top of page

نتایج جستجو

Search this site

660 results found with an empty search

  • یوناما از طالبان خواستار توضیح در مورد بازداشت سه خبرنگار شد

    Social Media دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) از بازداشت دست‌کم سه خبرنگار از سوی طالبان ابراز نگرانی کرده است. این نهاد روز پنج‌شنبه (24 ثور) در اعلامیه‌ای گفته است که این خبرنگاران با اتهام‌های نامشخص بازداشت شده‌اند. یوناما همچنان از گزارش‌ها درباره برخورد با خبرنگاران و ضبط وسایل آنان در جریان تلاشی‌ها از سوی طالبان ابراز نگرانی کرده است. این نهاد از طالبان خواسته است دلیل قانونی بازداشت این خبرنگاران و اتهام‌های واردشده علیه آنان را روشن کند. یوناما همچنان تأکید کرده است که روند قانونی و حقوق افراد بازداشت‌شده باید در هر شرایط رعایت شود. در اعلامیه یوناما آمده است که رسانه آزاد، مستقل و امن برای شفافیت، پاسخ‌گویی و سلامت جامعه افغانستان ضروری است. یوناما از طالبان خواسته است به قوانین بین‌المللی حقوق بشر احترام بگذارند و اجازه دهند خبرنگاران بدون ترس از تهدید، آزار و انتقام‌جویی کار کنند. این در حالی است که هفته گذشته طالبان عمران دانش و منصور نیازی، خبرنگاران طلوع‌نیوز، و احمد جاوید نیازی، مسئول خبرگزاری پیگرد، را در کابل بازداشت کردند.

  • پنج سال محرومیت از آموزش؛ روایت دخترانی که مکتب را با کار شاق بدل کردند

    Photo: AI محرومیت دختران از آموزش وارد پنجمین سال شد؛ سال‌هایی که برای بسیاری از دانش‌آموزان دختر با ازدواج اجباری، افزایش مشکلات روحی و روانی، کارهای شاق، انزوا، سردرگمی و دورماندن از مسیر تحصیل و آرزوهای‌شان همراه بوده است. هم‌زمان با سلطه طالبان بر افغانستان و تحکیم قدرت انحصاری این گروه، نزدیک به پنج سال است که دختران از آموزش باز مانده‌اند. شماری از دختران پس از سال‌ها انتظار برای بازگشایی مکتب‌ها و دانشگاه‌ها، اکنون به کارهای شاق رو آورده و می‌گویند ممنوعیت آموزش سبب شده است از رویای تحصیل فاصله بگیرند و برای لقمه نانی تقلا کنند. این دانش‌آموزان در حالی از خاطرات مکتب و دلتنگی‌های خود سخن می‌گویند که دیگر امید چندانی به بازگشایی مکتب‌ها و ازسرگیری درس‌های‌شان ندارند. آنان می‌گویند پنج سال از دست‌رفته جبران‌ناپذیر است و پس از انتظار طولانی، مجبور شده‌اند به کارهایی چون قالین‌بافی، خیاطی، دست‌فروشی و دست‌دوزی رو بیاورند؛ کارهایی که در بدل مزد کم و با دشواری‌های فراوان انجام می‌دهند. عزیزه یکی از دانش‌آموزانی است که در صنف نهم درس می‌خواند. اگر مکتب بسته نمی‌شد، اکنون به‌جای نشستن پشت میز خیاطی، در سال اول دانشگاه مشغول فراگیری درس‌هایش بود. او می‌گوید مجبور شده است خیاطی کند تا با افسردگی‌ای که پس از محرومیت از آموزش به آن دچار شده، مقابله کند. عزیزه از دشواری‌های کار خیاطی می‌گوید: «از هفت صبح به کار خیاطی شروع می‌کنم تا چهار بعد از ظهر. بعضی وقت‌ها حتا غذای چاشت هم از یادم می‌رود و نمی‌توانم نان بخورم؛ چون مجبورم کار کنم. این اواخر هیچ خبری از رویا بافتن نیست. گویا به‌کلی کم آورده‌ام و فقط زندگی را می‌گذرانم. نه درسی است، نه مکتبی؛ فقط می‌روم کار می‌کنم و پس به خانه می‌آیم.» عزیزه خاطرات مکتب و روزهایی را که با هم‌صنفی‌هایش گذرانده، بهترین روزهای عمر خود می‌داند. او می‌گوید اگر دختران می‌دانستند که دیگر نمی‌توانند به مکتب بروند، خاطرات زیباتری می‌ساختند و از هیچ امتحانی شکایت نمی‌کردند. او می‌گوید: «یکی از خاطرات قشنگی که از دوره مکتب دارم و در این پنج سال هر بار مثل یک جرقه به ذهنم خطور می‌کند، این است که یک روز با دوستانم در حویلی مکتب قدم می‌زدیم. پس از انفجار دردناکی که در مکتب ما رخ داده بود، جمله‌های زیادی روی دیوارها نوشته بودند و ما با صدای بلند آن جمله‌ها را می‌خواندیم. یک جمله که هیچ‌وقت از یادم نمی‌رود این بود: ای وطن می‌سازمت، آخر خودم می‌سازمت.» عزیزه می‌افزاید: «نمی‌دانم چطور بیان کنم که چقدر دلتنگ مکتب رفتن هستم و دلتنگ شوخی‌ها و بگو و بخند با هم‌صنفی‌هایم. از همه مهم‌تر دلم برای استرس‌ها و نگرانی‌های امتحان خیلی تنگ شده است. اگر می‌فهمیدیم چنین روزی خواهد آمد، هیچ‌وقت از امتحان شکایت نمی‌کردیم.» نیلوفر یکی دیگر از دانش‌آموزانی است که به کارهای شاق رو آورده و از صبح تا شام قالین می‌بافد. او در کنار پدر پیرش و در شرایط دشوار اقتصادی کار می‌کند تا نیازهای خانواده‌اش را تأمین کند. نیلوفر در حالی که دلتنگ مکتب و آرزوی رفتن به دانشگاه است، از دشواری‌های قالین‌بافی چنین می‌گوید: «بعد از بسته‌شدن مکتب‌ها مجبور شدم قالین ببافم. قالین‌بافی کار خیلی سختی است و حتا باعث شده چندین بار آسیب ببینم. اما مجبورم کار کنم؛ چون باید به پدر پیرم که توانایی کار ندارد کمک کنم و هم از افسردگی نجات پیدا کنم.» نیلوفر هنوز امیدوار است روزی دوباره درس‌هایش را از سر بگیرد، اما نمی‌داند پس از بازگشایی مکتب‌ها باید از کدام صنف شروع کند. او می‌گوید: «تقریباً پنج سال است که از رفتن به مکتب محروم هستم، اما امیدوارم روزی درهای مکتب به روی دختران باز شود و دوباره بتوانیم به درس‌های خود ادامه بدهیم. در عین حال نگرانم که وقتی مکتب‌ها باز شود، باید از صنف چند شروع کنم. آرزو داشتم دانشگاه بروم و در رشته حقوق درس بخوانم، اما رسیدن به آرزویم طولانی‌تر شده است. با آن هم مطمئن هستم که یک روز به آرزوهای خود می‌رسم. به همین خاطر گاهی به سراغ کتاب‌های مکتب خود می‌روم و چند صفحه آن را می‌خوانم تا خاطرات شیرین مکتب را مرور کنم.» آسنات، دانش‌آموز صنف ششم است و بر اساس محدودیت وضع‌شده از سوی طالبان، امسال آخرین سال تعلیمی او خواهد بود. او با نگرانی می‌گوید: «امسال آخرین سالی است که مکتب می‌روم و به همین خاطر خیلی ناراحت هستم. من آرزو دارم انجنیر شوم و به مردم خود خدمت کنم. به همین خاطر می‌خواهم طالبان مانع مکتب رفتن دختران نشوند.» مرضیه یکی دیگر از دختران بازمانده از مکتب است. او نیز پس از انتظار طولانی مجبور شده است خیاطی کند؛ کاری که سبب شده درس و مکتب را فراموش کند و برای لقمه نانی تقلا کند. مرضیه نیز مانند شماری از دانش‌آموزان دیگر، دلتنگ مکتب و هم‌صنفی‌هایش است و می‌گوید دیگر امیدی به باز شدن درهای مکتب ندارد. او می‌گوید: «کار خیاطی خیلی سخت است. انتظار نداشتم روزی مجبور به این کار شوم. می‌خواستم داکتر شوم و به‌جای دوختن لباس، چپن سفیدم را به تن کنم، اما یک‌باره همه‌چیز نابود شد. پنج سال ما بیهوده گذشت و این موضوع جبران‌ناپذیر است. دیگر امیدی ندارم که دروازه‌های مکتب باز شوند و دختران درس بخوانند.» روایت تلخ دختران بازمانده از آموزش نشان‌دهنده عقب‌گردی است که پیامدهای آن تنها به زندگی فردی آنان محدود نمی‌ماند، بلکه آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. این در حالی است که دانش‌آموزان دختر می‌گویند در پنج سال گذشته، محرومیت دختران از مکتب در میان مردم عادی شده و سکوت عمومی، تداوم این وضعیت را آسان‌تر کرده است.

  • سازمان ملل: 42 درصد خانواده‌هایی که زنان نان‌آور آن‌اند، در افغانستان گرسنه می‌خوابند

    Photo: ©Ali Khara/Reuters بخش زنان سازمان ملل در گزارش تازه‌ای گفته است که زنان و دختران در افغانستان با بحران بشری رو‌به‌وخامت روبه‌رو هستند. این نهاد محدودیت‌های طالبان، فقر، بحران‌های اقلیمی و کاهش بودجه کمک‌های بشری را از عوامل تشدید این وضعیت عنوان کرده است. این گزارش با عنوان «ارزیابی وضعیت جنسیتی بخش‌های بشری در افغانستان در سال 2025» از سوی بخش زنان سازمان ملل در افغانستان و گروه هماهنگی جنسیتی افغانستان منتشر شده است. بر اساس این گزارش، در سال 2026 حدود 21.9 میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشری نیاز خواهند داشت که بیش از 10.7 میلیون تن آنان زن و دختر هستند. بخش زنان سازمان ملل گفته است محدودیت‌های طالبان بر رفت‌وآمد، آموزش و کار زنان، دسترسی آنان را به کمک‌های بشری و خدمات صحی کاهش داده و فرصت‌های درآمدزایی آنان را محدود کرده است. به گفته این نهاد، این محدودیت‌ها خانواده‌های تحت سرپرستی زنان را بیشتر آسیب‌پذیر کرده است. بر اساس گزارش، زنان بیوه و خانواده‌های تحت سرپرستی زنان در مقایسه با خانواده‌های تحت سرپرستی مردان، با فقر، گرسنگی، آوارگی و خطرات امنیتی بیشتری روبه‌رو هستند. در این گزارش آمده است که 41 درصد خانواده‌های زن‌سرپرست در ماه گذشته گاهی به دلیل کمبود منابع غذایی در خانه غذا نداشته‌اند و 42 درصد آنان با گرسنگی به خواب رفته‌اند. این گزارش می‌گوید فشارهای اقتصادی و ناامنی غذایی، برخی خانواده‌ها را به کار کودکان، بیرون‌کردن کودکان از مکتب، گدایی و ازدواج در سنین پایین وادار کرده است. طبق یافته‌های گزارش، 4 درصد خانواده‌های تحت سرپرستی زنان دختران خود را زودتر از موعد ازدواج داده‌اند؛ در حالی که این رقم در خانواده‌های تحت سرپرستی مردان 1 درصد است. بخش زنان سازمان ملل همچنین گفته است که بیش از نیمی از دختران در سن مکتب در افغانستان از آموزش محروم هستند. بر اساس این تحقیق، 58 درصد دختران در سن مکتب به مدرسه نمی‌روند، در حالی که این رقم در میان پسران 27 درصد است. این گزارش افزوده است که دسترسی زنان به خدمات صحی نیز آسیب دیده است. بر اساس گزارش، محدودیت بر کار کارمندان صحی زن، بسته‌شدن مراکز آموزش طبی زنان و کاهش بودجه، سیستم صحی افغانستان را تضعیف کرده و تنها در سال 2025، 167 مرکز صحی بسته شده‌اند. بخش زنان سازمان ملل خواستار تقویت کمک‌های بشری مبتنی بر جنسیت، حمایت از خانواده‌های زن‌سرپرست و فراهم‌سازی دسترسی امن زنان و دختران به خدمات صحی، آموزش، فرصت‌های کاری و کمک‌های بشری شده است.

  • شش کودک در انفجار ماین در میدان وردک زخمی شدند

    Photo: UNMAS فرماندهی امنیه طالبان در میدان وردک می‌گوید شش کودک در نتیجه انفجار یک ماین در ولسوالی دایمیرداد این ولایت زخمی شده‌اند. این فرماندهی با نشر خبرنامه‌ای گفته است که این انفجار عصر چهارشنبه (16 ثور) در منطقه اورمرو ولسوالی دایمیرداد رخ داده است. بر اساس این خبرنامه، انفجار زمانی رخ داده است که کودکان با یک ماین دستی منفجرنشده بازی می‌کردند. طالبان گفته‌اند که زخمیان برای درمان به شفاخانه ولایتی میدان‌شهر منتقل شده‌اند. با این حال، وضعیت صحی سه تن از کودکان زخمی وخیم توصیف شده است. این رویداد در حالی رخ داده است که دو روز پیش نیز در دو انفجار مشابه در ولایت‌های ننگرهار و پروان، دو کودک جان باخته و چهار کودک دیگر زخمی شده‌اند.

  • لیلما، همسر سلام مفتون، در بدخشان کشته شد

    Social Media منابع محلی در بدخشان می‌گویند لیلما، همسر سلام مفتون، آوازخوان محلی این ولایت، از سوی افراد مسلح ناشناس کشته شده است. به گفته منابع، این رویداد حوالی ساعت 8:30 صبح امروز پنج‌شنبه (17 ثور) در بازار ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان رخ داده است. منابع گفته‌اند لیلما هنگام رفتن به کارگاه خیاطی خود، با سلاح شکاری از سوی افراد ناشناس هدف حمله قرار گرفته است. او در بازار ویژه زنان در اشکاشم کارگاه خیاطی داشت. به گفته منابع، لیلما ابتدا زخمی شده و پس از انتقال به شفاخانه جان باخته است. فرماندهی امنیه طالبان در بدخشان نیز قتل او را تأیید کرده است. احسان‌الله کامگار، سخن‌گوی این فرماندهی گفته است که تحقیقات در این مورد آغاز شده است. تا کنون عاملان این قتل و انگیزه آن روشن نیست. منابع همچنان گفته‌اند لیلما از شیعیان اسماعیلی بدخشان بود و از او پنج فرزند به جا مانده است. گفتنی است که سلام مفتون، همسر لیلما، از آوازخوانان محلی بدخشان است و قبلاً نیز توسط طالبان بازداشت شده بود. این رویداد در حالی صورت می‌گیرد که ‏ناامنی‌ها، قتل‌های هدفمند، دزدی‌های مسلحانه و ناپدید شدن افراد در روزهای اخیر، در شماری از ولایت‌های افغانستان افزایش یافته است.

  • از خبرنگاری تا ناامنی جنسی؛ روایت تلخ یک خبرنگار زن افغان در تبعید

    AI سودابه، نام مستعار یک زن خبرنگار افغان است که سال‌ها در یک رسانه محلی در هرات کار می‌کرد. پس از بازگشت طالبان و محدودیت بر حضور زنان در رسانه‌ها، او نه‌تنها وظیفه‌اش را از دست داد، بلکه به گفته خودش، وطن و کرامتش را نیز از دست داد. او در گفت‌وگو با زن‌نیوز از مهاجرت، بی‌کاری، ناامنی و روزهایی روایت می‌کند که زندگی‌اش از خبرنگاری به کارهای سخت و بی‌پناهی کشیده شد. هنوز زنگ سوم تماس تمام نشده بود که از پشت تلفن، صدایی خسته با یک «سلام» کوتاه شنیده شد؛ صدای زنی که روزگاری با قوت و انرژی از استدیوی یک رسانه محلی در هرات برای هزاران شنونده پخش می‌شد، اما اکنون از فاصله‌ای دور، آرام و شکسته به گوش می‌رسید. همین که سلام کردم، چند لحظه سکوت کرد. پشت تلفن مکثی طولانی آمد؛ انگار واژه‌ها را گم کرده باشد. سپس دوباره شروع به صحبت کرد، اما این‌بار صدایش می‌لرزید. بغضش ترکید و صدای گریه‌آلودش در میان کلمات گم می‌شد. او با صدای خسته می‌گوید: «یک روز خبرنگار بودم، روز دیگر هیچ.» سودابه در حالی که از دوری سخن می‌گوید، می‌افزاید که برای تأمین نفقه مادر بیمار و دو خواهر خردسالش، مجبور بود به هر دری بکوبد. به گفته او، انتخابی برایش نمانده بود و تنها راهی که پیش رویش باز ماند، ترک وطن بود. راهی که خودش آن را «فرار از خاموشی» می‌نامد. سودابه در ادامه تماس درباره زندگی‌اش در ایران می‌گوید: «در ایران، زندگی آن‌گونه که تصور می‌کردم پیش نرفت. نخست در یک رستورانت کار گرفتم، اما دوام نیاوردم. بعد به کارگاه خیاطی رفتم؛ جایی که امید داشتم بتوانم نفسی تازه کنم. اما آن‌جا هم دیری نگذشت که برایم گفتند دیگر لازم نیست بیایم. باز هم درها بسته شد.» مکث می‌کند. نفس عمیقی می‌کشد و آرام‌تر ادامه می‌دهد: «به خانه‌های مردم می‌رفتم تا صفاکاری کنم…» صدایش دوباره می‌لرزد. از تجربه‌هایی می‌گوید که روایت آن برایش دشوار است؛ از خانه‌هایی که قرار بود محل کار باشد، اما برای او به مکان‌های ناامن تبدیل شد. او با صدایی شکسته می‌گوید: «چند بار مورد تجاوز قرار گرفتم. می‌خواستم کار کنم، اما کاری از دستم ساخته نبود. کارد به استخوانم رسید. می‌خواستم برای مادرم افتخار باشم، اما فعلا برای خودم حتی جز مایه شرم چیزی نیستم. من فقط به‌خاطر مادرم و خواهرهایم خود را گرفتار این دام کردم؛ این‌جا حالا هیچ چیزی برایم نمانده، جز این‌که همه فکر می‌کنند من یک فاحشه‌ام.» کلماتش می‌شکند و سکوت میان جمله‌هایش، سنگین‌تر از خود روایت می‌شود. او تنها نان‌آور خانواده‌اش است. پدرش دیگر زنده نیست و برادرش، پیش از بازگشت طالبان به قدرت، در جنگ علیه این گروه کشته شده است. اکنون سودابه مانده است و مسئولیتی که هر روز سنگین‌تر می‌شود. او می‌گوید: «اگر من کار نکنم، هیچ‌کس نیست. ماهانه نهایت پولی که پیدا می‌کنم، 10 میلیون تومان است که نصف آن خرج خودم می‌شود. زیاد وقت‌ها شده که روی سرک‌ها خوابیده‌ام…» سودابه می‌گوید بارها تلاش کرده است دوباره سرپا شود، اما هر بار چیزی او را به عقب کشانده است. او می‌گوید: «به هر دری کوبیدم … اما هیچ دری باز نشد.» صدایش حالا خسته‌تر از قبل است؛ مانند کسی که دیگر حتا امید باز شدن درها را هم از دست داده است. داستان سودابه تصویری از سرنوشت زنانی است که پس از محدودیت‌های طالبان بر رسانه‌ها، نه‌تنها شغل‌شان را از دست دادند، بلکه امنیت، کرامت و آینده‌شان نیز در ابهام فرو رفت. او در پایان تماس، با صدایی که به‌زحمت شنیده می‌شود، می‌گوید: «به جایی رسیده‌ام که دیگر نه زندگی برایم معنا دارد و نه آینده؛ فقط زنده‌ام، همین.» تماس قطع می‌شود، اما صدای گریه‌آلود او همچنان در ذهن می‌ماند.

  • طالبان انتخاب مهمانان برنامه‌های سیاسی رسانه‌ها را محدود کردند

    Photo: © AFP سازمان حمایت از رسانه‌های افغانستان (AMSO) نسبت به محدودیت‌های تازه طالبان بر محتوای رسانه‌ها و انتخاب مهمانان در برنامه‌های سیاسی ابراز نگرانی کرده است. این سازمان روز چهارشنبه (9 ثور) با نشر اعلامیه‌ای گفته است که ریاست نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان به رسانه‌های داخلی دستور داده است که تنها افراد مشخص را به برنامه‌های سیاسی دعوت کنند. بر اساس این اعلامیه، تنها کسانی اجازه حضور در برنامه‌های سیاسی را دارند که از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان تأیید شده و کارت شناسایی دریافت کرده باشند. امسو گفته است که این اقدام حمله‌ای مستقیم بر استقلال رسانه‌ها و نقض آشکار آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات است. این سازمان تأکید کرده است که رسانه‌ها حق دارند بر اساس معیارهای حرفه‌ای و نیاز مخاطبان خود، موضوعات و مهمانان برنامه‌ها را انتخاب کنند. به گفته امسو، هرگونه مداخله بیرونی در این روند، هویت حرفه‌ای رسانه‌ها را تضعیف می‌کند. در اعلامیه آمده است که محدود کردن تنوع دیدگاه‌ها، تلاشی برای کنترل افکار عمومی و خاموش کردن صدای مردم است. امسو از طالبان خواسته است که مانع فعالیت رسانه‌ها نشوند و آزادی و امنیت خبرنگاران را مطابق اصول بین‌المللی تضمین کنند. این در حالی است که پس از بازگشت طالبان به قدرت، محدودیت‌ها بر فعالیت رسانه‌ها در افغانستان افزایش یافته و شماری از خبرنگاران با بازداشت، تهدید و محدودیت‌های کاری روبه‌رو شده‌اند.

  • فیفا تیم پناهنده زنان افغانستان را به رسمیت شناخت

    Photo: © A. M. Bizouat / AFP فیفا به تیم پناهنده زنان افغانستان اجازه داده است که در مسابقات بین‌المللی این نهاد شرکت کند. بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، شورای فیفا روز سه‌شنبه (28 اپریل) در نشست خود در ونکوور کانادا با تغییر مقررات، تیمی را که با نام «زنان متحد افغان» فعالیت می‌کند، به رسمیت شناخته است. این اقدام حدود پنج سال پس از آن گرفته شده که بازیکنان تیم ملی زنان افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، مجبور به ترک کشور شدند. با آن‌که زمان حضور این تیم در روند راه‌یابی جام جهانی زنان 2027 گذشته است، «زنان متحد افغان» می‌توانند در رقابت‌های انتخابی المپیک 2028 لس‌آنجلس شرکت کنند. جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، در بیانیه‌ای گفته است که این تصمیم برای کمک به «زنان متحد افغان» و تیم‌های مشابه گرفته شده تا بتوانند در هماهنگی با کنفدراسیون‌های مربوط، گام بعدی را بردارند. خالده پوپال، کاپیتان پیشین تیم ملی زنان افغانستان، گفته است: «به مدت پنج سال به ما گفته شد که تیم ملی زنان افغانستان دیگر هرگز نمی‌تواند در مسابقات شرکت کند، زیرا مردانی که کشور ما را تصرف کردند، اجازه این کار را نمی‌دهند.» او افزوده است که به این تصمیم فیفا افتخار می‌کند و این نتیجه دادخواهی جمعی برای آینده زنان افغان است. گفتنی است بیش از 80 بازیکن زن افغان در استرالیا، امریکا و اروپا زندگی می‌کنند. تیم «زنان متحد افغان» که زیر نظر پائولین همیل تمرین می‌کند، قرار است در پنجره بین‌المللی ماه جون دو بازی نمایشی برگزار کند. نازیه علی، یکی از بازیکنان افغان مقیم استرالیا، گفته است که آنان در سال‌های گذشته با نام‌های مختلف بازی کرده‌اند، اما در قلب خود همیشه تیم ملی بوده‌اند. او گفته است که پوشیدن دوباره پرچم افغانستان به‌گونه رسمی، احساسی است که نمی‌تواند آن را توصیف کند. این در حالی است که تیم ملی زنان افغانستان آخرین بازی رسمی خود را در سال 2018 انجام داده بود و پس از بازگشت طالبان در سال 2021، ورزش زنان در افغانستان متوقف شد. این تصمیم فیفا نشان می‌دهد که با وجود حذف زنان از ورزش در داخل کشور، دادخواهی زنان ورزشکار افغان در تبعید توانسته راهی تازه برای حضور آنان در رقابت‌های بین‌المللی باز کند.

  • مرگ 6 تن از جمله دو زن و یک کودک در دو رویداد ترافیکی

    Source: Bakhtar News Agency در دو رویداد ترافیکی جداگانه در ولایت‌های هلمند و غزنی، شش تن، از جمله دو زن و یک کودک، جان باخته و هفت تن دیگر زخمی شده‌اند. قوماندانی امنیه طالبان در هلمند گفته است که در یک رویداد ترافیکی در ولسوالی خانشین این ولایت، سه تن جان باخته و چهار تن دیگر زخمی شده‌اند. به گفته این قوماندانی، این حادثه در پی بی‌احتیاطی راننده یک موتر نوع فیلدر رخ داده است. زخمیان این رویداد برای تداوی به شفاخانه منتقل شده‌اند و وضعیت صحی آنان خوب گزارش شده است. در رویدادی دیگر، خالد سرحدی، سخنگوی قوماندانی امنیه طالبان در غزنی، به آژانس باختر گفته است که در پی برخورد دو موتر مسافربری با یک موتر باربری در مسیر ولسوالی قره‌باغ، سه تن جان باخته و سه تن دیگر زخمی شده‌اند. به گفته سرحدی، جان‌باختگان این رویداد شامل دو زن و یک کودک هستند. او علت این حادثه را بی‌احتیاطی رانندگان عنوان کرده است. این در حالی است که چند روز پیش نیز در ولسوالی واغظ ولایت غزنی، در یک رویداد ترافیکی چهار تن جان باخته بودند. گفتنی است که بی‌احتیاطی رانندگان و رعایت‌نشدن قوانین ترافیکی از عوامل اصلی رویدادهای مرگبار جاده‌ای در کشور دانسته می‌شود.

  • حملات راکتی پاکستان بر کنر؛ 4 کشته و 70 زخمی

    Photo: @FitratHamd/X حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان، می‌گوید که در حملات راکتی و هاوان ارتش پاکستان بر بخش‌هایی از ولایت کنر، چهار تن جان باخته و 70 تن دیگر زخمی شده‌اند. به گفته فطرت، این حملات بعد از چاشت امروز دوشنبه (7 ثور) بر بخش‌هایی از مرکز اسعدآباد و ولسوالی منوره انجام شده است. او افزوده است که در این حملات، مناطق مسکونی، تأسیسات آموزشی و پوهنتون سید جمال‌الدین افغان نیز هدف قرار گرفته‌اند. به گفته فطرت، یک زن، کودکان و حدود 30 محصل نیز در میان قربانیان و زخمیان شامل هستند. فطرت این حملات را به‌شدت محکوم کرده و گفته است که هدف قرار دادن غیرنظامیان، مراکز آموزشی و تأسیسات عامه، نقض آشکار اصول بین‌المللی است. او افزوده است که چنین اقدامات باعث افزایش تنش‌ها و رنج بیشتر مردم می‌شود. گفتنی است که در ماه‌های اخیر کنر و ننگرهار بارها هدف حملات راکتی، توپخانه‌ای و هوایی ارتش پاکستان قرار گرفته‌اند. این حمله تازه‌ترین مورد از حملات مرزی پاکستان بر شرق افغانستان است. پاکستان معمولاً این حملات را عملیات علیه تحریک طالبان پاکستان توجیه می‌کند؛ اما طالبان این ادعاها را رد کرده و حملات را «نقض حاکمیت ملی» و «تجاوز به غیرنظامیان» می‌داند. تاکنون پاکستان واکنشی رسمی به این حمله امروز اعلام نکرده است.

bottom of page