top of page

پنج سال امیدهای از دسترفته؛ آیا جهان به این عادت کرده است؟
پانزدهم آگست برای بسیاری از مردم شاید یک تاریخ عادی باشد؛ تاریخی در تقویم، تاریخی در کتابهای سیاسی، تاریخی که با سقوط کابل و بازگشت طالبان برابر است. اما برای من
Aug 143 min read


زخم 15 آگست؛ «من کابل را با گریه ترک کردم»
من خبرنگار بودم؛ با کلمهها زندگی میکردم و با دوربین و قلم، درد مردمم را روایت میکردم. اما روزی رسید که خودم شدم یکی از همان آدمهایی که باید از دردشان مینوشتم.
Aug 123 min read


زخمهایی که دیده نمیشوند؛ روایت یک دانشجوی افغان
شاید سنگینترین چیزی که یک مهاجر افغان با خود حمل میکند، نه پاسپورت است، نه ویزه و نه حتی چمدانی که از وطن آورده است. سنگینترین بار، افغان بودن است.
Jul 214 min read


روزی که در طب کامیاب شدم؛ پیامی به دختران محروم از کانکور
من نیز در دوره نخست حاکمیت طالبان در کندز از آموزش محروم شدم. در آن زمان، در مکتبهای خانگی و نزد ملا به آموزش ادامه دادم. با وجود همه دشواریها، هرگز امیدم را از دست ندادم.
Jul 91 min read


bottom of page