
نتایج جستجو
Search this site
660 results found with an empty search
- زرقا یفتلی جایزهٔ بینالمللی زاید برای همبستگی انسانی 2026 را دریافت کرد
Photo: Zarqa Yaftali/Facebook زرقا یفتلی، فعال حقوق زنان و آموزش دختران افغان، جایزهٔ بینالمللی «زاید برای همبستگی انسانی 2026» را دریافت کرد. این جایزه در یک مراسم رسمی از سوی شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، به زرقا یفتلی اهدا شده است. زرقا یفتلی با نشر پیامی در صفحهٔ فیسبوک خود نوشته است که این جایزه را نه یک دستاورد فردی، بلکه نشانهٔ بهرسمیتشناختن سالها مبارزهٔ جمعی زنان افغانستان میداند؛ زنانی که با وجود محرومیتهای گسترده و حذف سیستماتیک، برای حقوق اساسی خود ایستادگی کردهاند. یفتلی در این پیام تأکید کرده است که محرومسازی زنان و دختران از آموزش، کار و حضور اجتماعی، نقض سازمانیافتهٔ حقوق بشر است و نباید عادیسازی شود. او افزوده است که سکوت جامعهٔ جهانی در برابر این وضعیت، به تداوم بیعدالتی میانجامد. در همین مراسم، توافق صلح جمهوری آذربایجان و ارمنستان و یک سازمان رفاهی فلسطینی نیز بهعنوان دیگر برندگان این جایزه معرفی شدهاند. جایزهٔ زاید برای همبستگی انسانی یک جایزهٔ بینالمللی سالانه است که به افراد و نهادهایی اهدا میشود که در زمینهٔ تقویت همبستگی انسانی، صلح، عدالت و همزیستی مسالمتآمیز نقش مؤثر داشتهاند. زرقا یفتلی این جایزه را به همه زنانی تقدیم کرده است که با وجود تهدیدها و محدودیتها، برای حقوق زنان و آموزش دختران تلاش میکنند.
- طالبان: بیشتر قربانیان انفجار ماین در افغانستان کودکان هستند
Photo: NOORULLAH SHIRZADA/AFP ادارهٔ مبارزه با حوادث طبیعی طالبان گفته است که در یک سال گذشته 87 نفر در کشور بر اثر انفجار ماین و مواد منفجره جان باختهاند که در این میان 67.5 درصد قربانیان کودکان هستند. محمدیوسف حماد، سخنگوی این اداره، روز چهارشنبه (15 دلو) در یک پیام ویدیویی گفت که این آمار از 193 رویداد انفجار ماین و مواد منفجره در سراسر کشور ثبت شده است. بهگفتهٔ او، در این رویدادها 333 تن دیگر نیز زخمی شدهاند. حماد افزوده است که در یک سال اخیر 58 کیلومتر زمین از ماین و مواد منفجره پاکسازی شده و 24 هزار و 720 ماین و مواد انفجاری کشف و خنثی شدهاند. بهگفتهٔ او، 155 تیم ماینپاکی در افغانستان فعالیت دارند و به بیش از دو میلیون و 106 هزار نفر دربارهٔ خطرات ماین و مواد منفجره آگاهیدهی شده است. گفتنی است که افغانستان پس از دههها جنگ همچنان با آلودگی گستردهٔ ماینها و مواد منفجره باقیمانده از جنگ روبهرو است. براساس آمار سازمان ملل متحد، حدود سه میلیون و 300 هزار نفر در کشور در شعاع یک کیلومتری مناطق آلوده به ماین زندگی میکنند؛ وضعیتی که بهگونهٔ مستقیم جان کودکان را تهدید میکند.
- دیدبان حقوق بشر خواستار فشار دولتها بر طالبان شد
Photo: Ebrahim Noroozi/AP Photo دیدبان حقوق بشر در گزارش سالانهٔ خود گفته است که سرکوب زنان و دختران افغانستان توسط طالبان در سال 2025 تشدید شده و همزمان بحران انسانی در کشور بدتر شده است. دیدبان حقوق بشر این گزارش را روز چهارشنبه (15 دلو) منتشر کرده است. در این گزارش آمده است که طالبان در سال 2025 محدودیتهای سختگیرانهتری بر زندگی زنان و دختران اعمال کردهاند و بحران انسانی بهدلیل کاهش کمکهای خارجی و بازگشت اجباری میلیونها مهاجر وخیمتر شده است. فرشته عباسی، پژوهشگر بخش افغانستان در دیدبان حقوق بشر، گفته است دولتها باید طالبان را برای پایاندادن به «سوءاستفادههای وحشتناک» تحت فشار قرار دهند و همزمان حمایت از پناهجویان افغان و کمکهای بشردوستانه را گسترش دهند. بهگفتهٔ او، سرکوب بیوقفهٔ طالبان باید دولتها را به تلاش برای پاسخگوکردن مسئولان جنایات جدی در افغانستان سوق دهد. در این گزارش همچنین گفته شده است که در سال 2025 بیش از 22 میلیون نفر در افغانستان در معرض خطر ناامنی غذایی قرار داشتند و زنان و دختران بهطور نامتناسبی آسیب دیدهاند. دیدبان حقوق بشر تأکید کرده است که هیچ کشوری نباید افغانهایی را که با خطر آزارواذیت یا تهدید جانی روبهرو هستند، بهزور بازگرداند و از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته است از ایجاد و تأمین مالی یک سازوکار تحقیقاتی جدید دربارهٔ افغانستان حمایت کنند. این یافتهها در چارچوب گزارش جهانی 2026 دیدبان حقوق بشر منتشر شده است.
- نان یا شلاق؛ وقتی زندهماندن برای زنان نیمروز جرم میشود
Photo: Aref Karimi / AFP در نیمروز، جایی که فقر ریشههایش را تا مغز استخوان مردم دوانده است، زنان و دختران برای زندهماندن ناچارند دست نیاز به سوی رهگذران دراز کنند. اما آنچه کمتر دیده میشود، این است که زیر حاکمیت طالبان، همین تلاش برای بقا نیز برای زنان جرم تلقی میشود. روایتهای تکاندهندهٔ زنان شهر زرنج نشان میدهد که طالبان نهتنها فقر را درک نمیکنند، بلکه به آن با شلاق، بازداشت و محاکمههای صحرایی پاسخ میدهند؛ محاکمههایی که در آن نه قانونی و نه صدایی برای دفاع وجود دارد. شکیلا، زنی که کودک نوزادش را در آغوش گرفته و روی جادههای زرنج گدایی میکند، با چشمانی سرخ از گریه به زننیوز میگوید: «ما از روی ناداری لب سرک میآییم… نانآور ندارم؛ شوهرم سالها پیش کشته شد. اما طالبان هر شب ما را به حوزه میبرند و لتوکوب میکنند که گدایی نکنیم.» شکیلا با صدایی لرزان میافزاید: «حتی بارها با ما رفتارهای غیر اخلاقی کردند… گفتنش هم سخت است. ما صدا نداریم و کسی شکایت ما را نمیشنود.» لیلی، دختر دیگری از نیمروز، میگوید برای تأمین لقمهٔ نان خانوادهاش ناچار به گدایی است، اما طالبان به این بیپناهی با بازداشت و خشونت پاسخ میدهند: «حداقل هفتهای یکبار بازداشت میشوم. طالبان وقتی ما را روی سرک میبینند، میگیرند، ریشخند میزنند و لتوکوب میکنند.» عذرا، زن دیگری از نیمروز که نانآور پنج عضو خانواده است، میگوید وقتی در خانههای مردم کاری پیدا نمیکند، ناچار به گدایی میشود؛ اما گدایی در حکومت طالبان برای او به معنای حکم مرگ اجتماعی است: «بهصورت صحرایی محاکمهمان میکنند. هر کس هرطور دلش شد، با ما رفتار میکند. نمیدانند ما نان نیاز داریم.» این روایتها نشان میدهد که سیاستهای طالبان در حذف زنان از جامعه وارد مرحلهای تازه و خطرناک شده است؛ مرحلهای که در آن «محرومیت اقتصادی» زنان را به «گدایی اجباری» میکشاند و همان گدایی بهانهای میشود برای بازداشت، شکنجه و محاکمههای صحرایی. چرخهای از سرکوب که امروز در نیمروز به اوج خود رسیدهاست. داستان مادرانی که برای لقمهٔ نان تحقیر میشوند، لتوکوب میشوند و در سکوت میسوزند، تنها روایتهای شخصی نیست، بلکه سندی روشن از یک جنایت ساختاری علیه زنان است. زنان نیمروز با صدایی که میلرزد اما خاموش نشده، به جهان میگویند: «ما نان میخواهیم، نه شلاق. ما عدالت میخواهیم، نه محکمهٔ صحرایی. ما امنیت میخواهیم، نه ریشخند و تحقیر.»
- ممنوعیت قرص ضدبارداری؛ زنان افغانستان مجبور به زایمانهای پیدرپی
Photo: Keystone / AP Photo / Ebrahim Noroozi شماری از زنان در ولایتهای مختلف کشور میگویند که تصمیم طالبان برای ممنوعکردن فروش داروهای جلوگیری از بارداری در افغانستان، خانوادهها را تحت فشار شدید قرار داده و زنان را عملاً مجبور به فرزندآوری پیدرپی کرده است. منتقدان این سیاست میگویند که طالبان با این اقدام، نهتنها زندگی خصوصی مردم را هدف قرار دادهاند، بلکه سلامت و امنیت مادران و کودکان را نیز با خطر جدی مواجه کردهاند. ثریا نبیزاده، مادر شش فرزند و ساکن ولایت جوزجان، با انتقاد از این تصمیم طالبان در گفتوگو با زننیوز چنین میگوید: «فرزند نعمت خداست، اما وقتی حتی نان و پوشاک نداریم، آوردن کودک فقط ظلم است. حالا طالبان حتی اجازه نمیدهند برای کنترل خانوادهام دارو بخریم. زندگی ما شده اسارت و دیگر هیچ حق تصمیمگیری درباره فرزندان خود نداریم.» نجلا، زن دیگری از ولایت بلخ، نیز این تصمیم طالبان را دخالت در امور شخصی و حریم خصوصی خانوادهها دانسته و میگوید: «قرص ضد بارداری دیگر فروخته نمیشود. درست است که فرزند نعمت است، اما مجبور کردن ما به تولد پشتسرهم، ما را خسته و درمانده کرده است. طالبان دارند زندگی ما را نابود میکنند.» با این حال، متخصصان زنان و زایمان نیز درباره پیامدهای خطرناک این سیاست هشدار میدهند. هدیه مبشر، متخصص نسایی در کابل، در گفتوگو با زننیوز میگوید که فرزندآوری پیدرپی میتواند باعث افزایش آمار مرگومیر کودکان و مادران و همچنین گسترش بیماریها در خانوادهها شود. او در این مورد میافزاید: «مادرانی که هر سال فرزند میآورند، جان و سلامت خود را به خطر میاندازند و کودکانشان دچار سوءتغذیه و بیماری میشوند. این دستور طالبان یعنی کشتن تدریجی زنان و تحمیل فشار غیرانسانی بر خانوادهها. حق انتخاب مادران از آنها گرفته شده است.» با این حال، آگاهان میگویند ممنوعیت فروش داروهای ضدبارداری، نمونهای دیگر از تلاش طالبان برای کنترل کامل زندگی خصوصی مردم و تحمیل فشار بر خانوادهها است؛ اقدامی که نقض آشکار حقوق بشر و آزادی زنان، و تهدیدی مستقیم برای سلامت جامعه محسوب میشود.
- اجساد سه زن کشتهشده در ولسوالی سپینبولدک قندهار پیدا شد
Sent to ZanTV منابع محلی در ولایت قندهار خبر میدهند که اجساد سه زن که مدتی پیش کشته شده بودند، در ولسوالی سپینبولدک این ولایت پیدا شدهاند. این منابع روز دوشنبه (13 دلو) به زننیوز گفتند که این جسدها در مربوطات حوزهٔ ششم ولسوالی سپینبولدک، در نزدیکی کوه «سارگو»، پیدا شدهاند. منابع میگویند که این سه زن بهگونهٔ «بیرحمانه» به قتل رسیده و سپس جسدهایشان در گودال انداخته و دفن شده است. بهگفتهٔ منابع، از وضعیت اجساد آشکار است که این رویداد مدتی پیش رخ داده است. همچنین گفته شده است که تاکنون هویت قربانیان و انگیزهٔ این قتلها روشن نشده است. منابع افزودهاند که طالبان اجساد را به شفاخانهٔ دولتی ولسوالی سپینبولدک انتقال داده و در تلاش برای شناسایی خانوادههای قربانیان هستند.
- خفهکردن رسانهها در کاپیسا؛ طالبان نشر تصویر زندهجان را ممنوع کردند
Image: Bülent Kılıç/AFP خبرنگاران و مالکان رسانهها در ولایت کاپیسا میگویند که طالبان با ممنوعیت نشر تصاویر زندهجان، رسانهها را در این ولایت عملاً خفه و آزادی بیان را بهگونهٔ آشکار نقض کردهاند. یک خبرنگار محلی در کاپیسا که نخواست نامش فاش شود، به زننیوز گفته است که ادارهٔ امر به معروف و نهی از منکر طالبان در این ولایت به رسانهها دستور داده از گرفتن و نشر تصویر موجودات زنده بهگونهی جدی خودداری کنند. او میگوید: «طالبان نهتنها گرفتن و نشر تصویر را منع میکنند، بلکه در پی گرفتن لقمه نان مردم، بهویژه خبرنگاران و کارمندان رسانهای، هستند. وقتی تصویر ممنوع شود، ما عملاً بیکار میشویم و مردم هم دلیلی برای دنبالکردن رسانهها ندارند، چون چیزی برای نشر باقی نمیماند. این واقعا، ظلم طالبان را نشان میدهد.» در همین حال، مرکز خبرنگاران افغانستان میگوید که طالبان با صدور دستور تازهای در ولایت کاپیسا، نشر تصویر موجودات زنده را بهگونهٔ کامل ممنوع کردهاند؛ اقدامی که بهگفتهٔ منتقدان، گام دیگری در مسیر حذف نظاممند رسانهها و خاموشکردن صدای مردم است. بر اساس گزارش مرکز خبرنگاران افغانستان، این دستور روز پنجشنبه (9 دلو) از سوی جمالالدین مظهری، رییس امر بهمعروف و نهیازمنکر طالبان در کاپیسا صادر شده و از طریق ریاست اطلاعات و فرهنگ به رسانهها ابلاغ شده است. در پی اجرای این دستور، تلویزیون ملی کاپیسا ناچار شده فعالیت تصویری خود را متوقف کرده و به پخش رادیویی بسنده کند. کارمندان رسانهای در این ولایت به زننیوز گفتهاند که رسانههای خصوصی نیز با محدودیتهایی روبهرو شدهاند که عملاً ادامه فعالیت حرفهای آنها را ناممکن ساخته و رسانههای دیداری را از کارکرد اصلیشان بازمیدارد. مرکز خبرنگاران افغانستان اعلام کرده است که کاپیسا بیستوپنجمین ولایتی است که طالبان در آن نشر تصویر موجودات زنده را ممنوع میکنند؛ تصمیمی که نشان میدهد این سیاست نه یک اقدام موردی، بلکه بخشی از برنامهای گسترده برای کنترل کامل فضای اطلاعرسانی در افغانستان است. در حال حاضر، رادیو و تلویزیون ملی، نمایندگی خبرگزاری دولتی باختر، جریده کاپیسا و چند رادیوی خصوصی از جمله صدای نجراب، ندای حقیقت و طنین صدا در ولایت کاپیسا فعالیت دارند؛ رسانههایی که اکنون یا به سکوت وادار شدهاند یا زیر سایه سانسور شدید به کار ادامه میدهند.
- عضو پارلمان اروپا: اصولنامهٔ جزایی طالبان آپارتاید جنسیتی و بردگی زنان را رسمیت میبخشد
Photo: European Parliament / Benoit Bourgeois هانا نویمان، عضو پارلمان اروپا، گفته است که اصولنامهٔ جزایی طالبان در افغانستان «آپارتاید جنسیتی و بردگی بالفعل زنان و دختران را تدوین میکند». نویمان این اظهارات را در پیامی در شبکهٔ اجتماعی ایکس مطرح کرده است. او افزوده است که پاسخگویی طالبان در قبال جنایتهایشان به تأخیر افتاده و تأکید کرده است که «هیچ عادیسازی با طالبان» نباید صورت گیرد. گفتنی است که اصولنامهٔ جزایی محاکم طالبان که بهتازگی از سوی رهبر این گروه توشیح شده، بهگفتهٔ منتقدان، شامل مقرراتی است که خشونت علیه زنان و کودکان را محدود تعریف میکند و تبعیضهای گستردهٔ جنسیتی و مذهبی را رسمیت میبخشد. وزارت عدلیهٔ طالبان در واکنش به انتقادها از این اصولنامه اعلام کرده است که اعتراض به اصولنامهٔ جزایی این گروه «شرعاً جرم» است و افراد معترض تحت پیگرد قرار میگیرند. این وزارت گفته است که قوانین طالبان بر اساس قرآن، سنت و فقه حنفی تدوین شده و اعتراض به آنها، اعتراض به شریعت محسوب میشود.
- فروریختن سقف یک خانه در ننگرهار؛ هفت عضو یک خانواده جان باختند
Image: Sent to ZanTV مقامهای محلی طالبان در ولایت ننگرهار میگویند که در پی فروریختن سقف یک خانه در شهر جلالآباد، هفت عضو یک خانواده جان باختهاند و یک تن دیگر زخمی شده است. این رویداد حوالی ساعت 12 شب چهارشنبه (8 دلو) در منطقهٔ غوچکو از مربوطات ناحیهٔ هفتم شهر جلالآباد رخ داده است. طالبان علت این حادثه را جاری شدن آب در زیر ساختمان عنوان کردهاند که به سست شدن پایههای خانه و در نهایت فروریختن سقف آن انجامیده است. بهگفتهٔ مقامهای محلی طالبان، بیشتر قربانیان این رویداد را زنان و کودکان تشکیل میدهند. وضعیت فرد زخمیشده نیز وخیم گزارش شده است.
- روایتهای تلخِ خشونت علیه زنان زیر پرچم «اسلامی» خواندهشده طالبان
Image: AI-generated زننیوز در گفتگو با زنان و دختران افغانستان به روایتهایی دست یافته است که از خشونت سیستماتیک و عادیشده علیه زنان حکایت دارد؛ روایتهایی که تجربههای مستقیم زنان از خشونت خانوادگی را بازتاب میدهد. «چون حاضر نبودم با یک مرد 45 ساله ازدواج کنم، پدرم چنان لتام کرد که فکر کردم نفسهای آخرم است. پدرم من را در 13 سالگی، در بدل پول عروس کرد.» «شوهرم گوشتهای بدنم را با چاقو میبُرد… مردم هر روز سه وعده غذا میخورند، من چهار وعده لت و کوب.» «کاش با ضربهٔ اولش میمُردم، تا هر روز مرگ را زندگی نمیکردم.» این روایتها از سوی حسنا، خاتمه و ستاره با زننیوز در میان گذاشته شده است؛ زنانی که از خشونت خانوادگی سخن میگویند. حسنا، دختر 15 ساله و باشندهٔ ولایت نیمروز است که دو سال پیش به زور لتوکوب از سوی پدرش مجبور به ازدواج در سن کودکی شده است. او میگوید که پدرش وی را در بدل پول به یک قاچاقبر مواد مخدر فروخته و وادار به ازدواج کرده است. «این مرد قاچاقبر مواد مخدر است و پدرم من را مجبور کرد با او ازدواج کنم. من 13 ساله بودم. گفت یا مرگ یا این شوهر. مرد 45 سالهای بود که برایم خواستگاری آمد. چون راضی نبودم، پدرم چنان لتام کرد که فکر کردم آخرین نفسم است. من را در بدل 30 لک فروخت.» حرکتهای ناموزون دستها و سر حسنا، نشانهٔ ترس و وحشتی است که هنوز در وجودش مانده؛ ترس از مشتهای پدر، و ترس از مردی که آیندهاش را بلعیده است. او میگوید در پانزدهمین روز پس از عروسی دچار افسردگی شدید شده و اکنون از بیماری روانی رنج میبرد. خاتمه، زن دیگری است که زیر سایهٔ طالبان بدترین نوع خشونت را تجربه میکند. او میگوید طالبان نهتنها به شکایتش رسیدگی نکردهاند، بلکه او را تهدید به زندان کردهاند. این زن 26 ساله از بادغیس میگوید: «شوهرم گوشتهای بدنم را با چاقو میبُرد. مردم در یک شبانهروز سه وعده غذا میخورند، من چهار وعده لت میخورم. پدرم نمیدانست که معتاد است. حدود پنج سال از عروسیام میگذرد. هر روز کمر و رانهایم را با چاقو میبُرد و میگوید پول پیدا کن، وگرنه همینطور گوشتهایت را میبُرم تا بمیری.» او افزود زمانی که برای گرفتن طلاق به اداره امر به معروف طالبان مراجعه کرده، با تهدید مواجه شده است. «دو ماه پیش رفتم پیش طالبها و گفتم شوهرم من را لت میکند و میخواهم طلاق بگیرم. کلانِ طالب گفت این زن را زندان کنید؛ از شوهر شکایت کردن گناه دارد. گفت تو حق طلاق نداری، شوهرت اگر بخواهد تو را طلاق میدهد. اگر بار دیگر شکایت کنی، آخر خودت را در زندان میبینی.» ستاره، زن دیگری از ولایت غزنی، میگوید که پدرش او را بهزور به مردی داده که زن دیگر نیز داشته است. او از روزهای آغازین زندگی مشترکش چنین میگوید: «شب اول که شوهرم به خانهٔ ما آمد، ترسیدم، خیلی کلانسن بود. وقتی همه رفتند، به من گفت بیا روی بستر بخوابیم. من ترسیده بودم، خواستم فرار کنم. با فلاکس چنان زد که از هوش رفتم. کاش همان ضربه اول میمُردم، نه اینکه هر روز لتوکوب شوم. فردا به پدرم گفتم، پدرم گفت اگر تو را بکُشد هم شوهرت است و حق دارد. نمیدانم حق خودم کجاست؟ چرا یک مرد حق دارد ولی زن نه؟» ستاره برای فرار از این خشونت به ادارهٔ طالبان مراجعه کرده، اما آنها نیز او را تحقیر کردهاند. «رفتم به حوزه گفتم شوهرم هر روز لتوکوبم میکند. طالبها خندیدند و گفتند برو برایش غذا پخته کن، خوب میشود. یکی به تمسخر گفت: حتماً مقبول نیستی که لتات میکند.» اینها فقط روایت نیستند، بلکه زخمهای باز زنانی است، که در افغانستان زیر حاکمیت طالبان، جایی برای پناه، شکایت یا عدالت ندارند. روایتهایی که هر کلمه ی آن وزن درد یک نسل را به دوش میکشد؛ نسلی که میان مشت، سنت، معامله، و بیعدالتی نفس میکشد و زنده میماند.









