
نتایج جستجو
Search this site
660 results found with an empty search
- زایشگاه هرات؛ روایت مادرانی که با جنازه نوزادانشان بازمیگردند
Image: © Omar Sobhani / Reuters صفورا هرگز فرصت نیافت صدای گریه نخستین فرزندش را بشنود. او با هزاران امید وارد زایشگاه شفاخانه حوزوی هرات شد؛ جایی که قرار بود آغاز زندگی فرزندش باشد، اما به پایان یک رؤیا بدل شد. صفورای 21 ساله میگوید آرزو داشت صاحب پسری شود که روزی در کنار پدر معلولش بایستد؛ اما آن آرزو در میان ازدحام بیماران، کمبود امکانات و رسیدگینشدن بهموقع داکتران به خاک سپرده شد. او میگوید: «کاش داکتر میبود. نامش شفاخانه است، اما امکانات و خدماتی وجود ندارد. طفلکم به دنیا آمد، اما جان داد. با صد امید آمدم، اما با جنازه فرزندم برمیگردم؛ چون داکتر بسیار کم است و هیچ رسیدگیای نمیشود.» در راهروهای زایشگاه هرات، روایت صفورا استثنا نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت روزمره زنانی است که برای نجات جان خود و نوزادانشان به این مرکز مراجعه میکنند. آزیتا، زن دیگری که نوزادش را از دست داده است، میگوید گرمای شدید و نبود ابتداییترین امکانات سرمایشی باعث مرگ دختر تازهمتولدشدهاش شده است. او میگوید: «هرچند مرگ و زندگی دست خدا است، اما اتاقها پر از مریض بود. حتی یک پنکه هم وجود نداشت و هوا بسیار گرم بود. دخترکم به همین دلیل از بین رفت.» روبیکا نیز هرگز فرصت نیافت نفسکشیدن فرزندش را ببیند. او کمبود داکتران و قابلههای متخصص را علت مرگ نوزادش میداند. او میگوید: «مریضها زیاد اند، اما داکتر نداریم. وقتی پوهنتونها بسته باشند، داکتر از مسجد و مدرسه ساخته نمیشود. طفلکم پیش از آنکه به دنیا بیاید، بهدلیل نبود داکتر جان داد.» زایشگاهی که دیگر گنجایش زندگی را ندارد Image: © Kobra Akbari / AFP براساس معلومات ارائهشده از سوی کارکنان صحی این مرکز، روزانه بین 200 تا 250 زن برای ولادت یا دریافت خدمات نسایی و ولادی به شفاخانه حوزوی هرات مراجعه میکنند؛ درحالیکه ظرفیت رسمی این بخش تنها 100 بستر است. یکی از داکتران این شفاخانه که بهدلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، میگوید گاهی دو بیمار در یک بستر بستری میشوند و شماری از زنان مجبورند ساعتها روی زمین یا بیرون از اتاقها منتظر بمانند. او میگوید: «ما صد بستر داریم، اما شمار ولادتها در برخی روزها به 120 مورد میرسد. امکانات کافی وجود ندارد. وقتی روزانه تا 250 مریض مراجعه میکنند، دیگر توان پاسخگویی از بین میرود.» به گفته این داکتر، ماهانه نزدیک به سه هزار نوزاد در این زایشگاه متولد میشوند. اما آنچه بیش از همه نگرانکننده است، آمار مرگومیر نوزادان است. او میگوید بهطور میانگین روزانه حدود 20 نوزاد پس از تولد جان میبازند و نزدیک به 80 نوزاد دیگر مرده متولد میشوند؛ آماری که به گفته او، عمق بحران در یکی از بزرگترین مراکز صحی غرب افغانستان را نشان میدهد. جانباختن نوزادان؛ بهای سنگین حذف دختران از آموزش © AFP این فاجعه در حالی در هرات رخ میدهد که طالبان در نزدیک به پنج سال گذشته، دروازههای پوهنتونها را به روی هزاران دختر و زن افغانستان بستهاند؛ دخترانی که بسیاری از آنان قرار بود داکتر، قابله، نرس و متخصصان آیندهٔ نظام صحی کشور باشند. افغانستان از گذشته نیز با کمبود شدید کارکنان صحی زن روبهرو بوده است؛ کمبودی که در بخش نسایی و ولادی اهمیت حیاتی دارد. اما محدودیتهای آموزشی طالبان، مسیر تربیت نسل جدید داکتران و قابلهها را نیز متوقف کرده است. امروز، در زایشگاه هرات، پیامد این سیاستها را میتوان در چهره مادرانی دید که کودکانشان را از دست دادهاند و در صدای خسته داکترانی شنید که با کمترین امکانات در برابر انبوه بیماران ایستادهاند. وقتی دختران از صنفهای درسی و پوهنتونها حذف میشوند، بحران تنها در محیطهای آموزشی باقی نمیماند؛ بلکه سالها بعد در اتاقهای ولادت، بخشهای عاجل و بر بالین بیمارانی ظاهر میشود که دیگر داکتری برای رسیدگی به آنان وجود ندارد. میان گریه و سکوت در زایشگاه هرات، هر روز دهها کودک چشم به جهان میگشایند؛ اما برای شمار دیگری، زندگی پیش از آغاز پایان مییابد. برای صفورا، آزیتا و روبیکا، آمارها معنایی ندارند. آنان فرزندانشان را با عدد نمیشمارند. پشت هر رقم، کودکی قرار دارد که قرار بود بزرگ شود، راه برود، سخن بگوید و آیندهای داشته باشد؛ اما در میان کمبود امکانات، ازدحام بیماران و فروپاشی تدریجی نظام آموزشی و صحی افغانستان، هرگز فرصت زندگی نیافت.
- شهروندان: طالبان با استفاده از مسجد، آموزش و رسانه در پی طالبانیسازی جامعهاند
Image: © Omer Abrar / AFP شماری از شهروندان در ولایتهای مختلف افغانستان میگویند طالبان با استفاده از مسجدها، رسانههای داخلی، نظام آموزشی و نظارتهای خیابانی در تلاشاند جامعه را براساس برداشتها و قوانین خود شکل دهند؛ روندی که به باور آنان، آزادیهای فردی را محدود کرده و بر ذهنیت کودکان و نوجوانان تأثیر عمیق میگذارد. زلیخا فیضی، باشنده ولایت تخار، به زننیوز میگوید طالبان از هر فرصتی برای ترویج ایدئولوژی خود استفاده میکنند. او میگوید: «فرزندم به مسجد میرود و وقتی به خانه برمیگردد، تمام صحبتهایش درباره گفتههای طالبان است. طالبان در تلویزیون سخنرانی میکنند، از رادیو برنامهها و نعتهای مورد تأیید آنان پخش میشود و در کوچهها نیز مردم را وادار میکنند مطابق قوانینشان رفتار کنند.» به گفته او، این وضعیت کودکان و نوجوانان را بیش از پیش در معرض تبلیغات و آموزشهای ایدئولوژیک قرار داده است. نجلا منور، یک آموزگار زن در کابل، نیز میگوید طالبان تغییرات گستردهای در نظام آموزشی ایجاد کردهاند؛ تغییراتی که به باور او، بر محتوای درسی و شیوه آموزش تأثیر گذاشته است. او میافزاید: «طالبان حتی روند تدریس را نیز تغییر دادهاند. کودکی که هنوز شناختی از جهان ندارد، با ذهنیتی روبهرو میشود که طالبان آن را تعریف کردهاند. بسیاری از کتابهای درسی تغییر کرده و فضای آموزشی نیز رنگوبوی ایدئولوژیک گرفته است. ادامه این روند میتواند پیامدهای سنگینی برای آینده جامعه داشته باشد.» در همین حال، برخی جامعهشناسان هشدار میدهند که تداوم این سیاستها میتواند آثار بلندمدتی بر ساختار اجتماعی افغانستان برجا بگذارد. فریدن قاضیزاده، جامعهشناس، میگوید: «ذهن کودکان و نوجوانان مانند صفحهای سفید است و باید با دانش، آگاهی و ارزشهای انسانی پرورش یابد. اگر آموزش بر پایه اجبار، حذف تنوع فکری و تلقین ایدئولوژیک استوار شود، پیامدهای آن در نسلهای آینده نمایان خواهد شد. چنین روندی میتواند به گسترش خشونت، کاهش روحیه مدارا و محدودشدن تفکر انتقادی در جامعه بینجامد.» در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی درباره اعمال محدودیتهای اجتماعی، تغییر محتوای آموزشی و افزایش نظارت بر رفتار شهروندان در بخشهای مختلف افغانستان منتشر شده است. در مقابل، طالبان همواره تأکید کردهاند که اقدامات و مقررات آنان بر اساس برداشتشان از شریعت اسلامی تنظیم شده و هدف آن اصلاح جامعه است. با این حال، منتقدان میگویند ادامه این سیاستها، در کنار محدودیتهای گسترده بر آموزش، رسانهها و آزادیهای مدنی، میتواند آینده اجتماعی افغانستان را با چالشهای جدی روبهرو کند و زمینه شکلگیری نسلی را فراهم سازد که بیش از گذشته در معرض آموزشهای ایدئولوژیک قرار دارد.
- زخمهایی که دیده نمیشوند؛ روایت یک دانشجوی افغان
Symbolic image: AI-generated / Zan TV نویسنده: مرسل قیصاری گاهی با خود فکر میکنم شاید سنگینترین چیزی که یک مهاجر افغان با خود حمل میکند، نه پاسپورت است، نه ویزه و نه حتی چمدانی که از وطن آورده است. سنگینترین بار، افغان بودن است. من دانشجوی سال سوم رشته روابط بینالملل در پاکستان هستم. شبیه هر دانشجوی دیگری، صبحها به صنف میروم، شبها تا دیر وقت درس میخوانم، برای امتحانها استرس میگیرم، دلتنگ خانوادهام میشوم و برای آیندهای بهتر تلاش میکنم. بزرگترین تفاوت من با همصنفیهایم در یک چیز است: هر بار که از من میپرسند «اهل کجا هستی؟»، پاسخ من برای آنان بیشتر از یک جواب ساده است و گاهی به آغاز یک سوءتفاهم تبدیل میشود. چند ماه پیش، هنگام بازگشت از نزد خواهرم به خوابگاه، تکسی در یک ایست بازرسی متوقف شد. مأمور پولیس ابتدا با راننده صحبت میکرد که چشمش به من افتاد. نمیدانم چگونه، اما به گمانم فهمید اهل پاکستان نیستم. او از من نپرسید اهل کجا هستم؛ فقط گفت: «فکر کنم تو افغان هستی.» با آنکه همه مدارک قانونیام را همراه داشتم، چون تنها بودم، دلم لرزید. گفتم: «بلی، افغان هستم.» پس از آن، یکییکی مدارکم را خواست. نخست کارت دانشجویی و کارت خوابگاهم را نشان دادم تا بداند دانشجوی بینالمللی هستم و بهگونه قانونی در پاکستان زندگی میکنم. اما او تأکید کرد و گفت: «اسناد قانونی.» منظورش ویزه و برگه ثبت پولیس بود. خوشبختانه همه را همراه داشتم و برایش نشان دادم. میدانم که بررسی مدارک بخشی از مسئولیت نیروهای امنیتی است و هیچ کشوری بدون اجرای قانون نمیتواند امنیت خود را حفظ کند. من نیز بهعنوان دانشجوی بینالمللی، احترام به قانون را وظیفه خود میدانم. اما آنچه مرا آزار داد، خود قانون نبود؛ احساسی بود که هنگام اجرای آن تجربه کردم. در آن چند دقیقه احساس کردم پیش از آنکه مرا دانشجو ببینند، مرا افغان دیدهاند. احساس کردم باید ثابت کنم خطری برای کسی نیستم. پس از بررسی اسنادم، آنها را به مأمور دیگری نشان دادند و از همه مدارکم عکس گرفتند. حتی نتوانستم بپرسم چرا. سپس مدارکم را پس دادند و گفتند: «میتوانی بروی.» آن شب گذشت و فکر کردم شاید اتفاقی بود که فقط یکبار رخ داده و دیگر تکرار نمیشود؛ اما چند هفته بعد، همان اتفاق دوباره افتاد. بار دیگر از نزد خواهرم برمیگشتم. من بهندرت بهتنهایی از دانشگاه و خوابگاه بیرون میروم، اما آن روز تولد خواهرم بود و میخواستم کنارش باشم تا کمتر احساس تنهایی و دوری از خانواده کند. مجبور بودم شب برگردم، چون امتحانهای آخر سمستر نزدیک بود. در مسیر، تکسی دوباره متوقف شد. این بار مأمور پولیس از من پرسید: «از کجا هستی؟» نخست گفتم: «دانشجوی بینالمللی هستم.» لبخندی زد و دوباره پرسید: «از کدام کشور؟» لحظهای سکوت کردم، چون میدانستم چه چیزی در انتظارم است. گفتم: «از افغانستان هستم.» او فوراً مدارکم را خواست. بدشانسیام این بود که نسخه چاپی ویزه تمدیدشدهام را همراه نداشتم و فقط فایل آن در تلفنم بود. هنگامی که در پوشههای تلفن به دنبال فایل میگشتم، دستانم میلرزید؛ نه به این دلیل که مدرکی نداشتم، بلکه نمیخواستم حتی برای چند دقیقه کسی تصور کند حضورم غیرقانونی است. از آن روز به بعد، بارها از خود پرسیدهام: چرا ما افغانها همیشه احساس میکنیم باید بیشتر از دیگران خودمان را توضیح بدهیم؟ چرا گاهی لازم است پیش از معرفی شخصیت، تحصیلات و آرزوهایمان، درباره قانونیبودن حضورمان صحبت کنیم؟ افغانستان سالهاست که در ذهن جهان با جنگ، حملات انتحاری، مهاجرت، طالبان و بحران شناخته میشود. این تصویر آنقدر تکرار شده است که گاهی فراموش میشود افغانستان فقط جنگ نیست. افغانستان، هزاران دانشجویی است که در دانشگاههای جهان درس میخوانند. افغانستان، دختری است که با وجود تمام سختیها هنوز برای علم میجنگد. افغانستان، جوانانی است که تنها آرزویشان این است که روزی نام کشورشان با دانش و انسانیت شناخته شود، نه با اخبار جنگ. درد ما این نیست که از ما مدارک بخواهند یا قانون اجرا شود. درد ما این است که گاهی احساس میکنیم ملیت ما، پیش از آنکه فقط یک ملیت باشد، به یک پیشداوری تبدیل میشود. شاید هیچکس متوجه آن نگاه کوتاه، آن مکث چندثانیهای یا تغییر لحن نشود؛ اما برای کسی که بارها آن را تجربه کرده است، هر کدام زخمی کوچک است؛ زخمهایی که دیده نمیشوند، اما آرامآرام در قلب انسان جمع میشوند. با این همه، من هنوز با غرور و افتخار میگویم افغان هستم. به افغانستان، با همه زخمهایش، تعلق دارم. به زبانم، فرهنگم، مردمم و خاطراتم افتخار میکنم. اما گاهی آرزو میکنم روزی برسد که وقتی کسی از من میپرسد «اهل کجایی؟» و من با لبخند میگویم «افغانستان»، هیچ چیز تغییر نکند؛ نه نگاهش، نه لحنش و نه فاصلهای که ناگهان میان ما ایجاد میشود. من نمیخواهم کسی برای افغان بودنم دل بسوزاند. فقط آرزو دارم روزی افغان بودن نه دلیلی برای ترحم باشد و نه بهانهای برای سوءظن. فقط یک ملیت باشد؛ همانگونه که ملیت هر انسان دیگری تنها بخشی از هویت اوست، نه حکمی درباره شخصیتش. شاید بزرگترین آرزوی یک دختر افغان، داشتن زندگیای بدون ترس باشد. شاید آرزوی بزرگتر این باشد که روزی، هر جا در جهان از او پرسیده شود «اهل کجایی؟»، بتواند با افتخار بگوید «افغانستان» و تنها پاسخی که دریافت میکند، یک لبخند معمولی باشد؛ نه نگاهی که او را مجبور کند بار دیگر ثابت کند فقط یک دانشجوست، فقط یک انسان است و هیچ گناهی جز افغان بودن ندارد.
- سیلاب در نورستان تاکنون دستکم 20 کشته برجا گذاشته است
Source: AfghanistanNDMA/X اداره مبارزه با حوادث طالبان اعلام کرده است که در نتیجه بارندگی شدید و جاریشدن سیلاب در شهر پارون، مرکز نورستان، و شماری از مناطق دیگر این ولایت، دستکم 20 تن جان باختهاند. این اداره روز دوشنبه (29 سرطان) گفته است که براساس آمار ابتدایی، بیش از 80 تن زخمی و بیش از 100 تن دیگر ناپدید شدهاند. به گفته این اداره، احتمال تغییر و افزایش شمار قربانیان وجود دارد. مقامهای محلی طالبان گفتهاند که سیلاب خسارات گسترده جانی و مالی نیز برجا گذاشته است. در ماههای اخیر، بخشهایی از افغانستان شاهد سیلابهای شدید بوده است؛ رویدادهایی که به خانهها، زمینهای زراعتی و زیرساختها آسیب رسانده و شمار زیادی از باشندگان را متأثر کرده است.
- زن 28 ساله در بلخ پنج نوزاد به دنیا آورد
Source: MSF_Afghanistan / X سازمان داکتران بدون مرز اعلام کرده است که یک زن 28 ساله در بلخ پنج نوزاد به دنیا آورده است. این سازمان روز دوشنبه (29 سرطان) گفته است که این زن نفیسه نام دارد و پنجقلوهایش را در شفاخانه حوزوی و آموزشی ابوعلی سینای مزارشریف به دنیا آورده است. به گفته این سازمان، هر پنج نوزاد پیش از وقت و با وزن کم متولد شدهاند و پس از تولد برای درمان و مراقبت به بخش مراقبتهای ویژه نوزادان منتقل شدهاند. نوزادان نزدیک به هشت روز در بخش مراقبتهای ویژه نگهداری شدند. پس از بهبود تدریجی وضعیت صحیشان، آنان به بخش عمومی نوزادان انتقال یافتند. نفیسه گفته است: «امروز هر پنج نوزادم زنده و سالم هستند. آنها شروع به شیر خوردن کردهاند و مشکل زردیشان نیز برطرف شده است.» داکتران بدون مرز از آگست 2023 تاکنون از شفاخانه حوزوی و آموزشی ابوعلی سینا در مزارشریف حمایت میکند. تیمهای این سازمان در بخش عاجل کودکان، بخش نوزادان و مراقبتهای ویژه کودکان فعالیت دارند و هدف این برنامه، کاهش مرگومیر کودکان و نوزادان در شمال افغانستان است. تولد پیش از وقت و وزن پایین، خطر بروز مشکلات صحی را در نوزادان افزایش میدهد. در چنین مواردی، دسترسی فوری به مراقبتهای تخصصی میتواند در نجات جان آنان نقش اساسی داشته باشد.
- اوچا: 4.9 میلیون مادر و کودک در افغانستان به حمایت تغذیهای نیاز دارند
Image: UNICEFAfghanistan/2021/Bidel دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) اعلام کرده است که در سال 2026 حدود 4.9 میلیون مادر و کودک در افغانستان به حمایتهای تغذیهای نیاز خواهند داشت. این نهاد هشدار داده است که اقدام بهموقع میتواند جان شمار زیادی از مادران و کودکان را نجات دهد و از گسترش بحران سوءتغذیه جلوگیری کند. اوچا روز دوشنبه (29 سرطان) گفته است که میلیونها مادر در افغانستان، با وجود خطر سوءتغذیه کودکانشان، همچنان برای حفظ سلامت و آینده آنان تلاش میکنند. براساس آمار سازمان ملل متحد، نزدیک به 3.7 میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان در سال جاری با سوءتغذیه حاد روبهرو خواهند شد. از این میان، حدود 942 هزار کودک به سوءتغذیه حاد شدید مبتلا خواهند شد و با خطر جدی مرگ روبهرو هستند. همچنین، حدود 1.2 میلیون زن باردار و مادر شیرده با سوءتغذیه حاد مواجه خواهند شد. برنامه جهانی غذا نیز میگوید افغانستان با شدیدترین افزایش سوءتغذیه ثبتشده در تاریخ این کشور روبهرو است. براساس برآورد این نهاد، حدود 17.4 میلیون تن با ناامنی شدید غذایی مواجهاند. این نهاد خشکسالیهای پیهم، بحران اقتصادی، بازگشت اجباری مهاجران، زمینلرزهها و کاهش کمکهای بشردوستانه را از عوامل اصلی گسترش گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستان دانسته است. کاهش بودجه، دسترسی مادران و کودکان به درمان را نیز محدود کرده است. برنامه جهانی غذا میگوید در شرایط کنونی تنها میتواند به یکچهارم کودکان نیازمند درمان سوءتغذیه و یکسوم زنان باردار و مادران شیرده نیازمند کمک، خدمات ارائه کند. گفتنی است زنان و کودکان از آسیبپذیرترین گروهها در برابر گرسنگی و سوءتغذیه در افغانستاناند. کاهش کمکهای جهانی، فقر گسترده و محدودیتهای طالبان بر زندگی و کار زنان، توان خانوادهها برای تهیه غذای کافی و دسترسی به خدمات صحی را بیش از پیش تضعیف کرده است.
- شبکه حرکت زنان: سکوت جهان در برابر اخراج پناهجویان «شرمآور» است
Sent to ZAN TV شبکه حرکت زنان، سکوت و بیعملی جامعه جهانی در برابر اخراج اجباری پناهجویان افغانستان از پاکستان را «شرمآور» خوانده است. این شبکه میگوید هزاران زن و مرد افغانستان میان خطر اخراج و بازگشت به حاکمیت طالبان گرفتار شدهاند. این شبکه در اعلامیهای گفته است که سازمان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان، شورای حقوق بشر، دولتهای مدعی دفاع از حقوق بشر و دیگر نهادهای بینالمللی در برابر سرنوشت پناهجویان در معرض خطر مسئولیت اخلاقی و انسانی دارند. در اعلامیه آمده است که در حالی که زنان افغانستان زیر حاکمیت طالبان از ابتداییترین حقوق خود محروم شدهاند، شماری از بازیگران بینالمللی همچنان به تعامل و عادیسازی روابط با این گروه ادامه میدهند. شبکه حرکت زنان گفته است که این سکوت و تعاملات، طالبان را جسورتر کرده و مردم افغانستان، بهویژه زنان، را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است. این شبکه همچنین سکوت مقامهای پیشین جمهوری، سیاستمداران، رهبران و چهرههای بانفوذ افغانستان را محکوم کرده است. در اعلامیه آمده است: «کسانی که سالها در عالیترین جایگاههای قدرت قرار داشتند و امروز در کشورهای امن، زندگی آرام و بیدغدغهای را سپری میکنند، در حالی که میلیونها شهروند افغانستان هزینه سنگین تصمیمها، ناکامیها و سیاستهای گذشته را با آوارگی، بیسرنوشتی، زندان، فقر و تبعید میپردازند.» شبکه حرکت زنان گفته است که این افراد نمیتوانند خود را از مسئولیت اخلاقی و تاریخی وضعیت کنونی افغانستان مبرا بدانند. این شبکه سکوت آنان در برابر اخراج پناهجویان، سرکوب زنان و نقض حقوق بشر از سوی طالبان را «خیانتی دیگر در حق مردم افغانستان» خوانده است. در بخش دیگری از اعلامیه، سیاست دولت پاکستان در برابر پناهجویان افغانستان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. این شبکه گفته است که پاکستان سالها در حالی میزبان میلیونها شهروند افغانستان بود که با طالبان روابط نزدیک داشت؛ اما پس از افزایش تنش میان اسلامآباد و طالبان، پناهجویان به ابزار فشار سیاسی تبدیل شدهاند. به گفته این شبکه، زنان معترض، فعالان مدنی، خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر و دیگر مخالفان طالبان بهای این اختلافات را میپردازند؛ افرادی که در صورت بازگرداندهشدن به افغانستان ممکن است با بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و حتی مرگ روبهرو شوند. شبکه حرکت زنان هشدار داده است که اخراج دستهجمعی پناهجویان بدون بررسی وضعیت فردی آنان، جان افراد آسیبپذیر را به خطر میاندازد. این شبکه گفته است که بازگرداندن افراد به جایی که با خطر آزار و تعقیب روبهرو هستند، با اصل «عدم بازگرداندن اجباری» در تضاد است. در اعلامیه تأکید شده است که زنان معترض، خبرنگاران، فعالان حقوق بشر، هنرمندان، قضات، نیروهای امنیتی پیشین و دیگر افراد تحت تعقیب طالبان باید از روند اخراج مستثنا شوند و حمایت فوری دریافت کنند. شبکه حرکت زنان از دولت پاکستان خواسته است اخراج افرادی را که با خطر جدی روبهرو هستند، فوراً متوقف کند و برای آنان استثنای حفاظتی در نظر بگیرد. این شبکه همچنین از سازمان ملل متحد، دولتهای دموکراتیک و نهادهای بینالمللی خواسته است مسیرهای امن و قانونی برای انتقال افراد در معرض خطر فراهم کنند و برای حفاظت از پناهجویان افغانستان دست به اقدام عملی بزنند. پاکستان روند گسترده بازگرداندن مهاجران بدون مدرک را در اکتبر 2023 آغاز کرد؛ طرحی که بخش عمده افراد هدف آن شهروندان افغانستان بودند. براساس آمار سازمان بینالمللی مهاجرت، از سپتامبر 2023 تا 15 جون 2026 بیش از 2.5 میلیون شهروند افغانستان از پاکستان بازگشتهاند. از اول اپریل 2025 نیز بیش از 211 هزار نفر اخراج شدهاند. دیدهبان حقوق بشر در اپریل 2026 گزارش داد که با افزایش تنش میان پاکستان و طالبان، یورشهای پولیس، بازداشتهای خودسرانه و اخراج پناهجویان افزایش یافته است. این نهاد گفته است خبرنگاران، فعالان حقوق بشر، منتقدان طالبان و افراد مرتبط با حکومت پیشین، در صورت بازگشت با خطر آزار و تعقیب روبهرو هستند. شبکه حرکت زنان هشدار داده است که هر روز تأخیر در اقدام میتواند جان افراد بیشتری را به خطر بیندازد و جامعه جهانی نباید زنان و دیگر پناهجویان آسیبپذیر افغانستان را بار دیگر تنها بگذارد.
- کرزی بار دیگر خواستار فراهمشدن زمینه آموزش برای دختران شد
Image: © Claire Harbage / NPR حامد کرزی، رییسجمهور پیشین افغانستان، بار دیگر خواستار فراهمشدن زمینه آموزش برای دختران و پسران شده است. او میگوید آموزش عمومی و پرورش نیروی متخصص میتواند از گسترش بیسوادی، فقر و بحرانهای اجتماعی در افغانستان جلوگیری کند. کرزی روز چهارشنبه (24 سرطان) در صفحه ایکس خود با اشاره به گزارش تازه یونیسف درباره افزایش سوءتغذیه کودکان نوشت که حفظ سلامت کودکان برای آینده افغانستان اهمیت اساسی دارد. یونیسف در گزارشی که در (12 جولای) منتشر شد، هشدار داده است که حدود 3.7 میلیون کودک زیر پنج سال در افغانستان در معرض خطر فزاینده سوءتغذیه قرار دارند. این نهاد خواستار اقدام فوری برای حفاظت از غذای کودکان، تمرکز بر کودکان زیر دو سال و تقویت خدمات صحی و اجتماعی شده است. کرزی گفته است که دولت مسئول و نهادهای بینالمللی باید برای جلوگیری از افزایش این خطر، برنامههای جدی و هماهنگ روی دست گیرند. او افزوده است که یکی از شرطهای اساسی برای کاهش مشکلات درازمدت افغانستان، فراهمشدن آموزش عمومی برای همه کودکان، اعم از دختران و پسران، و تربیت نیروی بشری متخصص است. این نخستینبار نیست که رییسجمهور پیشین افغانستان خواستار بازگشایی مکتبها و دانشگاهها به روی دختران میشود. او پیشتر نیز هشدار داده بود که ادامه محرومیت دختران از آموزش، ظرفیت انسانی افغانستان را تضعیف و وابستگی کشور به کمکهای خارجی را بیشتر میکند. طالبان پس از بازگشت به قدرت در آگست 2021، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم و تحصیل زنان در دانشگاهها را ممنوع کردند. افغانستان اکنون تنها کشور جهان است که در آن دختران و زنان از آموزش متوسطه و عالی محروماند. نزدیک به 2.2 میلیون دختر از ادامه آموزش بالاتر از دوره ابتدایی بازماندهاند. یونیسف هشدار داده است که ادامه ممنوعیت آموزش دختران و محدودیت کار زنان میتواند تا سال 2030 افغانستان را از بیش از 25 هزار آموزگار زن و کارمند صحی محروم کند. این وضعیت دسترسی زنان و کودکان به آموزش و خدمات درمانی را بیشتر تضعیف خواهد کرد. در حالی که میلیونها کودک با سوءتغذیه، فقر و محرومیت از آموزش روبهرو هستند، طالبان تاکنون به درخواستهای گسترده داخلی و بینالمللی برای بازگشایی مکتبها و دانشگاهها به روی دختران پاسخ مثبت ندادهاند.
- طالبان از خبرنگاران در بامیان خواستند برای تقویت نظام این گروه کار کنند
Source: Bakhtar News Agency مقامهای طالبان در بامیان از خبرنگاران خواستهاند دستاوردهای این گروه را بازتاب دهند و برای تقویت نظام طالبان با نهادهای مربوط همکاری کنند. خبرگزاری باختر، رسانه زیر اداره طالبان، روز چهارشنبه (24 سرطان) گزارش داده است که حیاتالله مهاجر فراهی، معین امور نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ این گروه، در یک سمینار آموزشی در بامیان از خبرنگاران خواسته است «دستاوردهای امارت اسلامی» را بهگونه مؤثر به مردم بازتاب دهند. او ادعا کرده است که افغانستان پس از بازگشت طالبان در بخشهای اقتصادی، نظامی و سیاسی به «دستاوردهای مهم» رسیده و رسانهها باید با انتخاب سوژههای مناسب، این دستاوردها را به مردم معرفی کنند. مقامهای طالبان در این نشست همچنین گفتهاند که پس از تسلط دوباره این گروه بر افغانستان، دهها رسانه جدید فعالیت خود را آغاز کردهاند و برای بررسی مشکلات و پیشنهادهای خبرنگاران اقدام شده است. گلحیدر شفق، والی طالبان در بامیان، نیز از خبرنگاران خواسته است در زمینه تطبیق احکام اسلامی با نهادهای مربوط همکاری کنند و برای «تقویت نظام اسلامی» فعالیت داشته باشند. این سخنان در حالی مطرح میشود که خبرنگاران همچنان بازداشت میشوند، رسانهها زیر فشار قرار دارند و محدودیتها بر زنان خبرنگار گسترش یافته است. مرکز خبرنگاران افغانستان میگوید که در فاصله ماه می 2025 تا می 2026 دستکم 150 مورد نقض آزادی رسانهها، از جمله تهدید، بازداشت، خشونت و سانسور، در افغانستان ثبت شده است. این نهاد وضعیت رسانههای مستقل را بحرانی خوانده و گفته است فشار بر رسانهها برای پیروی از روایت مورد نظر طالبان افزایش یافته است. شماری از خبرنگاران نیز همچنان در زندان طالبان بهسر میبرند. براساس فهرست مرکز خبرنگاران افغانستان، شکیب احمد نظری، بشیر هاتف، ابوذر سرم سرپلی و حمید فرهادی از جمله خبرنگارانیاند که همچنان در بازداشت طالبان بهسر میبرند. شکیب احمد نظری، خبرنگار همکار شبکه جاپانی «انتیوی»، در سرطان 1404 از سوی استخبارات طالبان در کابل بازداشت شد و یک محکمه نظامی این گروه او را به سه سال زندان محکوم کرد. پرونده او با نشر گزارشهایی درباره محرومیت دختران از آموزش، محدودیت کار زنان و خشونت علیه زنان ارتباط داشته است. گزارشگران بدون مرز میگوید رسانههای افغانستان زیر کنترل طالبان قرار گرفتهاند و فضای رسانهای کشور از صداهای مستقل و منتقد خالی شده است. این نهاد تأکید کرده است که سرکوب خبرنگاران بهطور پیوسته تشدید شده است.
- مادران هرات: طالبان راه شفاخانه را به روی نوزادان بیمار ما بستهاند
Image: AI-generated پس از افزایش محدودیتهای طالبان بر پوشش زنان در اماکن عمومی، از جمله مراکز صحی، شماری از باشندگان هرات میگویند این محدودیتها دسترسی مادران و کودکان بیمار به خدمات درمانی را دشوار کرده و جان آنان را با خطر روبهرو ساخته است. شماری از مادران در هرات به زننیوز گفتهاند که مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان به دلیل نداشتن چادری، مانع ورود آنان به شفاخانهها شدهاند؛ حتی زمانی که کودکانشان به درمان فوری نیاز داشتهاند. صوفیا، 19 ساله، میگوید کودک بیمارش را در وضعیت وخیم به شفاخانه حوزوی هرات رسانده، اما به دلیل پوشیدن مانتو و نداشتن چادری، اجازه ورود نیافته است. او به زننیوز گفته است: «وقتی رسیدیم، نفس طفل بالا نمیآمد. گفتند چون چادری نداری، داخل شده نمیتوانی. طفل روی دستم جان میداد.» او میافزاید که ناچار شده است برای پیدا کردن چادری به اطراف مراجعه کند، در حالی که وضعیت کودک هر لحظه وخیمتر میشده است. گلدسته، مادر دیگری در هرات، میگوید برای تطبیق واکسین دورهای نوزادش به یک مرکز صحی دولتی مراجعه کرده، اما مأموران طالبان مانع ورود او شدهاند. او میگوید: «شوهرم هم همراهم بود، اما گفتند بدون چادری اجازه نیست. مجبور شدم از خانهای در همان نزدیکی چادری قرض بگیرم تا بتوانم طفلم را واکسین کنم.» فعالان حقوق زنان هشدار میدهند که اجرای سختگیرانه مقررات پوشش در مراکز صحی میتواند پیامدهای جدی برای سلامت زنان و کودکان داشته باشد. سلیمه حقدوست، فعال حقوق زنان، میگوید: «وقتی مادری نتواند آزادانه به مرکز صحی برود، نخستین قربانی آن کودک است.» این در حالی است که طالبان در ماه جوزای سال جاری شماری از زنان را در هرات به اتهام رعایتنکردن پوشش مورد نظر این گروه بازداشت کردند. پس از این بازداشتها، باشندگان منطقه جبرئیل هرات دست به اعتراض زدند؛ اما این اعتراض با سرکوب نیروهای طالبان روبهرو شد. یوناما گفته است که طالبان دستکم 30 زن را در هرات بازداشت کردهاند. طالبان بارها گفتهاند که مقررات مربوط به پوشش زنان در چارچوب «شریعت اسلامی» وضع شده و هدف آن «حفظ ارزشهای اسلامی» است. با این حال، این گروه تاکنون درباره نحوه اجرای این مقررات در شرایط اضطراری صحی توضیح مشخصی ارائه نکرده است. افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال 2021 با تشدید بحران اقتصادی و کمبود خدمات و امکانات صحی روبهرو شده است. نهادهای بینالمللی بارها درباره افزایش خطر مرگومیر مادران و کودکان هشدار دادهاند. در چنین شرایطی، شماری از خانوادهها در هرات میگویند محدودیتهای طالبان بر پوشش زنان، دسترسی مادران و کودکان بیمار به خدمات صحی را دشوارتر کرده و نگرانیها درباره پیامدهای آن را افزایش داده است.









