top of page

نتایج جستجو

Search this site

660 results found with an empty search

  • گاردین: نشست اروپا با طالبان خشم زنان افغانستان را برانگیخته است

    Image: © Stringer / Reuters روزنامه گاردین گزارش داده است که دیدار اخیر مقام‌های اتحادیه اروپا با هیأت طالبان در بروکسل برای گفت‌وگو درباره بازگرداندن مهاجران افغان، با خشم گسترده زنان افغانستان و فعالان حقوق بشر روبه‌رو شده است. این روزنامه روز پنج‌شنبه (4 سرطان) نوشته است که شماری از زنان افغان این نشست را «سیلی بر صورت زنان افغانستان» خوانده‌اند. به گفته آنان، اروپا با نشاندن نمایندگان طالبان پشت میز گفت‌وگو، به گروهی مشروعیت می‌دهد که زنان را از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم کرده است. در گزارش آمده است که زنان افغان این اقدام را بی‌اعتنایی اروپا به رنج پنج‌ساله خود می‌دانند. آنان می‌گویند اتحادیه اروپا با گفت‌وگو با طالبان، محرومیت زنان افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان را نادیده گرفته است. این نشست روز سه‌شنبه در بروکسل برگزار شد؛ پس از آن‌که 20 کشور عضو اتحادیه اروپا خواستار ایجاد راهکارهایی برای بازگرداندن شهروندان افغان فاقد اقامت قانونی شدند. مقام‌های اروپایی گفته‌اند که گفت‌وگو با طالبان بر افرادی متمرکز است که «تهدید امنیتی» برای اروپا خوانده می‌شوند. اما گاردین نوشته است که در نامه دعوت به مقام‌های طالبان، از افغان‌هایی یاد شده که حق قانونی اقامت در اتحادیه اروپا را ندارند؛ موضوعی که به گفته منتقدان، دایره اخراج‌ها را بسیار گسترده‌تر نشان می‌دهد. فعالان حقوق بشر این نشست را بخشی از سخت‌تر شدن سیاست‌های مهاجرتی اروپا می‌دانند. آنان هشدار داده‌اند که گفت‌وگو با طالبان، حتی اگر «فنی» خوانده شود، می‌تواند به عادی‌سازی رابطه با این گروه و تضعیف فشارهای حقوق بشری بر طالبان منجر شود. براساس آمار اتحادیه اروپا که گاردین به آن اشاره کرده است، کشورهای عضو این اتحادیه بین سال‌های 2013 تا 2024 حدود یک میلیون درخواست پناهندگی از شهروندان افغان دریافت کرده‌اند و نزدیک به نیمی از این درخواست‌ها پذیرفته شده است. در همین حال، سازمان ملل متحد پیش‌تر گزارش داده بود شماری از افغان‌های بازگردانده‌شده به افغانستان با بازداشت خودسرانه، شکنجه و بدرفتاری روبه‌رو شده‌اند. فعالان حقوق بشر می‌گویند بازگرداندن افغان‌ها به کشوری که زیر حاکمیت طالبان با بحران حقوق بشری و انسانی روبه‌رو است، می‌تواند جان بسیاری را به خطر اندازد. مقام‌های اتحادیه اروپا تأکید کرده‌اند که این نشست به معنای به رسمیت شناختن طالبان نیست. اما منتقدان می‌گویند صدور ویزه، میزبانی نشست در بروکسل و گفت‌وگو با نمایندگان طالبان، در عمل به این گروه اعتبار سیاسی می‌دهد. این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که طالبان زنان و دختران افغانستان را از آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد و حضور گسترده در زندگی عمومی محروم کرده‌اند. فعالان حقوق زنان می‌گویند هرگونه تعامل با طالبان بدون پیش‌شرط حقوق بشری، به‌ویژه حقوق زنان و دختران، می‌تواند سرکوب زنان در افغانستان را عادی‌سازی کند.

  • سه روایت از ازدواج اجباری، قتل و زندان زیر سلطه طالبان

    Image Source: Republished from UNESCO سوریا ده سال داشت که یک فرمانده محلی طالبان او را به نکاح خود درآورد. پس از نخستین شب ازدواج، این کودک با خون‌ریزی شدید به شفاخانه منتقل شد. در جوزجان، مخالفت خانواده بی‌بی آمنه با درخواست ازدواج یک مقام طالبان، به کشته‌شدن پدر و برادرش انجامید. در بادغیس نیز بی‌بی صدیقه نزدیک به دو سال است که به‌دلیل نپذیرفتن ادعای نکاح مردی بانفوذ و وابسته به طالبان، در زندان به‌سر می‌برد. این گزارش روایت سه دختری است که با ازدواج اجباری، خشونت و فشار افراد بانفوذ طالبان روبه‌رو شده‌اند. این موارد‌ نشان می‌دهد که برخی فرماندهان و مقام‌های وابسته به طالبان از قدرت نظامی، اداری و قضایی خود برای تحمیل ازدواج بر زنان و دختران استفاده می‌کنند. زن‌نیوز برای تهیه این گزارش با بستگان خانواده‌ها، یک کارمند صحی و منابع آگاه از این رویداد‌ها گفت‌وگو کرده و اسناد قضایی مربوط به پرونده بی‌بی صدیقه را بررسی کرده است. نام شماری از منابع به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی محفوظ مانده است. سوریا؛ کودکی که دیگر حرف نمی‌زند «سوریا» نام مستعار دختری ده‌ساله در تخار است. یکی از بستگان او به زن‌نیوز می‌گوید که یک فرمانده محلی طالبان با تهدید خانواده و پرداخت حدود یک میلیون افغانی به پدر دختر، سوریا را به ازدواج گرفته است. به گفته این منبع، فرمانده طالبان نزدیک به پنج برابر سوریا سن داشته است. خانواده در ابتدا با این ازدواج مخالفت کرده‌اند؛ اما تهدیدهای فرمانده و وضعیت مالی خانواده، امکان مقاومت را از آنان گرفت. در همین حال، یک کارمند صحی که به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی نخواست نامش فاش شود، به زن‌نیوز می‌گوید سوریا پس از نخستین شب ازدواج، بی‌هوش و با خون‌ریزی شدید به شفاخانه ولایتی تخار منتقل شد. به گفته او، این کودک از ناحیه رحم آسیب دیده بود و به مراقبت فوری نیاز داشت. یکی از بستگان سوریا می‌گوید که فرمانده طالبان این کودک را حدود سه ماه از خانواده‌اش جدا نگه داشت. هنگامی که سوریا به خانه بازگردانده شد، به‌سختی می‌توانست بایستد یا راه برود. پیامدهای این ازدواج تنها جسمی نبود. خویشاوند سوریا می‌گوید رفتار این کودک پس از بازگشت کاملاً تغییر کرده است. او می‌گوید: «او بسیار تغییر کرده است. غذا نمی‌خورد، حرف نمی‌زند، همیشه آرام است و بیشتر وقت‌ها بی‌دلیل چیغ زده گریه می‌کند.» بی‌بی آمنه؛ مخالفتی که دو قربانی گرفت بی‌بی آمنه، دختر پانزده‌ساله‌ای از ولسوالی درزاب جوزجان، است. دو منبع جداگانه به زن‌نیوز گفته‌اند که قاری شراف‌الدین، فرمانده امنیه طالبان در این ولسوالی، می‌خواست با او ازدواج کند. به گفته این منابع، خانواده بی‌بی آمنه با درخواست او موافق نبودند. مخالفت خانواده پیش از رویداد نیز باعث تهدید و فشار شده بود. در 16 حوت 1404، این مقام طالبان به خانه آنان رفت و تلاش کرد بی‌بی آمنه را به زور با خود ببرد. پدر و برادر بی‌بی آمنه در برابر او مقاومت کردند. هر دو منبع می‌گویند که فرمانده طالبان در جریان درگیری به سوی آنان شلیک کرد و هر دو را کشت. یکی از منابع آگاه، درخواست ازدواج و فشارهای پیش از رویداد را تأیید می‌کند. منبع دوم نیز اصل تلاش برای بردن دختر و کشته‌شدن پدر و برادر او را تأیید کرده است. بی‌بی صدیقه؛ زندان به‌جای پذیرش نکاح بی‌بی صدیقه، دختر هفده‌ساله ترکمن از بادغیس، نزدیک به دو سال است که در زندان طالبان به‌سر می‌برد. اسناد قضایی بررسی‌شده از سوی زن‌نیوز نشان می‌دهد که منازعه زمانی آغاز شده است که صدیقه حدود 9 تا 11 سال داشت. خدایی‌نظر، مردی سالخورده و دارای سه همسر، مدعی شده است که پدر صدیقه این دختر را در بدل بدهی به نکاح او داده است. خانواده صدیقه این ادعا را رد می‌کنند. خدایی‌نظر پیش‌تر مسئول زندان طالبان بوده و سپس به‌عنوان کارمند یکی از قول‌اردوهای این گروه در هرات فعالیت کرده است. براساس اسناد، محاکم ابتدایی طالبان در نخست به سود صدیقه حکم دادند. شاهدانی که برای اثبات نکاح معرفی شده بودند، از سوی محکمه معتبر شناخته نشدند و ادعای مرد رد شد. اما پس از مداخله مراجع بالاتر طالبان، مسیر پرونده تغییر کرد. صدیقه در سال 2024 بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شد. خانواده او می‌گویند که آزادی صدیقه به پذیرفتن نکاح با خدایی‌نظر پیوند زده شده است. به گفته آنان، صدیقه در زندان بیمار شده و وضعیت صحی‌اش رو به وخامت است. با وجود نزدیک به دو سال زندان، پاسخ او تغییر نکرده است. به‌گفته‌ مادر صدیقه، دخترش گفته است: «تا بمیرم هم تن به این نکاح نمی‌دهم.» پرونده‌های سوریا، بی‌بی آمنه و بی‌بی صدیقه از نظر جزئیات متفاوت‌اند؛ اما یک نقطه مشترک دارند: مرد خواستار ازدواج، فردی دارای قدرت در ساختار طالبان است. در پرونده سوریا، فرمانده مسلح با تهدید و پول، خانواده را وادار به پذیرش ازدواج کرده است. در پرونده بی‌بی آمنه، یک مقام طالبان متهم است که پس از مخالفت خانواده، دو عضو آن را کشته است. در پرونده صدیقه نیز نفوذ یک مسئول پیشین طالبان تا ساختار قضایی امتداد یافته و خود دختر زندانی شده است. در چنین شرایطی، رضایت زن یا دختر در برابر سلاح، مقام، پول و محکمه قرار می‌گیرد. مخالفت نیز ممکن است به تهدید، خشونت، زندان یا مرگ بینجامد. طالبان پیش‌تر مدعی شده‌اند که ازدواج اجباری ممنوع است و رضایت زن باید در نکاح در نظر گرفته شود. با این حال، این پرونده‌ها نشان می‌دهد که میان ادعای رسمی این گروه و تجربه زنانی که در برابر فرماندهان و افراد بانفوذ طالبان قرار می‌گیرند، فاصله‌ای عمیق وجود دارد. این در حالی است که فرمان شماره 18 طالبان، منتشرشده در ماه می 2026، سکوت دختر پس از رسیدن به بلوغ را در برخی شرایط نشانه رضایت می‌داند و ازدواج‌هایی را که در دوران کودکی ترتیب شده‌اند، به رسمیت می‌شناسد. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در 15 آگست 2021، گزارش‌های متعددی از ازدواج اجباری، چندهمسری تحمیلی و سوءاستفاده افراد مسلح و بانفوذ از زنان منتشر شده است.

  • قانون‌گذاران اروپایی: نشست بروکسل می‌تواند به طالبان مشروعیت سیاسی بدهد

    Image: AI-generated / CEPS شماری از قانون‌گذاران اروپایی، نمایندگان پیشین پارلمان افغانستان و فعالان حقوق بشر از اتحادیه اروپا خواسته‌اند از دعوت نمایندگان طالبان به بروکسل و هرگونه میزبانی رسمی از این گروه خودداری کند. آنان در یک نامه سرگشاده به کمیسیون اروپا، سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا و کشورهای عضو این اتحادیه، درباره گفت‌وگو با طالبان در زمینه مهاجرت و اخراج مهاجران افغان ابراز نگرانی کرده‌اند. امضاکنندگان گفته‌اند چنین نشست‌هایی، حتی اگر «فنی» خوانده شود، می‌تواند به طالبان مشروعیت سیاسی بدهد و پیام عادی‌سازی روابط با این گروه را منتقل کند. هانا نیومن، عضو پارلمان اروپا از آلمان، روز سه‌شنبه (2 سرطان) با نشر این نامه در شبکه ایکس گفته است: «هر دعوت‌نامه، هر ویزه و هر نشست رسمی یک پیام سیاسی دارد.» او تأکید کرده است که طالبان از همکاری در زمینه مهاجرت برای گرفتن امتیاز سیاسی استفاده می‌کنند و اتحادیه اروپا نباید اصول حقوق بشری خود را در برابر توافق‌های اخراج معامله کند. در این نامه آمده است که طالبان هیچ‌یک از معیارهای تعیین‌شده اتحادیه اروپا برای تعامل را برآورده نکرده‌اند. امضاکنندگان به محدودیت‌های شدید علیه زنان و دختران، سرکوب سیاسی، بازداشت‌های خودسرانه و مجازات‌های علنی در افغانستان اشاره کرده‌اند. آنان همچنین گفته‌اند افزایش نقش مقام‌های طالبان در برخی نمایندگی‌های قنسولی افغانستان در اروپا، نگرانی‌ها درباره نظارت و فشار بر مهاجران افغان را بیشتر کرده است. امضاکنندگان از اتحادیه اروپا خواسته‌اند از هرگونه تعامل رسمی با طالبان خودداری کند، همکاری در زمینه مهاجرت را از روندهای سیاسی جدا سازد و فشارها برای پاسخ‌گو ساختن طالبان در برابر نقض حقوق بشر را افزایش دهد. این درخواست در حالی مطرح می‌شود که بلجیم برای شماری از نمایندگان طالبان ویزه صادر کرده است تا در نشستی مرتبط با مهاجرت در بروکسل شرکت کنند. مقام‌های اروپایی گفته‌اند این نشست ماهیت فنی دارد و به معنای به رسمیت شناختن طالبان نیست. اما فعالان حقوق بشر هشدار داده‌اند که هر نوع میزبانی رسمی از طالبان می‌تواند به عادی‌سازی رابطه با این گروه کمک کند. این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که طالبان پس از بازگشت به قدرت، زنان و دختران را از آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد و حضور در بسیاری از بخش‌های زندگی عمومی محروم کرده‌اند.

  • ریچارد بنت: اروپا نباید افغان‌ها را به خطر بازگرداند

    Photo: UN ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، از اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن خواسته است افغان‌ها را به جایی که برای آنان خطرناک است، بازنگردانند. بنت روز سه‌شنبه (2 سرطان) در صفحه ایکس خود در واکنش به دعوت هیأتی از طالبان به بروکسل گفته است که اصل عدم بازگرداندن اجباری «مطلق» و «غیرقابل تعلیق» است و هیچ استثنایی در آن مجاز نیست. این واکنش پس از آن مطرح شد که اتحادیه اروپا هیأتی از طالبان را برای گفت‌وگو درباره بازگرداندن شماری از پناه‌جویان افغان به بروکسل دعوت کرد. مقام‌های اروپایی گفته‌اند این گفت‌وگوها فنی است و به معنای شناسایی رسمی طالبان نیست. بنت گفته است که شکنجه همچنان یک خطر واقعی و جدی در افغانستان است. به گفته او، هیچ تضمین یا اطمینان از سوی طالبان نمی‌تواند این خطر را رفع کند. در همین حال، ملاله یوسفزی، برنده جایزه صلح نوبل، نیز دعوت طالبان به بروکسل را محکوم کرده است. او دوشنبه (1 سرطان) در صفحه ایکس خود نوشت که از این اقدام «شوکه و عمیقاً ناراحت» شده است. ملاله گفته است طالبان همان گروهی است که دختران را از رفتن به مکتب منع کرده و زنان و دختران را از زندگی عمومی حذف کرده است. او افزوده است که طالبان با «آپارتاید جنسیتی»، زنان و دختران افغانستان را از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم کرده‌اند. ملاله تأکید کرده است: «هرگونه تعامل با طالبان باید با حقوق زنان و دختران افغان آغاز و پایان یابد.» دعوت طالبان به بروکسل با واکنش گسترده فعالان حقوق بشر و نهادهای مدافع پناه‌جویان روبه‌رو شده است. منتقدان می‌گویند گفت‌وگو با طالبان، حتی در سطح فنی، می‌تواند به این گروه مشروعیت بدهد و امنیت بازگشت‌کنندگان افغان را با خطر روبه‌رو کند. این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که طالبان در نزدیک به پنج سال گذشته محدودیت‌های گسترده‌ای بر زنان و دختران افغانستان وضع کرده‌اند؛ از بستن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران تا منع کار زنان. نهادهای حقوق بشری هشدار داده‌اند که بازگرداندن افغان‌ها به افغانستان، به‌ویژه در شرایط کنونی، می‌تواند آنان را در معرض بازداشت، شکنجه، تعقیب و نقض جدی حقوق بشری قرار دهد.

  • «از ناچاری به او جگر خام دادیم»؛ روایت زایمان مادر 17 ساله زیر خیمه

    Photo: UN Women/Sayed Habib Bidell آفتاب سوزان بر خیمه‌های کهنه می‌تابد و موج گرما نفس‌کشیدن را برای خیمه‌نشینان دشوار کرده است. باد داغ، خیمه‌های نازک و فرسوده را تکان می‌دهد. صدای خش‌خش پلاستیک‌های پاره در سکوت سنگین ظهر تابستان می‌پیچد. با هر وزش باد، گرد و خاک بلند می‌شود و در هوای خشک و سوزان می‌چرخد. خیمه‌نشینان می‌گویند زندگی در این گرمای طاقت‌فرسا بیشتر به ماندن در تنور می‌ماند تا پناهگاه. کودکان با صورت‌های غبارآلود در سایه‌های کم‌رنگ پناه گرفته‌اند و زنان با چهره‌های خسته، برای یافتن اندکی هوا، پرده خیمه‌ها را کنار می‌زنند. در میان همین خیمه‌های داغ و فرسوده، بی‌بی‌گل، دختر 17 ساله، نخستین فرزندش را به دنیا آورد؛ بی‌آن‌که داکتر، قابله یا مرکز صحی‌ای در نزدیکی او باشد. بی‌بی‌گل باشنده ولایت بادغیس است. او می‌گوید شش سال پیش، زمانی که جنگ میان نیروهای حکومت پیشین و طالبان شدت گرفت، خانواده‌اش ناچار شدند خانه خود را در ولسوالی قادس ترک کنند و به هرات پناه بیاورند. پناهی که قرار بود امن باشد، امروز برای بی‌بی‌گل چیزی جز خیمه‌ای داغ و زندگی آمیخته با فقر باقی نگذاشته است. او با صدایی ضعیف، ناشی از درد و بیماری، می‌گوید: «وقتی دردم شروع شد، فکر کردم دیگر زنده نمی‌مانم. هوا بسیار گرم بود، بدنم بی‌حال شده بود و هیچ‌کس نبود کمکم کند.» بی‌بی‌گل می‌گوید درد زایمان به خون‌ریزی شدید انجامید؛ اما راهی برای رفتن به شفاخانه نداشت، زیرا خانواده‌اش نه پول کرایه داشتند و نه وسیله‌ای برای انتقال او به شهر هرات. در کنار خیمه، لیلما، خشوی بی‌بی‌گل، تکه‌های کاغذ و پلاستیک را کنار هم جمع می‌کند تا اندکی دود ایجاد کند و مگس‌ها را دور نگه دارد؛ اما رنج او بزرگ‌تر از هر چیزی است که در این مکان به چشم می‌خورد. لیلما می‌گوید شوهر و پسرش بیکارند و خانواده حتی از تأمین نان شب عاجز مانده است. لیلما می‌گوید: «شوهرم و بچه‌ام کار ندارند. بعضی روزها هیچ چیز برای خوردن پیدا نمی‌کنیم. چطور عروس‌ام را به شفاخانه می‌بردم؟» او تأکید می‌کند که در محل زندگی آنان هیچ مرکز صحی وجود ندارد. به گفته لیلما، خون‌ریزی بی‌بی‌گل آنان را به وحشت انداخته بود؛ اما فقر و نبود آگاهی صحی، خانواده را به تصمیمی پرخطر کشاند. او می‌گوید: «از ناچاری به او جگر خام دادیم. گفتند خون‌ریزی را بند می‌کند. حالا نه‌تنها خوب نشد، بلکه مریضی‌اش بیشتر شده است.» بی‌بی‌گل اکنون با بیماری شدید دست‌وپنجه نرم می‌کند. رنگ چهره‌اش پریده و صدایش از ترس آینده می‌لرزد. او می‌گوید: «خیلی ضعیف شده‌ام. می‌ترسم نتوانم بزرگ‌شدن بچه‌ام را ببینم. شاید عمرم کوتاه باشد.» در سوی دیگر خیمه، غلام، همسر لیلما، با نگرانی از وضعیت صحی عروس‌شان سخن می‌زند. او می‌گوید: «ما هر روز نگران هستیم. اگر حالش بدتر شود، هیچ راهی نداریم. پول نیست، داکتر نیست.» داستان بی‌بی‌گل تنها روایت یک زایمان دشوار نیست؛ این تصویر زندگی زنانی است که در حاشیه شهرها، دور از خدمات ابتدایی صحی، مادر می‌شوند. تولد کودک او، به‌جای اتاق مجهز شفاخانه، زیر خیمه‌ای داغ رقم خورد؛ جایی که امید و ترس هم‌زمان نفس می‌کشند. برای بی‌بی‌گل، مادر شدن با یک پرسش بزرگ آغاز شده است: آیا زنده می‌ماند تا آینده فرزندش را ببیند؟

  • طالبان چهار تن را به اتهام شرکت در اعتراضات هرات بازداشت کردند

    Social Media منابع محلی در هرات می‌گویند طالبان چهار نفر را به اتهام شرکت در اعتراضات اخیر این ولایت بازداشت کرده‌اند. منابع روز جمعه (22 جوزا) گفتند که این افراد پس از اعتراضات مردمی در هرات از سوی نیروهای طالبان بازداشت شده‌اند. به گفته منابع، در پی تیراندازی نیروهای طالبان، یک نوجوان نیز زخمی شده است. این بازداشت‌ها در حالی صورت گرفته است که باشندگان منطقه جبرئیل هرات روز سه‌شنبه (19 جوزا) در اعتراض به بازداشت زنان و دختران از سوی طالبان به دلیل نوع پوشش، به خیابان آمدند. پیش از این، یوناما از بازداشت دست‌کم 30 زن در هرات و استفاده بیش از حد زور توسط نیروهای طالبان علیه معترضان ابراز نگرانی کرده بود. دیده‌بان حقوق بشر نیز گفته است که نیروهای طالبان در جریان سرکوب اعتراض هرات به سوی معترضان شلیک کرده‌اند که در نتیجه آن یک کودک کشته، شماری زخمی و شماری دیگر بازداشت شده‌اند.

  • «حجاب داشتیم؛ باز هم هدف خشونت قرار گرفتیم»؛ روایت معترضان هرات از سرکوب طالبان

    Photo: AI «طالب با قنداق تفنگ به سرم زد. بیهوش شدم و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.» این بخشی از روایت نازیه، یکی از دختران معترض هرات است؛ دختری که می‌گوید برای مطالبه حق کار، تحصیل و آزادی به خیابان رفت، اما با خشونت نیروهای طالبان روبه‌رو شد و با سر خون‌آلود و زخمی به خانه برگشت. صبح سه‌شنبه (9 جون) شماری از زنان و مردان در منطقه جبرئیل هرات گردهم آمدند تا در اعتراض به بازداشت زنان و آنچه رفتار خشونت‌آمیز مأموران امر به معروف طالبان گفته می‌شود، صدای اعتراض خود را بلند کنند. معترضان می‌گویند نه خواستار امتیاز ویژه‌ای بودند و نه شعار سیاسی سر دادند؛ آنان تنها سه واژه را فریاد زدند: «کار، تحصیل و آزادی». اما طالبان همین خواست ساده را نیز تحمل نتوانستند و با فیر تفنگ و لت‌وکوب پاسخ دادند. به گفته شاهدان، پاسخ طالبان به این خواسته‌ها نه گفت‌وگو، بلکه سرکوب بوده است. نازیه که در این تجمع حضور داشت، به زن‌نیوز می‌گوید از شب قبل، از طریق شبکه‌های اجتماعی از فراخوان اعتراض آگاه شده بود. او صبح زود همراه با یکی از دوستانش راهی محل تجمع شد. به گفته او، طالبان از همان آغاز مسیرها را بسته بودند و تلاش می‌کردند مانع تجمع مردم شوند. نازیه می‌گوید: «وقتی جمعیت بیشتر شد و شعارهای کار، تحصیل و آزادی بلند شد، طالبان شروع به لت‌وکوب مردم کردند. یک طالب به من گفت: “تو دختر هستی و حجاب نمی‌خواهی؟” بعد با قنداق تفنگ به سرم زد. وقتی چشم باز کردم، در یک خانه بودم و چند دختر دیگر روی صورتم آب می‌پاشیدند. سرم خون‌آلود بود و توان راه رفتن نداشتم. بعد دروازه تک‌تک شد و دخترها شروع کردند به فرار. ما از دروازه دیگر همان خانه فرار کردیم. دوستم با یک دختر دیگر به من کمک کردند و داخل سه‌چرخ سوار شدم. تا خانه رفتم، خون زیادی از سرم رفت.» روایت نازیه تنها یکی از ده‌ها روایت مشابه است؛ روایت زنانی که می‌گویند برای مطالبه ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود با خشونت روبه‌رو شده‌اند. سوریا، یکی دیگر از اشتراک‌کنندگان این اعتراض، در گفت‌وگو با زن‌نیوز می‌گوید لحظاتی پس از آغاز شعارها، نیروهای طالبان به سوی مردم یورش بردند. او می‌گوید: «ما فقط برای حق خود آمده بودیم. اما طالبان به‌جای شنیدن صدای ما، با فیر تفنگ پاسخ دادند. من با چشم‌های خود دیدم که زنان زخمی شدند. مردم فرار می‌کردند و هیچ‌کس احساس امنیت نمی‌کرد.» به گفته او، با بیشتر شدن شمار معترضان، موترهای بیشتری از نیروهای امنیتی و استخبارات طالبان به محل رسیدند و بازداشت‌ها آغاز شد. عایشه، یکی دیگر از زنان حاضر در تجمع، رفتار طالبان را «وحشیانه» توصیف می‌کند. او می‌گوید نیروهای طالبان در آغاز با چوب، شلاق و قنداق تفنگ مردم را لت‌وکوب کردند و می‌خواستند تجمع را پراکنده سازند. اما، وقتی طالبان نتوانستند اعتراض را متوقف کنند، به استفاده از سلاح روی آوردند. او می‌گوید: «ما حجاب داشتیم، اما باز هم هدف خشونت قرار گرفتیم. آن روز برای طالبان مهم نبود که زنان چه پوشیده‌اند؛ مهم این بود که چرا صدای اعتراض بلند کرده‌اند.» روایت این زنان، تصویری از واقعیتی را ترسیم می‌کند که بسیاری از زنان افغانستان در نزدیک به پنج سال گذشته تجربه کرده‌اند؛ واقعیتی که در آن حق آموزش، حق کار و حتی حق حضور در فضای عمومی، با وجود لباس و حجاب اسلامی، به موضوعی مناقشه‌برانگیز تبدیل شده است. اعتراض روز سه‌شنبه در هرات بخشی از مقاومت مدنی در برابر سیاست‌های طالبان است؛ سیاست‌هایی که منتقدان آن را نمونه آشکار تبعیض و زن‌ستیزی ساختاری می‌دانند. زنانی که در جبرئیل هرات به خیابان آمدند، می‌گویند خواسته آنان چیزی فراتر از حقوق اولیه انسانی نیست؛ حقوقی که به باور آنان، طالبان همچنان از به رسمیت شناختن آن خودداری می‌کنند.

  • روایت کودکانی که زیر سایه طالبان وادار به ازدواج شدند

    Source: Online platforms سنش آن‌قدر کم است که هنوز در میان حرف‌هایش از بازی‌های کودکانه، هم‌صنفی‌های سابقش و کتاب‌هایی یاد می‌کند که پس از بسته‌شدن مکتب، در گوشه‌ای از خانه خاک خورده‌اند. اما او اکنون به‌جای نشستن در صنف درسی، در خانه مردی زندگی می‌کند که به گفته خودش بیش از 40 سال سن دارد. خدیجه، 13 ساله از ولایت نیمروز، در گفت‌وگو با زن‌نیوز از زندگی مشترکش روایت می‌کند؛ در حالی که خودش تا هنوز معنای ازدواج را به‌درستی نمی‌داند. او می‌گوید: «من می‌خواستم مکتب بروم و بیشتر درس بخوانم. اما مرا به این پیرمرد دادند. شب‌ها در بغل مادرم می‌خوابیدم؛ حالا زیاد می‌ترسم و هر شب گریه می‌کنم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم مرا شوهر بدهند.» خدیجه می‌گوید تصمیم ازدواجش نه با رضایت خودش، بلکه میان مردانی گرفته شد که درباره آینده‌اش تصمیم گرفتند. او در روایت خود می‌گوید پدرش که در کار قاچاق مواد مخدر بوده، پس از بروز مشکل با یکی از افراد طالبان، ناچار به پذیرش ازدواج او شده است. خدیجه می‌گوید: «شنیدم که مرا به خاطر 50 کیلو تریاک به این طالب داده‌اند. من چیزی از این موضوع نمی‌فهمیدم. فقط می‌دانستم که دیگر نمی‌توانم به مکتب بروم یا به خانه خود برگردم. دیگر زندگی قبلی‌ام را ندارم.» او می‌گوید زمانی که از ازدواجش باخبر شد، روزها گریه می‌کرد. «من هنوز عروسک داشتم. هنوز با دخترهای همسایه بازی می‌کردم. نمی‌دانستم چرا باید زن یک مرد بزرگ شوم.» روایت خدیجه تنها یکی از روایت‌های کودکانی است که پس از محرومیت گسترده از آموزش، با سرنوشت‌هایی روبه‌رو شده‌اند که در انتخاب آن هیچ سهمی نداشته‌اند. در بادغیس، اقلیما نیز از آرزوهایی سخن می‌گوید که پیش از رسیدن به آن‌ها از او گرفته شد. اقلیما می‌گوید همیشه آرزو داشت داکتر شود. «وقتی مکاتب را بستند، فکر می‌کردم شاید چند ماه بعد دوباره باز شوند. کتاب‌هایم را نگه داشته بودم. اما به‌جای باز شدن مکتب، برایم لباس عروسی آوردند.» اقلیما می‌گوید هنوز از زندگی زناشویی چیزی نمی‌داند. «من هنوز کودک هستم. وقتی دخترهای هم‌سن‌ خودم را می‌بینم که درس می‌خوانند یا بازی می‌کنند، احساس می‌کنم چیزی از من گرفته شده است.» در مزار شریف، مریم نیز روایت مشابهی دارد. او می‌گوید آخرین روزی که از دروازه مکتب بیرون شد، فکر نمی‌کرد آن روز پایان همه آرزوهایش باشد. «من می‌خواستم معلم شوم. می‌خواستم درس بخوانم. اما پس از صنف ششم دیگر اجازه ندادند به مکتب بروم. می‌خواستم خود را ناکام کنم تا دوباره در مکتب بمانم، اما با آن‌که پارچه امتحانم را سفید دادم، باز هم مرا کامیاب کردند. چون در خانه مانده بودم، پدرم مرا شوهر داد. حالا هیچ‌کس از آرزوهای من نمی‌پرسد.» صدای مریم هنگام گفتن این جمله می‌لرزد: «هیچ‌کس از من نپرسید که آیا می‌خواهم ازدواج کنم یا نه.» سرنوشت خدیجه، اقلیما و مریم در حالی رقم خورده است که میلیون‌ها دختر در افغانستان از حق آموزش محروم هستند. فعالان حقوق زنان بارها هشدار داده‌اند که بستن دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها تنها به محرومیت آموزشی ختم نمی‌شود؛ بلکه دختران را در معرض ازدواج زودهنگام، ازدواج اجباری و وابستگی کامل اقتصادی قرار می‌دهد. در کشوری که دختران اجازه ندارند پس از صنف ششم به آموزش ادامه دهند، بسیاری از خانواده‌ها دیگر آینده‌ای برای تحصیل دختران نمی‌بینند. برای شماری از این خانواده‌ها، ازدواج زودهنگام به گزینه‌ای تبدیل شده که جای مکتب را گرفته است. اما بهای این تصمیم‌ها را کودکانی می‌پردازند که هنوز باید پشت میزهای درسی می‌نشستند. خدیجه در پایان گفت‌وگو سکوت می‌کند. چند ثانیه بعد آرام می‌گوید: «اگر مکتب باز می‌بود، شاید امروز عروس نمی‌بودم. شاید زن یک طالب نمی‌شدم و شاید من هم حق انتخاب داشتم.» جمله‌ای کوتاه که شاید خلاصه سرنوشت هزاران دختری باشد که پس از بسته‌شدن دروازه‌های آموزش، کودکی‌شان نیز از آنان گرفته شد. نام‌های خدیجه، اقلیما و مریم برای حفظ امنیت آنان تغییر داده شده است.

  • یوناما کشته‌شدن یک نفر در اعتراض جبرئیل هرات را تأیید کرد

    Social Media یوناما کشته‌شدن یک نفر در جریان سرکوب اعتراض جبرئیل هرات توسط طالبان را تأیید کرده است. این نهاد گفته است که در حال بررسی گزارش‌ها درباره دومین مورد مرگ ناشی از این رویداد است. یوناما امروز، چهارشنبه (20 جوزا) با نشر اعلامیه‌ای از بازداشت دست‌کم 30 زن در شهر هرات ابراز نگرانی کرده است. این نهاد همچنان گفته است که از استفاده بیش از حد زور توسط نیروهای امنیتی طالبان علیه معترضان در منطقه جبرئیل نگران است. براساس اعلامیه یوناما، مأموران امر به معروف و پولیس طالبان در روزهای 6 و 7 جون زنان را در شهر هرات ظاهراً به دلیل رعایت نکردن پوشش مورد نظر این گروه بازداشت کرده‌اند. یوناما افزوده است که ده‌ها زن دیگر نیز از راه تلفن هشدار دریافت کرده‌اند. به گفته این نهاد، زنان بازداشت‌شده در 8 جون رها شدند، اما چنین بازداشت‌هایی می‌تواند پیامدهای جدی بر زندگی زنان و خانواده‌های آنان بگذارد. یوناما گفته است شماری از معترضان در جریان سرکوب اعتراض جبرئیل پس از لت‌وکوب، از جمله با استفاده از چوب، زخمی شده‌اند. این نهاد تأکید کرده است که مردم حق دارند اعتراض خود را به‌گونه مسالمت‌آمیز و بدون ترس از خشونت، تهدید و انتقام‌گیری بیان کنند. جورجیت گانیون، معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان و سرپرست یوناما، گفته است که بازداشت یک زن در افغانستان برای او «لکه ننگ بزرگ» به همراه دارد و می‌تواند زنان را حتی پس از رهایی، در معرض خشونت بیشتر و انزوا در خانواده و محل زندگی قرار دهد. خانم گانیون افزوده است که بر اساس قوانین بین‌المللی، طالبان مکلف‌اند از حقوق همه افغان‌ها در زمینه آزادی بیان، گردهمایی‌های مسالمت‌آمیز، آزادی و امنیت فردی و مصونیت از بازداشت خودسرانه حفاظت کنند. یوناما تأکید کرده است که همه اقدامات مربوط به اجرای قانون باید با معیارهای پذیرفته‌شده جهانی حقوق بشر، از جمله اصول ضرورت، تناسب و عدم تبعیض، همخوان باشد. این نهاد بار دیگر از طالبان خواسته است تمام سیاست‌ها و رفتارهایی را که حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی زنان و مردان در افغانستان را محدود می‌کند، لغو کنند. یوناما در این زمینه به محدودیت‌ها بر آزادی گشت‌وگذار، آزادی بیان، آموزش، کار و مشارکت در زندگی عمومی اشاره کرده است. این اعلامیه در حالی منتشر می‌شود که باشندگان جبرئیل هرات روز سه‌شنبه (19 جوزا) در اعتراض به بازداشت زنان توسط طالبان به دلیل نوع پوشش به خیابان آمدند. طالبان این اعتراض را با شلیک و لت‌وکوب سرکوب کردند.

  • خالده پوپل در فهرست 100 چهره اثرگذار ورزش جهان قرار گرفت

    Photo: © Jennifer Gauthier / Reuters مجله تایم خالده پوپل، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال زنان افغانستان، را در فهرست 100 چهره اثرگذار ورزش جهان در سال 2026 قرار داده است. این فهرست روز سه‌شنبه (19 جوزا) با عنوان «TIME100 Sports 2026» منتشر شد. تایم از خالده پوپل به عنوان یکی از چهره‌های مهم فوتبال زنان افغانستان و از مدافعان حضور زنان افغان در ورزش یاد کرده است. مجله تایم نوشته است که خانم پوپل در سال 2007 یکی از اعضای بنیان‌گذار نخستین تیم ملی فوتبال زنان افغانستان بود. او کاپیتان این تیم بود و در بیرون از میدان نیز برای تشویق دختران به ورزش و فوتبال دادخواهی می‌کرد. به نوشته این مجله، پس از بازگشت طالبان به قدرت، ورزش زنان در افغانستان از هم پاشید. بسیاری از بازیکنان زن، از جمله خالده پوپل، ناچار شدند افغانستان را ترک کنند. تایم نوشته است که خانم پوپل اکنون در دانمارک زندگی می‌کند. او در سازمان‌دهی تیم «افغان وومن یونایتد» نقش دارد؛ تیمی که از زنان پناهنده افغان در کشورهای مختلف جهان تشکیل شده است. بر اساس گزارش تایم، خالده پوپل همچنان برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن این تیم از سوی فیفا تلاش کرده است. این تیم در ماه اپریل از سوی فیفا به رسمیت شناخته شد و اکنون می‌تواند در رقابت‌های بین‌المللی، از جمله مرحله‌های راه‌یابی به المپیک تابستانی 2028، شرکت کند. گفتنی است که خالده پوپل در سال‌های اخیر به یکی از چهره‌های شناخته‌شده ورزش و دادخواهی زنان افغانستان در جهان تبدیل شده است. او پس از بازگشت طالبان به قدرت، برای حمایت از بازیکنان زن افغان و ادامه حضور آنان در فوتبال نیز دادخواهی کرده است. این در حالی است که طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال 2021 محدودیت‌های گسترده‌ای بر ورزش، آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان وضع کرده‌اند. حذف زنان از ورزش در افغانستان باعث شده است شماری از ورزشکاران زن افغان از تبعید برای ادامه فعالیت و نمایندگی از زنان افغانستان تلاش کنند.

bottom of page