شد
googleimage رویا سادات، فیلمساز برجسته افغان، برندهی جایزهی معتبر جشنواره بینالمللی فیلم جنوب آسیا (IFFSA Toronto) برای فیلم تازهاش با عنوان «آواز سیما» شد. نخستین نمایش این فیلم در کانادا روز (9 اکتبر) در شهر تورنتو برگزار شد. فیلم «آواز سیما» روایت دو دختر جوان از دو طبقه متفاوت جامعه در سال 1978 میلادی است؛ زمانیکه افغانستان در آستانهی تغییرات سیاسی و جنگ قرار داشت. این اثر با نگاهی زنانه، گذار کشور از اصلاحات کمونیستی تا مقاومت ضدشوروی را به تصویر میکشد و نمادی از ایستادگی زنان افغان در برابر سرکوب است. «آواز سیما» پیشتر در جشنوارههای جهانی از جمله بوسان، سانسباستین و توکیو به نمایش درآمده و برندهی جایزهی Taicca Award در بوسان نیز شده بود. جشنوارهی IFFSA Toronto بزرگترین رویداد سینمای جنوب آسیا در آمریکای شمالی است. امسال با حضور بیش از 100 اثر برگزار شد.
- دیدار نماینده ویژه بریتانیا با رهبران زن افغان در لندن
Photo: RLindsayUK/X ریچارد لیندزی، نماینده ویژه بریتانیا برای افغانستان، اعلام کرده است که او همراه با هریت هارمن، فرستاده ویژه بریتانیا در امور زنان و دختران، با شماری از رهبران و فعالان زن افغان در لندن دیدار کردهاند. لیندزی روز جمعه (10 اکتبر) در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است که این گفتوگوها «سازنده و مهم» بوده و دیدگاههای رهبران زن افغان را «قدرتمند و فوری» توصیف کرده است. به گفتهی او، این نشست بر چگونگی حمایت از حقوق، رهبری و مشارکت زنان افغانستان تمرکز داشته است. این دیدار در حالی برگزار میشود که زنان افغانستان همچنان زیر سایهی سرکوب و تبعیض گستردهی طالبان از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروماند. کشورهای مختلف، از جمله بریتانیا، بارها خواستار بازگرداندن حقوق اساسی زنان افغان شدهاند، اما پس از چهار سال حاکمیت طالبان، این خواستهها هنوز بیپاسخ مانده است.
- طالبان شریعت زنستیز خود را به هند بردند؛ خبرنگاران زن از نشست خبری امیرخان متقی منع شدند
Photo: DrSJaishankar/X رسانههای هندی گزارش دادهاند که در نشست خبری امیرخان متقی، وزیر خارجهی طالبان در دهلی نو، به خبرنگاران زن اجازهی ورود داده نشده است؛ اقدامی که موجی از خشم و انتقاد را در میان روزنامهنگاران و سیاستمداران هند برانگیخته است. این نشست روز جمعه (18 میزان) در ساختمان سفارت افغانستان در دهلی نو برگزار شد. شبکهی خبری اندیتیوی گزارش داد که هیچ خبرنگار زنی در این نشست حضور نداشت و از ورود شماری از روزنامهنگاران زن جلوگیری شد. منابع مطلع به این رسانه گفتهاند که فهرست دعوتشدگان توسط هیأت همراه امیرخان متقی تنظیم شده است. خبرگزاری پیتیآی نیز نوشته که طرف هندی پیشنهاد داده بود خبرنگاران زن نیز دعوت شوند، اما نمایندگان طالبان این پیشنهاد را ظاهراً رد کردند. وزارت خارجهی هند در واکنش اعلام کرده است که در برگزاری این نشست دخالتی نداشته و دعوتنامهها از سوی «سرقنسول افغانستان در بمبئی» ارسال شده است. این وزارتخانه افزود: «قلمرو سفارت افغانستان تحت صلاحیت دولت هند نیست.» اما این توضیح، خشم رسانهها و افکار عمومی را آرام نکرده است. روزنامهنگاران زن در شبکههای اجتماعی نوشتهاند که با وجود رعایت کامل قوانین پوشش، از حضور در نشست منع شدند. پریانکا گاندی وادرا، رهبر حزب کنگره، با انتقاد از دولت هند پرسید: «چگونه توهین به برخی از شایستهترین زنان هند در کشوری که زنان آن ستون فقرات و مایهی افتخار آن هستند، مجاز شمرده شده است؟» پی. چیدامبارام، وزیر پیشین داخله، گفت: «من از این تصمیم شوکه شدم. خبرنگاران مرد باید وقتی فهمیدند همکاران زنشان کنار گذاشته شدهاند، جلسه را ترک میکردند.» تحلیلگران رسانهای این اقدام را نمادی تعصب جنسیتی طالبان در خاک هند دانسته و آن را «غیرقابل قبول، نفرتانگیز و شرمآور» توصیف کردهاند. آنان دولت هند را به تساهل در برابر تبعیض متهم کردهاند؛ کشوری که خود را مدافع دموکراسی و برابری جنسیتی میداند. ماهوا مویترا، نماینده پارلمان از حزب TMC، دولت مودی و وزیر خارجه هند را بهشدت مورد انتقاد قرار داده و گفته است: «چگونه اجازه دادید وزیر خارجه طالبان خبرنگاران زن را حذف کند و یک کنفرانس فقط مردانه را با پروتکل کامل در خاک هند برگزار کند؟ چرا جیشنکر موافقت کرد؟ و چرا خبرنگاران مرد ساکت ماندند؟» اسمیتا شارما، خبرنگار مستقل هندی نیز گفت که نهتنها زنان از نشست کنار گذاشته شدند، بلکه وزیر خارجهی هند در دیدار با متقی، هیچ اشارهای به وضعیت وحشتناک زنان و دختران افغان تحت طالبان نکرد. اتحادیهی خبرنگاران دهلی (DUJ) این اقدام را بهشدت محکوم کرده و دولت مودی را به خاطر اجازهدادن به چنین تبعیضی مورد انتقاد قرار داده است. همچنین پوجا تریپاتی، سخنگوی حزب کنگره، گفت: «چطور دولت ما جرات میکند به امیرخان متقی اجازه دهد خبرنگاران زن را از حضور در نشست مطبوعاتی منع کند و یک کنفرانس مردانه را در خاک هند برگزار نماید؟ این پیام اشتباهی است، آنهم در روز جهانی دختر.» در افغانستان، طالبان زنان را از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم کردهاند؛ سیاستی که نهادهای حقوق بشری از آن با عنوان «آپارتاید جنسیتی» یاد میکنند. حالا بهنظر میرسد این گروه همان رویکرد تحقیرآمیز را فراتر از مرزها نیز به نمایش گذاشته است. این رویداد خشم فعالان در داخل و خارج افغانستان را نیز برانگیخته است. کاربران در شبکههای اجتماعی هند را به «تسلیمپذیری در برابر طالبان» متهم کردهاند و گفتهاند دهلی نو نباید به بهای منافع سیاسی، در برابر تحقیر زنان سکوت کند.
- توقف چرخهای امید در کابل؛ وقتی کتاب، قربانی ایدئولوژی میشود
Source: GlobalGiving در شهری که روزگاری صدای ورق زدن کتاب در گوشهوکنار آن طنین داشت، امروز سکوت سنگینی بر چرخهای «کتابخانههای سیار چهارمغز» نشسته است. تیم این نهاد فرهنگی و آموزشی روز سهشنبه اعلام کرد که بهدلیل «محدودیتها» و «چالشهای عملیاتی» ناگزیر شده است فعالیت 17 کتابخانه سیار خود را در کابل متوقف کند، کتابخانههایی که از سال 2018 تاکنون برای بیش از 40 هزار کودک، روزنهای از امید و آگاهی گشوده بودند. فرشته کریم، فعال حقوق کودک و بنیانگذار این برنامه، در بیانیهای نوشت: «ما موقتاً متوقف میشویم، اما مأموریتمان برای دفاع از حق آموزش و رؤیای آیندهای بهتر برای کودکان افغانستان تغییر نکرده است.» اما واقعیت تلختر از یک «وقفه موقت» است. توقف این برنامه نماد خاموش شدن یکی از آخرین چراغهای آموزش آزاد در کشوری است که نظام آموزشی آن بیش از هر زمان دیگری زیر سلطه ایدئولوژی طالبان قرار گرفته است. وقتی آموزش، ابزار کنترل میشود طالبان از زمان بازگشت به قدرت در اگست 2021، آموزش را از یک حق انسانی به ابزاری برای مهندسی فکری جامعه تبدیل کردهاند. مدارس دخترانه بالاتر از صنف ششم بسته شده، در دانشگاهها رشتههای علوم اجتماعی و مدرن حذف یا محدود شدهاند و دروس دینی و شرعی جایگزین علوم طبیعی، فلسفه و تاریخ معاصر شده است. آنچه طالبان «اصلاح نظام آموزشی» مینامند، در عمل پروژهای برای ایدئولوژیکسازی نسل آینده است؛ نسلی که باید در مدارس یاد بگیرد چگونه «اطاعت کند»، نه چگونه «بیندیشد». در چنین فضایی، برنامههایی مانند کتابخانههای سیار چهارمغز که هدفشان ترویج تفکر انتقادی، خلاقیت و عشق به مطالعه بود، به تهدیدی برای نظم فکری طالبان تبدیل میشوند. کتابهایی که از کوچههای کابل تبعید شدند کتابخانههای سیار چهارمغز با رنگهای شاد و قفسههایی پر از داستان و تصویر، از سال 2018 در کوچههای کابل میچرخیدند تا کودکان را با جهان واژهها آشنا کنند. بیش از یک میلیون کودک از این برنامه بهرهمند شدند؛ بسیاری از آنها برای نخستینبار در عمرشان کتابی غیردرسی را در دست گرفتند. اما اکنون، این کتابخانهها که بیشتر کارکنانشان زنان بودند، از حرکت بازماندهاند. طالبان که از هر تجمع آزادانه، حتی برای کودکان، بیم دارند، بهطور غیرمستقیم فضا را برای چنین برنامههایی تنگ کردهاند: از کنترل رفتوآمد و الزام به مجوزهای سختگیرانه گرفته تا بازخواست داوطلبان زن بهخاطر «اختلاط جنسیتی» یا «ترویج افکار غربی». از آموزش تا تبلیغ ایدئولوژی نظام آموزشی کنونی افغانستان در حال تبدیل شدن به یک ساختار کاملاً ایدئولوژیک است. معلمان و مدیران مکلفاند برنامههای درسی را بر مبنای تفکر طالبانی تنظیم کنند. در مکاتب دولتی، کتابهای علوم اجتماعی حذف یا بازنویسی شدهاند؛ در برخی مناطق حتی درسهای ریاضی و فیزیک با روایتهای مذهبی جایگزین گردیدهاند. بهجای آموزش تفکر انتقادی و علم، به کودکان آموخته میشود که «چگونه مؤمن بمانند» و «چگونه دشمنان شریعت را بشناسند». نتیجه، نسلهایی است که از جهانبینی علمی و مدرن دور میمانند و به ابزاری برای تداوم سلطه فکری تبدیل میشوند. مهاجرت اجباری دانش و خاموشی صداهای زنانه توقف فعالیت «چهارمغز» تنها یک تصمیم عملیاتی نیست؛ بخشی از موج بزرگتری است که طی سه سال اخیر نهادهای آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری را وادار به تعطیلی یا مهاجرت کرده است. اکثریت کارکنان این کتابخانهها زنان بودند؛ زنانی که با شجاعت میان کوچههای خاکی کابل میچرخیدند تا کودکان را به خواندن تشویق کنند. امروز، بسیاری از آنها از کار بازماندهاند و به حاشیه رانده شدهاند، در حالی که طالبان هنوز از «حق تعلیم زنان» به عنوان «موضوع قابل بررسی» یاد میکنند. چشمانداز آینده؛ آموزش در تبعید تیم چهارمغز اعلام کرده است که فعالیتهای خود را از طریق نهادی بهنام «فرشته» در ایالات متحده ادامه خواهد داد و در حال طراحی برنامهای نوین برای کودکان افغان است که قرار است در بهار 2026 معرفی شود. اما پرسش اصلی باقی میماند: تا زمانی که آموزش در افغانستان گروگان ایدئولوژی است، نسل آینده این کشور چه خواهد آموخت؟ نتیجهگیری توقف کتابخانههای سیار چهارمغز تنها یک توقف لجستیکی نیست؛ این نشانهای است از سقوط تدریجی فرهنگ مطالعه، آزادی اندیشه و حق آموزش مستقل در افغانستان. در کشوری که دختران از تحصیل محروماند، معلمان سانسور میشوند و کتابخانهها خاموش، تنها چیزی که هنوز زنده است، رؤیای آموزش است؛ رؤیایی که شاید دیگر نه در کوچههای کابل، بلکه در تبعید ادامه یابد.
- دادگاه مردمی در مادرید؛ طالبان به جنایت علیه بشریت و حذف سازمانیافته زنان افغانستان متهم شدند
Image: Public Tribunal for the women of Afghanistan در دومین روز دادگاه مردمی برای زنان افغانستان که امروز پنجشنبه (17 میزان) در شهر مادرید اسپانیا برگزار شد، دادستانها و شاهدان از نقض گستردهی حقوق زنان و اقشار آسیبپذیر زیر حاکمیت طالبان سخن گفتند. بنفشه یعقوبی، دادستان این دادگاه، گفت که طالبان حقوق افراد دارای معلولیت را بهطور کامل نادیده گرفتهاند و بسیاری از آنان در خانهها محصور ماندهاند. او افزود: «افرادی که نابینا یا ناتوان هستند، تنها در چهار دیوار خانههای خود ماندهاند. هیچگونه حمایت و خدماتی برای آنان وجود ندارد و حتی طالبان کمکها به این قشر را محدود کردهاند.» یعقوبی با اشاره به یک مورد تکاندهنده گفت که دختری دارای معلولیت قربانی ازدواج اجباری شده و پس از کشتهشدن شوهرش، اکنون همراه با کودکانش در شرایط دشواری زندگی میکند. در همین نشست، اورزلا نعمت، دادستان دیگر این دادگاه، بر محرومسازی گستردهی زنان از خدمات صحی تأکید کرد. او گفت: «زنان بدون محرم اجازهی مراجعه به مراکز درمانی را ندارند و کمبود داکتران زن، وضعیت را وخیمتر ساخته است.» او افزود که در بسیاری از روستاها، زنان در نتیجهی فشارهای روانی و نبود مراقبتهای صحی، دست به خودکشی میزنند. برگزارکنندگان این دادگاه گفتهاند که هدف از برگزاری آن، مستندسازی جنایات طالبان، دادخواهی برای قربانیان و مقابله با سکوت جهانی در برابر ستم نظاممند بر زنان افغانستان است. گفتنی است که روز گذشته چهارشنبه (16 میزان)، نخستین روز این دادگاه برگزار شد. در آغاز نشست، شهرزاد اکبر، رئیس نهاد رواداری، گفت که هدف این دادگاه، شکستن سکوت جهانی در برابر رنج زنان افغانستان و فراهمکردن بستری برای بازگویی تجربههای آنان است. او افزود: «این محکمه، مبارزهای برای عدالت و دادخواهی است. زنان قربانی باید بتوانند روایت خود را آزادانه و بدون ترس بیان کنند.» در روز نخست، شماری از زنان معترض و زندانیان پیشین طالبان شهادت دادند. پروانه ابراهیمخیل، از زنان معترض بازداشتشده، گفت که طالبان او را به اتهام «جاسوسی، تبلیغ ارزشهای غربی و فحاشی» شکنجه کردند و حتی قصد سنگسار او را داشتند. او گفت: «اکنون هم زخم لتوکوب طالبان در سرم باقی است و هنوز از آن رنج میبرم.» عاطفه حمیدی، دیگر زندانی پیشین طالبان، نیز گفت که طالبان او را بهدلیل قومیت و جنسیتش شکنجه کردهاند. او افزود: «طالبان پس از شکنجه، برایم قرصهای آرامبخش میدادند. بارها مرا تهدید به مرگ کردند و هنوز آثار شکنجه در بدنم باقی است.» در پایان روز نخست، دادستانهای دادگاه مردمی متن کامل اتهامنامه علیه طالبان را منتشر کردند. در این سند، رهبران ارشد طالبان از جمله هبتالله آخندزاده، سراجالدین حقانی، محمد یعقوب، عبدالغنی برادر، ندا محمد ندیم و خالد حنفی به جنایت علیه بشریت و تبعیض مبتنی بر جنسیت متهم شدهاند. اتهامنامه تأکید دارد که سیاستهای طالبان علیه زنان عمدی، گسترده و سازمانیافته است و هدف آن، حذف کامل زنان از عرصههای آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و مدنی افغانستان میباشد. برگزارکنندگان دادگاه مردمی گفتهاند که این روند فرصتی برای ثبت حقیقت و جستوجوی عدالت است و آن را نماد دفاع جهانی از حقوق زنان افغانستان دانستهاند.
- طالبان دسترسی به فیسبوک را در چند ولایت افغانستان محدود کردند
Image: prima91/Stock.adobe.com در ادامه فشارها بر آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات، طالبان دسترسی به فیسبوک را در شماری از ولایتهای افغانستان محدود کردهاند. شهروندان با ابراز نارضایتی میگویند که این اقدام بخشی از تلاشهای سیستماتیک طالبان برای خفهکردن صدای مردم و سانسور واقعیتها است. این اقدام در حالی صورت گرفته که پیش از این، روز سهشنبه (15 میزان) دسترسی به شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز در برخی مناطق با اختلال و محدودیت روبهرو شده بود. کاربران رسانههای اجتماعی میگویند: «طالبان میخواهند ما را در سکوت نگه دارند، اما صدای مردم خاموششدنی نیست.» گزارشها از ولایتهای مختلف حاکی از اختلال گسترده در دسترسی به پلتفرمهای پرطرفدار اجتماعی است. در نبود رسانههای آزاد، شبکههای اجتماعی برای بسیاری از افغانها تنها ابزار بیان و اطلاعرسانی است، ابزاری که حالا زیر محدودیت طالبان قرار دارد.
- قندهار زیر سایه محدودیتهای هبتالله؛ طالبان برای دومین بار اینترنت فایبر نوری را قطع کردند
در ادامه محدودیتهای فزاینده از سوی طالبان، ساکنان ولایت قندهار میگویند که برای دومین بار طی هفتههای اخیر، دسترسی آنان به اینترنت فایبر نوری بهگونه کامل قطع شده است؛ اقدامی که واکنش و نگرانیهای گستردهای را در میان شهروندان این ولایت بههمراه داشته است. منابع محلی در قندهار به زننیوز می گویند که این قطع اینترنت از سوی طالبان بهدستور مستقیم رهبری این گروه اعمال شده و تاکنون هیچ دلیل رسمی برای آن ارائه نشده است. این در حالی است که بسیاری از مردم قندهار، بهویژه دانشآموزان، دانشجویان، کسبهکاران و کارمندان بخش خصوصی، فعالیتهای روزمرهشان را به اینترنت وابسته میدانند. یکی از باشندگان قندهار در گفتوگو به زننیوز اظهار داشت: «طالبان بار اول انترنت را بدون اطلاع قبلی قطع کردند و حالا برای بار دوم نیز همین کار را تکرار کردهاند. ما در عصر تکنولوژی زندگی میکنیم، اما اینجا بدون انترنت حتا نمیتوانیم معاملات عادی خود را انجام دهیم.» محدودیتهای دسترسی به اینترنت در افغانستان، بهویژه در مناطق تحت کنترل شدید طالبان مانند قندهار، انتقادهای داخلی و بینالمللی را بهدنبال داشته است. بسیاری این اقدام طالبان را بخشی از سیاستهای سرکوبگرانه این گروه برای کنترل جریان اطلاعات، سانسور رسانهها و محدودسازی ارتباطات مردم با جهان بیرون میدانند. در حال حاضر، مشخص نیست این قطعی اینترنت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، اما مردم قندهار و قندوز خواهان بازگشت فوری خدمات انترنتی و پایاندادن به اینگونه محدودیتهای خودسرانه هستند.
- او دخترانش را بر سنتها ترجیح داد؛ درسی از پدری افغان
Image: AI-generated نویسنده: مرسل قیصاری در جهانی پر از اندوه و تبعیض، جایی که ما دختران در آن بزرگ میشویم، داشتن یک پدری حامی نه تنها یک نعمت، بلکه یک معجزه است. من یکی از آن دختران خوشبخت هستم که این معجزه را در زندگیاش تجربه کرده است. پدرم نه تنها مرا محدود نکرد، بلکه بالهایی به من داد تا پرواز کنم. من در یک خانواده پشتون در افغانستان بزرگ شدم. پنج خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر دارم. در جامعهای مانند افغانستان، وقتی خانوادهای فقط دختر داشته باشد و پسری نداشته باشد، نگاهها و قضاوتهای سنگینی همیشه دنبالشان است. مردم کشورم باور دارند که داشتن پسر، نوعی افتخار و تضمین آینده برای خانواده است. وقتی پدری پسری نداشته باشد، بسیاری بر او فشار میآورند که باید دوباره ازدواج کند تا پسری بیاورد و نام خانوادهاش را ادامه دهد. قبل از تولد برادرم، پدرم همین وضعیت را تجربه کرده بود؛ شش دختر داشت و هیچ پسری. بسیاری میگفتند چرا دوباره ازدواج نمیکند و چرا نمیخواهد پسر داشته باشد که روزی از او مراقبت کند. هرچند برادرم دو سال بعد از من به دنیا آمد و من خودم آن زمانها را به یاد ندارم، اما مادرم و خواهرانم همیشه از آن دوران برایم گفتهاند. پدرم هیچگاه چنین افکار اشتباهی نداشت. با وجود آنکه در شهر ما مقام و احترام زیادی داشت و میتوانست دوباره ازدواج کند، هرگز چنین چیزی را در نظر نگرفت. او هرگز به ما به عنوان انسانی کمتوان یا کمارزش از پسران نگاه نکرد؛ بلکه باور داشت که ما همان توانایی و ارزشی را داریم که یک پسر میتواند داشته باشد. از کودکی، تنها چیزی که از او دریافت کردهام عشق، توجه و حمایت بیپایان بوده است. در جامعهای که برخی پدران، دخترانشان را مجبور به ماندن در خانه یا ازدواج زودهنگام میکنند، پدرم همیشه ما را تشویق میکرد تا رؤیاهای خود را دنبال کنیم و درس بخوانیم. به همین دلیل، چهار خواهر بزرگترم از دانشگاه فارغالتحصیل شدهاند و من اکنون همراه یکی از خواهرانم در پاکستان درس میخوانم. او همیشه میخواست ما آنچه را که شایستهاش هستیم، بهدست آوریم. هیچگاه به من نگفت: «نمیتوانی، چون دختر هستی»، بلکه به من شجاعت، عشق و اعتماد بهنفس داد. او همیشه به من باور داشت و فرصتهایی برای رسیدن به آرزوهایم فراهم کرد. این نگرش او در جامعهای که زنان را کمارزشتر از مردان میبیند، برایم چون نوری بود در تاریکی. او کسی است که به من ثابت کرد مردان خوب هنوز وجود دارند؛ مردانی که دخترانشان را نادیده نمیگیرند، مردانی که به جای ازدواج مجدد و شکستن دل خانواده، به همان خانواده ارزش میدهند. من و خواهرانم در دامان چنین مردی بزرگ شدیم. وقتی شرایط زندگی و آموزش در افغانستان دشوار شد، پدرم بسیار تلاش کرد تا مرا از کشور بیرون بیاورد تا بتوانم در محیطی امنتر زندگی کنم، بیاموزم و آزادانه به آرزوهایم برسم. این تصمیم برای او آسان نبود، چون در فرهنگ ما سفر تنهای یک دختر جوان به کشور دیگر، مسئلهای بزرگ است. اما او هرگز به چنین موانعی اهمیت نداد. سرانجام مرا به پاکستان آورد تا تحصیلم را ادامه دهم. این فداکاری نشان داد که او فقط پدرم نیست؛ بلکه قهرمان زندگی من است. وقتی به راهی که پیمودهام نگاه میکنم، میفهمم بدون او ممکن نبود. هرچند همیشه حمایت کامل مادرم و خواهرانم را داشتهام، اما در افغانستان، تصمیم نهایی برای دختر به پدر تعلق دارد. اگر او از من حمایت نمیکرد، من نیز مانند بسیاری دیگر میان دیوارهای سکوت و محدودیت گرفتار میماندم. اما او هرگز نخواست من یا هیچیک از خواهرانم اسیر سنتها شویم. پدرم به من آموخت که ارزش یک دختر در تواناییهایش است، نه در نگاه دیگران. او با عملش نشان داد که احترام به زن تنها یک شعار نیست، بلکه میتواند در رفتار، انتخابها و عشق پدرانهی یک مرد تجلی یابد. حمایت او به من نیرویی داد که هیچچیز نمیتواند آن را از من بگیرد. آرزو میکنم همه دختران افغان پدری مانند پدر من داشته باشند. آرزو میکنم همه پدران، به جای محدود کردن، بال پرواز به دخترانشان بدهند. شاید آنوقت جهان ما جای بهتری شود، شاید دختر بودن دیگر اینقدر دشوار نباشد. با هر قدمی که برمیدارم و هر تصمیمی که میگیرم، میدانم تنها نیستم. مردی در کنارم ایستاده که به جای سد، برایم پل ساخته است. او به من آموخت که پدر میتواند دوست هم باشد. برای من، او فقط پدر نیست؛ بلکه تمام دنیای من است. او پاسخی است برای تمام کسانی که میگویند مردان خوب نایاباند. من میگویم: نه، مردان خوب هنوز وجود دارند؛ مردانی که به همسرانشان وفادار میمانند و به دخترانشان بال پرواز میدهند. من این نوشته را درباره پدر خودم نوشتم؛ مردی که به من ثابت کرد دختر بودن نه شرم است و نه گناه، بلکه افتخار است. او نشان داد که داشتن شش دختر و تنها یک پسر برایش کمبود نبود، بلکه نعمتی بزرگ بود. امروز میخواهم پیامی به تمام پدران افغان برسانم: داشتن دختر، افتخار است. دختران شما به اندازه پسرانتان باارزشاند. آنان نام شما را با عزت و سربلندی زنده نگه میدارند. اگر پدری مانند پدر من به دخترش باور داشته باشد، آن دختر میتواند جهان را تغییر دهد. امید دارم روزی برسد که تمام پدران به دخترانشان باور داشته باشند، آنان را حمایت کنند و هرگز باری یا ننگی بر دوش خود نپندارند. امیدوارم روزی بفهمند که دختر میتواند آیندهی خانواده و حتی کشورش را دوشادوش پسر و گاهی فراتر از او بسازد.
- گوترش: حذف نظاممند زنان افغان از زندگی عمومی با سرعت ادامه دارد
Photo by Eric Bridiers دبیرکل سازمان ملل متحد هشدار داده است که حذف نظاممند زنان و دختران از زندگی عمومی در افغانستان با سرعت ادامه دارد و این روند با محدودیتهای شدید در آموزش، اشتغال، خدمات صحی و عدالت همراه است. انتونیو گوترش روز دوشنبه (14 میزان) در نشست شورای امنیت با محوریت «زنان، صلح و امنیت» گفت: «در افغانستان، حذف سیستماتیک زنان و دختران از زندگی عمومی با محدودیتهای وحشتناک در دسترسی به آموزش، اشتغال، مراقبتهای صحی و عدالت، و با افزایش خشونتهای جنسی و مرگومیر مادران ادامه دارد.» او تأکید کرد که جامعه جهانی باید برای حمایت از زنان و دختران افغان و پایان دادن به سرکوب نظاممند آنان، دست به اقدام هماهنگ و فوری بزند. او همچنین با اشاره به وضعیت زنان در مناطق بحرانزده مانند فلسطین اشغالی، سودان، هائیتی و میانمار گفت که زنان در این کشورها نیز با خشونت، آوارگی و تبعیض گسترده روبهرو هستند. گوترش افزود که در حال حاضر، بیش از 676 میلیون زن و دختر در نزدیکی مناطق درگیر جنگ زندگی میکنند، بالاترین رقم در دهههای اخیر؛ و میزان خشونت جنسی علیه آنان 35 درصد افزایش یافته است. این سخنان در حالی مطرح میشود که طالبان پس از بازگشت به قدرت، محدودیتهای بیسابقهای بر زنان و دختران وضع کردهاند و آنان را از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم ساختهاند. سازمانهای حقوق بشر این سیاستها را نوعی «آپارتاید جنسیتی» توصیف کردهاند که آینده زنان و دختران افغان را در تاریکی فرو برده است.









