top of page

نتایج جستجو

Search this site

660 results found with an empty search

  • زنی که در دل تاریکی، چراغ امید برافروخت

    Photo: © AFP via msn نویسنده: فخریه سمندری – استاد دانشگاه در دنیایی که درهای آموزش یکی‌یکی به روی دختران بسته می‌شود، در سرزمینی که زن بودن گاهی مترادف با سکوت و انزوا معنا می‌یابد، من، فخریه سمندری، ایستاده‌ام تا روایت کنم داستان زنی را که از دل رنج‌ها، رسالت آفرید؛ زنی که در دل تاریکی، چراغی از امید برای نسل‌های آینده روشن کرد. زادهٔ افغانستانم، در خانواده‌ای که سنت‌گرایی و فشارهای اجتماعی بر تصمیم‌گیری‌های زندگی سایه افکنده بود. تحصیلات ابتدایی‌ام را در مهاجرت و شرایط دشوار در پاکستان آغاز کردم. با بازگشت به کابل، با هزار آرزو و امید وارد لیسه نسوان سید نورمحمد شاه مینه شدم. در حالی که بسیاری از هم‌سن‌وسالانم به ازدواج زودهنگام مجبور شدند، من نیز از این سرنوشت گریزی نیافتم. در سن کم ازدواج کردم؛ ازدواجی که نه به انتخاب، بلکه به اجبار و خواست خانواده بود. در طول چهارده سال زندگی مشترک، بارها زیر سایه سنگین خشونت، بی‌مهری و بی‌احترامی قرار گرفتم. اما یک چیز را هرگز از دست ندادم: امید. در دل آن همه رنج، مادری بودم که برای پنج فرزندم، به‌ویژه دخترانم، آینده‌ای روشن‌تر می‌خواستم. با هزاران سختی، تحصیلاتم را تا سطح لیسانس در رشته حقوق و علوم سیاسی و سپس تعلیم و تربیه ادامه دادم و همزمان در مکاتب خصوصی به تدریس پرداختم. اما فقط معلم نبودم؛ من یک رویا داشتم. تأسیس مکتب آنلاین گوهرشاد بیگم در سال‌هایی که گروه‌های افراطی مکاتب دخترانه را بستند و بسیاری از دختران پشت درهای بسته ماندند، سکوت برایم دردناک‌تر از مرگ بود. نمی‌توانستم تماشا کنم که دخترانی که باید در صنف‌های درس باشند، به خانه‌نشینی مجبور شوند. این شد که با امکانات محدود، اما با اراده‌ای پولادین، مکتب آنلاین گوهرشاد بیگم را تأسیس کردم. در این مکتب، صدها دختر از نقاط مختلف افغانستان، با وجود چالش‌های اینترنت، برق و نبود حمایت مالی، به صورت رایگان درس می‌خوانند. همه چیز داوطلبانه است، بی‌هیچ تمویل‌کننده‌ای، اما با دلی سرشار از ایمان. قلم و آموزش؛ دو سنگر مقاومت قلم به‌دست گرفتم تا صدای دختران خاموش وطن باشم. کتاب «تحصیل دختران از دیدگاه اسلام» را نوشتم تا با زبان دین، پاسخ آنانی را بدهم که تعلیم زنان را حرام می‌پندارند. مقاله‌ام با عنوان «سبک‌های فمینیسم و چالش‌های آن در جامعه اسلامی» تلاشی دیگر برای گفت‌وگوی فکری و رفع سوءتفاهم‌ها بود. در کنار مدیریت مکتب آنلاین، همچنان به تدریس در مکاتب خصوصی ادامه دادم و با دانشگاه آنلاین زن، دانشگاه افغانستان روشن، آکادمی انار، آکادمی هاروارد، سازمان نسل جوان افغانستان و جنبش صدای زنان افغانستان همکاری کردم. با وجود مسئولیت‌های سنگین مادری، تدریس و مدیریت؛ هر شب تا نیمه‌شب به طراحی برنامه‌های درسی، رسیدگی به شاگردان و راه‌اندازی برنامه‌های آگاهی‌دهی می‌پردازم. چالش‌ها و بی‌مهری‌ها چالش‌ها بسیار اند: نامهربانی، محرومیت، نبود پشتیبانی و فشارهای روانی. اما ایمان دارم که در دل همین سختی‌هاست که انسان ساخته می‌شود. در تمام این مسیر، از خانواده‌ام جز بی‌مهری و بدگمانی چیزی ندیدم. هرگاه کمکی می‌خواستم، والدینم می‌گفتند: «تو از ما خلاص شدی، به فرمان شوهرت باش.» اما من فرمان دل و اندیشه‌ام را پی گرفتم. دشمنان بسیاری در راه من قد علم کردند، کسانی که نمی‌خواستند زنی از دل تاریکی بیرون آید و نور امیدی بتاباند. اما من تسلیم نشدم. امیدی برای دختران این سرزمین در دل شب‌های تاریک و روزهای بی‌امید، دخترانم و دختران این سرزمین را چراغ راه خود قرار دادم. باور دارم که تعلیم و تربیت، کلید رهایی و شکستن زنجیرهای جهل است. هر قدمی که برای آموزش دختران برداشتم، نه تنها زندگی آنان را تغییر داد بلکه نویدی بود برای جامعه‌ای که روزی به عدالت و آزادی خواهد رسید. امروز، مکتب آنلاین گوهرشاد بیگم بیش از یک مؤسسه آموزشی است؛ یک حرکت، یک مقاومت و یک صدای بلند برای حقوق زنان و دختران افغانستان. این مکتب، نماد ایستادگی زنان افغان در برابر ظلم و تاریکی است. به هر زنی که در راه تغییر و آزادی ایستاده است، می‌گویم: تو تنها نیستی. هرگاه احساس کردی توان نداری، یاد کن از آن زنی که در دل تاریکی، چراغ امید برافروخت و این مسیر را تا امروز ادامه داد. من، فخریه سمندری، با تمام دردها و شکست‌ها، اما با قلبی پر از امید و اراده، به آینده‌ای روشن برای زنان افغانستان ایمان دارم و برای آن می‌تازم.

  • یوناما و یونیسف در پی فاجعه ترافیکی هرات ابراز همدردی کردند

    Exclusive در پی حادثه‌ مرگ‌بار ترافیکی در شاهراه حلقوی هرات که جان ده‌ها مهاجر افغان را گرفت، سازمان‌های بین‌المللی از جمله یونیسف و یوناما ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان، خواستار تأمین بازگشت «امن، با کرامت و داوطلبانه» مهاجران افغان شده‌اند. دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) روز پنج‌شنبه (30 اسد) در واکنش به این رویداد گفته است که از جان‌باختن کودکان، زنان و مردانی که از ایران بازگشته‌اند، «شوکه» شده و با خانواده‌های قربانیان ابراز همدردی می‌کند. یونیسف نیز در پیامی در شبکه ایکس گفته است که از جان‌باختن بازگشت‌کنندگان، به‌ویژه کودکان، در این حادثه عمیقاً متأثر است و وضعیت را به‌طور جدی زیر نظر دارد. سانجی ویجسکرا، مدیر منطقه‌ای یونیسف برای آسیای جنوبی، نیز در واکنش به این رویداد نوشته است: «چند هفته پیش در مرز اسلام‌قلعه با کودکانی و خانواده‌هایی دیدار کردم که لرزان، آسیب‌دیده، اما امیدوار بودند.» او تأکید کرد: «به همین دلیل، یونیسف خواستار بازگشت مهاجران به شیوه‌ای امن، با کرامت، داوطلبانه و مرحله‌به‌مرحله است.» گفتنی است که این حادثه شامگاه سه‌شنبه (28 اسد) زمانی رخ داد که یک موتر نوع 580 حامل مهاجران اخراج‌شده از ایران، در مسیر بندر اسلام‌قلعه به کابل، در ناحیه حلقوی ولسوالی گذره، ابتدا با یک موترسایکل و سپس با یک موتر باربری حامل مواد نفتی برخورد کرد و دچار آتش‌سوزی شد. در نتیجه این رویداد، دست‌کم 79 نفر، از جمله 19 کودک، در آتش سوختند و جان باختند. طالبان اعلام کرده‌اند که قربانیان این رویداد اعضای 17 خانواده و از ساکنان ولایت‌های کابل، غزنی، پروان، کاپیسا، بغلان، قندوز و دایکندی بوده‌اند. به‌دلیل شدت سوختگی، اجساد قربانیان قابل شناسایی نبوده و به شفاخانه چهارصد بستر کابل منتقل شده‌اند.

  • رهبر طالبان دستور ممنوعیت آموزش دختران در مدارس دینی را داد

    Photo: © Reuters / Al Arabiya در ادامه‌ی سیاست‌های زن‌ستیزانه طالبان، اکنون مدرسه‌های دینی نیز به روی دختران افغان مسدود می‌شود. شبکه العربیه روز چهارشنبه (29 اسد) گزارش داده است که هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، دستور توقف تدریجی ثبت‌نام دختران در مدارس دینی را صادر کرده است. براساس این گزارش، این دستور در نشست اخیر طالبان در قندهار گرفته شده و وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی این گروه موظف شده‌اند که به تردیج از ثبت‌نام دختران در مدارس دینی جلوگیری کنند. گفته می‌شود که دلیل این تصمیم، نگرانی آخوندزاده از تدریس “علوم مدرن” مانند ریاضی، زبان و علوم طبیعی در مدارس دینی بوده است؛ موضوعی که به ادعای او، دینی بودن این مدارس را زیر سوال برده است. گزارش العربیه همچنین می‌افزاید که فضای نشست قندهار بسیار جنجالی بوده و برخی اعضای طالبان به‌طور مستقیم با تصمیم رهبرشان مخالفت کرده‌اند؛ نشانه‌ای از شکاف فزاینده در درون ساختار قدرت طالبان. این در حالی است که سازمان‌های حقوق بشری، نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل، و شمار زیادی از کشورها، بارها این‌گونه اقدامات طالبان را به شدت محکوم کرده و آن را نمونه‌ی آشکار نقض حقوق اساسی زنان در افغانستان دانسته‌اند.

  • فاجعه‌ ترافیکی در هرات؛ 79 کشته به‌شمول 19 کودک

    Sent to Zan TV در یک رویداد ترافیکی در شاهراه حلقوی ولایت هرات، دست‌کم 79 تن به‌شمول 19 کودک جان خود را از دست داده‌اند. این قربانیان عمدتاً مهاجران بازگشت‌کننده از ایران بوده‌اند. به گفته‌ی منابع، این رویداد حوالی ساعت 8:30 شب سه‌شنبه (28 اسد) در شاهراه حلقوی مربوط به ولسوالی گذره هرات رخ داده است. شاهدان عینی می‌گویند یک موتر نوع 580 که حامل مهاجران بود، نخست با یک موترسایکل و سپس با یک موتر باربر نوع مازدا برخورد کرده که در پی آن موتر 580 آتش گرفته است. به گفته شاهدان، شمار زیادی از سرنشینان موتر 580 در اثر این آتش‌سوزی جان باخته‌اند. عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان، وقوع این حادثه را تأیید کرده و گفته است که در میان قربانیان، 19 کودک نیز شامل‌اند. این حادثه در حالی رخ می‌دهد که سال گذشته نیز در نتیجه دو رویداد ترافیکی جداگانه در شاهراه قندهار، بیش از 60 تن جان خود را از دست داده بودند.

  • سازمان ملل: 78 درصد زنان و دختران افغان از آموزش و کار محروم‌اند

    Photo Credit: UN Women/Sayed Habib Bidell بخش زنان سازمان ملل متحد هشدار داده است که چهار سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، زنان و دختران افغان از حقوق اساسی خود محروم‌اند؛ محرومیتی که پیامدهای آن سلامت، آموزش و امنیت آنان را به‌شدت تهدید می‌کند. در گزارش تازه‌ای که این نهاد منتشر کرده، آمده است که 78 درصد از زنان و دختران جوان افغان از حق آموزش، اشتغال و آموزش‌های فنی محروم‌اند؛ آماری که چهار برابر بیشتر از میزان محرومیت در میان پسران گزارش شده است. بر اساس این گزارش، محدودیت‌های سخت‌گیرانه طالبان بر رفت‌وآمد زنان و ممنوعیت تحصیل پزشکی، سبب شده تا بسیاری از زنان حتی برای دریافت خدمات ابتدایی صحی مجبور باشند مسافت‌های طولانی را طی کنند. در بسیاری موارد، خدمات درمانی به‌طور کامل از دسترس آنان خارج شده است. سازمان ملل هشدار داده است که تداوم این شرایط می‌تواند تا سال 2026 منجر به افزایش 45 درصدی بارداری زودهنگام و بیش از 50 درصدی مرگ‌ومیر مادران شود. از دیگر پیامدهای این محدودیت‌ها، افزایش نرخ ازدواج کودکان، گسترش فقر و بحران روانی در میان خانواده‌ها عنوان شده است. این اظهارات در حالی بیان می‌شود که طالبان در چهار سال گذشته با وضع محدودیت‌های شدید، دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش و زنان را از تحصیل در دانشگاه‌ها محروم کرده‌اند. با وجود درخواست‌های مکرر جهانی برای رعایت حقوق بشر، به‌ویژه حقوق زنان، طالبان تاکنون به هیچ‌یک از این مطالبات پاسخ مثبت نداده‌اند.

  • طالبان برادر یک زن معترض را در کابل بازداشت کرده‌اند

    شمایل توانا ناصری، مسئول «جنبش زنان افغانستان برای عدالت و آزادی»، می‌گوید که برادرش، محمد ناصری، توسط استخبارات طالبان بازداشت شده و خانواده‌اش تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او ندارند. خانم ناصری به رسانه‌ها گفته است که برادرش هفته‌ی گذشته روز شنبه (18 اسد) در منطقه دشت برچی، غرب کابل، بازداشت شده و تا کنون هیچ‌گونه تماس یا نشانه‌ای از محل نگهداری او دریافت نکرده‌اند. این فعال حقوق زن چهار روز پیش در شبکه‌های اجتماعی از ناپدید شدن برادرش خبر داده بود و از نهادهای مسئول داخلی و بین‌المللی خواسته بود که برای یافتن و روشن‌شدن سرنوشت او همکاری کنند. طالبان تاکنون در این زمینه اظهار نظری نکرده‌اند. این در حالی است که طالبان پس از بازگشت به قدرت، بارها اقدام به بازداشت و زندانی‌ کردن زنان معترض و بستگان‌ آنان کرده‌اند. این اقدامات بخشی از سیاست فشار و ارعاب برای خاموش‌سازی صدای عدالت‌خواهی زنان افغانستان دانسته می‌شود.

  • یک پسر 15 ساله در بدخشان خودکشی کرد

    Photo by Khwahan, via Wikimedia Commons منابع محلی در ولایت بدخشان می‌گویند که یک پسر 15 ساله در ولسوالی کشم این ولایت، به‌دلیل خشونت‌های خانوادگی، خودکشی کرده است. منابع روز دوشنبه (27 اسد) به رسانه‌ها گفته‌اند که این پسر با حلق‌آویز کردن خود، به زندگی‌اش پایان داده است. به گفته منابع، این پسر به‌دلیل آزار و اذیت دیگران، همواره از سوی پدرش مورد لت‌وکوب قرار می‌گرفت. گفتنی است که موارد خودکشی در میان نوجوانان و کودکان پیش از این نیز گزارش شده و با بازگشت طالبان به قدرت، روند آن افزایش یافته است.

  • صدای دختری از تبعید؛ نامه‌ای به مردم ایران

    Image credit: Wakil Kohsar / AFP via Al-Monitor نویسنده: مرسل قیصاری، دانشجوی افغان در پاکستان اخراج اجباری مهاجران افغان از ایران، غم‌انگیزترین و دلخراش‌ترین خبری است که این روزها می‌شنویم. هزاران افغان که سال‌ها زندگی خود را در ایران ساخته بودند، اکنون مجبور به ترک خانه، شغل و بازگشت به افغانستان شده‌اند. مردان، زنان و کودکان، همگی به اجبار، بدون هیچ کمکی، بدون سرپناه و بدون هیچ امیدی به کشورشان بازگردانده می‌شوند. این فقط یک مسئله مهاجرت یا سیاست نیست؛ بلکه یک درد مشترک انسانی است. آنچه ما از مردم ایران می‌خواهیم، این است که درد کسانی را که زمانی از روی اجبار وطن خود را ترک کرده‌اند، حس کنند. من هم مهاجری هستم که در پاکستان زندگی می‌کنم و درس می‌خوانم. هرگز در ایران نبوده‌ام، اما عمیقاً درک می‌کنم که دوری از وطن چه احساسی دارد و درد مردمم را، که با آن‌ها ناعادلانه رفتار می‌شود، حس می‌کنم. می‌دانم چقدر سخت است وقتی احساس تعلق به هیچ جایی نداری. بسیاری از مردم افغانستان نه به انتخاب خودشان، بلکه به خاطر جستجوی امنیت به ایران مهاجرت کردند. هزاران افغان در سال‌های گذشته از جنگ، فقر، آزار و اذیت گریختند و به ایران پناه آوردند. آنها فقط امیدهای ساده‌ای داشتند؛ برای زنده ماندن، کار کردن، دیدن دخترانشان که به مکتب می‌روند و دور نگه داشتن پسرانشان از جنگ. اما اکنون، این افراد با چشمانی پر از اشک و با غم از دست دادن هر آنچه که با تلاش بی‌پایان در طول سال‌ها در ایران به دست آورده بودند، رانده می‌شوند. تصاویر از مرزهای افغانستان و ایران، داستان‌های واقعی را برای ما روایت می‌کنند. این عکس‌ها کودکانی را نشان می‌دهند که روی زمین‌های خالی می‌خوابند، مادرانی با چهره‌های خسته و مردانی خاموش با چشمانی پُر از درد. هیچ‌کس نمی‌پرسد که آن‌ها کجا خواهند رفت، چه خواهند کرد یا چه کسی از آن‌ها حمایت خواهد کرد. این افراد مجرم نیستند، اما مانند مجرم با آن‌ها رفتار می‌شود. اکثر این افراد سال‌ها در ایران کار کرده‌اند، برای مردم ایران خدمت کرده‌اند، حتی خانه خریده‌اند و برخی از آن‌ها حتی کسب‌وکار خود را ایجاد کرده‌اند، اما اکنون همه آن‌ها مجبور به ترک ایران شده‌اند. حتی کسانی که در ایران متولد و بزرگ شده‌اند، با اخراج اجباری مواجه هستند. اما چرا جهان هنوز سکوت کرده است؟ جوامع بین‌المللی باید از این وضعیت آگاه باشند. آن‌ها باید چشمان خود را باز کنند. جهان نباید فقط تماشاگر خاموش باشد. اخراج هزاران نفر، در حالی که سال‌ها در ایران زندگی می‌کردند، بی‌عدالتی است. این در حالی است که افغانستان خود با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است و این اخراج، بحران‌های دیگری را به آن اضافه کرده است. اکثر این افراد بیکار، ناامید و بی‌خانمان هستند که اوضاع را بدتر می‌کند. من به عنوان کسی که در تبعید زندگی می‌کنم، می‌دانم دوری از کشور چه احساسی دارد. من وطنم را به انتخاب خودم یا از روی خوشحالی ترک نکردم. من رخت سفر بستم چون چاره دیگری نداشتم. مجبور شدم مهاجرت را انتخاب کنم تا بتوانم ادامه تحصیل دهم و آینده‌ای بهتر برای خودم بسازم. اکثر کسانی که اکنون بین مرزهای افغانستان و ایران گیر افتاده‌اند نیز مانند من بودند. آن‌ها رویاها و اهدافی داشتند، اما کسی آن‌ها را نشنید و رویاهایشان بین مرزها دفن شد. در میان این افراد، خانواده‌هایی بودند که فقط به خاطر دخترانشان به ایران مهاجرت کردند تا بتوانند در آنجا تحصیل کنند، اما این رویا فقط در حد یک رویا باقی ماند. آنچه من از مردم ایران می‌خواهم، فقط انسانیت است، نه چیز دیگری. ما می‌خواهیم شما درد ما را حس کنید. اخراج دسته‌جمعی و تحقیر در خیابان‌ها و رسانه‌ها، نه‌تنها وجدان را جریحه‌دار می‌کند، بلکه به روابط تاریخی این دو ملت نیز آسیب می‌رساند. از مردم ایران می‌خواهم که اجازه این کار را ندهند و در مقابل دیدن افغان‌هایی که از چنین دردی رنج می‌برند، سکوت نکنند. می‌خواهم آن‌ها درد دختری را که تازه کشورش را ترک کرده تا بتواند تحصیل کند، یا درد مردی را که خانواده‌اش را در افغانستان ترک کرده و به ایران مهاجرت کرده تا بتواند از آن‌ها حمایت کند، حس کنند. همه آن‌ها به دلیلی به کشور شما آمده‌اند و ما می‌خواهیم شما ما را درک کنید. افغان‌ها و ایرانی‌ها دشمن نیستند. ما همه انسان‌هایی با زبان و دین مشترک هستیم. وقتی دولت‌ها ساکت هستند، این مردم هستند که باید صدای خود را بلند کنند. این چیزی است که ما از مردم ایران می‌خواهیم. ما مهاجران، انسان هستیم. مهاجرت درد است، اما جرم نیست. کسانی که یک‌بار مجبور به سفر شده‌اند، نباید دوباره به‌خاطر ترک خانه‌هایشان که با زحمات فراوان در کشور دیگری ساخته‌اند، مجازات شوند. شاید امروز صدایمان خاموش باشد، اما هرگز درد این روزها را فراموش نخواهیم کرد. روزی ما نیز برمی‌خیزیم و جهان صدای ما را خواهد شنید. تا آن روز، تنها چیزی که می‌خواهیم این است که با ما با انسانیت رفتار شود.

  • طالبان در کابل چهار تن به شمول یک زن را شلاق زدند

    Photo: AP Photo, via The Independent طالبان چهار تن، از جمله یک زن، را به اتهام روابط خارج از ازدواج و دزدی در ولسوالی چهارآسیاب کابل شلاق زده‌اند. دادگاه عالی طالبان روز یک‌شنبه (26 اسد) در خبرنامه‌ای اعلام کرده که سه تن از این افراد، هرکدام به سه سال حبس و 39 ضربه شلاق، و نفر چهارم به یک سال زندان و 39 ضربه شلاق محکوم شده‌اند. اجرای این احکام در حالی صورت گرفته است که سازمان عفو بین‌الملل روز گذشته بار دیگر از طالبان خواسته بود به مجازات‌های بدنی، از جمله شلاق در ملأ عام، پایان دهند و به تعهدات بین‌المللی حقوق بشری پایبند بمانند. این سازمان تأکید کرده است که این مجازات‌ها اغلب بدون طی مراحل قضایی شفاف و بدون دسترسی به مشاوره حقوقی یا حمایت برای قربانیان و خانواده‌های آنان اجرا می‌شود. عفو بین‌الملل هشدار داده است که قربانیان، به‌ویژه زنان، پس از مجازات‌هایی مانند شلاق در انظار عمومی، با شرایط غیرانسانی، تحقیر و «انسانیت‌زدایی» مواجه می‌شوند. گفتنی است که طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال 2021، بار دیگر اجرای مجازات‌هایی چون شلاق و اعدام در ملأ عام را آغاز کرده‌اند؛ اقدامی که با واکنش و انتقاد شدید نهادهای بین‌المللی مواجه بوده است. با وجود این انتقادها، طالبان همچنان این اعمال را بخشی از «اجرای شریعت اسلامی» می‌دانند و به آن ادامه می‌دهند.

  • تورنتو؛ فراخوان مرکز آزادی بیان کانادا برای حمایت بیشتر از خبرنگاران افغان در چهارمین سالگرد سقوط کابل

    Photo: linkedin در چهارمین سالگرد سقوط کابل، مرکز آزادی بیان کانادا با انتشار بیانیه‌ای از دولت این کشور خواست تا حمایت‌های خود از خبرنگاران افغان، چه در داخل افغانستان و چه در تبعید، افزایش دهد. این نهاد با قدردانی از موضع‌گیری‌های اخلاقی دولت کانادا در محکومیت سرکوب طالبان، بر ضرورت تبدیل سخنان اصولی به اقدامات عملی تأکید کرد. در بیانیه این مرکز آمده است که چهار سال پس از سقوط کابل، افغانستان همچنان یکی از محدودترین محیط‌ها برای فعالیت رسانه‌ای در جهان است. رسانه‌های مستقل از میان رفته، آزادی مطبوعات از بین رفته و فضای مدنی کاملاً بسته شده است. مرکز آزادی بیان از دولت کانادا خواست: روند اسکان خبرنگاران افغان در کشورهای همسایه مانند پاکستان، ایران و ترکیه را تسهیل کند. منابع ویژه‌ای برای نظارت بر وضعیت خبرنگاران باقی‌مانده در افغانستان اختصاص دهد و همزمان از خبرنگاران تبعیدی برای بازسازی زندگی و ادامه فعالیت‌های رسانه‌ای‌شان حمایت نماید. این نهاد غیرانتفاعی که به‌طور کامل توسط داوطلبان اداره می‌شود، مأموریت اصلی خود را حمایت فوری از خبرنگاران در معرض خطر، به‌ویژه خبرنگاران افغان، عنوان کرده است. به‌رغم محدودیت منابع، این مرکز همکاری‌های نزدیکی با نهادهایی چون خبرنگاران برای حقوق بشر، انجمن خبرنگاران کانادا، خبرنگاران کانادایی برای آزادی بیان و نشریاتی همچون The Walrus ایجاد کرده و تاکنون از صدها خبرنگار در تبعید پشتیبانی کرده است. سید نجیب اصیل، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی مرکز آزادی بیان، در این بیانیه گفت: «در این سالگرد تلخ، ما همراه با دولت کانادا همبستگی خود را با مردم افغانستان تجدید می‌کنیم. ما از کانادا می‌خواهیم که همچنان سخنان خود را به عمل تبدیل کند و تعهدات اصولی‌اش را با منابع، حمایت‌ها و رهبری دیپلماتیکی همراه سازد که برای حفاظت از خبرنگاران افغان و دفاع از حق مردم افغانستان در تعیین آینده‌شان حیاتی است.»

bottom of page